ترجمه فارسی اشعار حضرت ابوطالب
ترجمه فارسی برخی اشعاراز کتاب حضرت ابوطالب حامی پیامبر
1- زعمتْ قریشٌ أنَّ أحمدَ ساحرٌ كذبوا و رَبَّ الراقصاتِ إلی الحَرَمْ
سوگند به پروردگار آنان كه پیرامون حرم در گردشند! آنان كه می پندارند احمد ساحر است دروغ می گویند
1- أنَّ الأمینَ محمداً في قومِهِ عندي یفوقُ مَنازِلَ الأولاد
همانا پیامبر خدا محمد فرزند آمنه ، نزد من چونان فرزندی از فرزندانم می باشد
1- إصْطـَـبـِرْ یا عليُّ فالصبرُ أحجی كلُّ حَيٍّ مصیرهُ لشَعُوبِ
شكیبا باش ای پسر كه شكیبایی بهتر است و بازگشت هر زنده ای به مرگ است
2- قد بذلناك - و البلاءُ عَسِیرٌ- لِفداء النَّجیبِ و ابنِ النجیبِ
خداوند به شكیبایی آزمایش می كند كه آزمایش ، سخت است. و برای فدا شدن در مسیر دوست و فرزند دوست
3- لفداءِ الأغَرِّ ذي الحَسَب الثــّـا قبِ و الباع ِ و الفناءِ الرحیبِ
آن كه نجیب و از خانواده ای اصیل و متنفّذ و با سخاوت و بزرگوار و آقاست
4- أنْ تـُصبْكَ المنونُ فالنـَّـبلُ یُبْری فمُصیبٌ منها و غیرُ مُصیبِ
اگر مرگ ، تو را ربود ، پس به بزرگی رسیده ای و به بدی اصابت ننموده ای
5- كلُّ حَيٍّ و إن تـَـملأعیشاً آخِذٌ من سِهامِها بذَنُوبِ
و سر انجام هر زنده ای ، هر چند كه عمری را به شیرین گذرانده باشد ، بهره ای از مرگ را می جشد
1- تعَلَّم ملیك الحبش أنَّ محمداً وزیرٌ لموسی و المسیح بن مریم
خوبان از مردم بدانند كه محمد وزیر موسی و عیسی بن مریم است
2- أتی بهدی مثل الذي أتیا به فكلٌّ بأمر الله یهدي و یعصمُ
برای ما سیره و روشی مانند آنچه آن دو آوردند ، آورد، و همگی به امر خدا هدایت می كنند و انسان را ( از گمراهی و انحرافات ) حفظ می نمایند
1- مَنَعنا الرسولَ رسولَ الملیكِ ببیض ٍ تلألألمعَ البُرُوق
من پیامبر، فرستاده خداوند مالك مقتدر را یاری نمودم، درمقابل شمشیرهایی كه مانند درخشش برقها می درخشید.
3- أذبُّ و أحمي رسولَ الملیك حمَایَة حام ٍعلیه شَفیق
از رسول خدا دفاع كردم و او را حمایت كردم مانند حمایت كردن فردی كه بر او مهربان و دلسوز است
4- و ما أن أدبُّ لأعدائه دَبیبَ البِكار حِذار الفَنیق
و من در مقابل دشمنان او آهسته و با نرمی حركت نكردم مانند آهسته حركت كردن شتران ماده از ترس شتر نر فنیق
5- ولكن أزیرُ لهم سامتاً كما زارَ لیثٌ بغیل مَضِیق
ولكن من برای آنها چون نعره شیر بیشه كه عرصه بر او تنگ آمده ، به شدت نعره می كشم
1- أوصي بنصر أمین الله مشهدَهُ بعدي: علیّاً و صنو الخیر عبّاسا
چهار نفر را به یاری پیامبر خوبی، سفارش می كنم: فرندم علی و بزرگ قوم عباس .
2- و حمزة الأسد المخشيَّ صولتهُ و جعفراً أن یذودوا دونه النّاسا
و حمزه شجاع حامی حقیقت نبوی ، و جعفر را ، ( سفارش می كنم ) در مقابل مردم از او دفاع كنید.
4- كونوا - فِدیً لكُمُ أمّي و ما وَلـَـدَتْ- من دون أحمدَ عند الرَّوْع ِ أتراسا
مادرم و اولادش فدای شما باد! در یاری رساندن به احمد، در مقابل مردم سپر باشید.
[50]40- و أبیَضَ یُسْتَسْقیَ الغَمامُ بوجهِهِ ربیع الیتامی عِصْمَة ٌ للأرامِلِ
و شخص نورانی و درخشانی كه به آبروی او از ابرها درخواست باران می شود ،او كه دادرس یتیمان و پناه و حافظ بیوه زنان است.
[51]41- یلوذُ به الهُلاّﻙُ من آل هاشمٍ فهم عنده في نعمةٍ و فواضِلِ
فقرای از آل هاشم به او پناه بردند و نزد او در ناز و نعمت و زیادتی فرو رفتند
[77]65- بمیزان قسْطٍ لا یَغِیْضُ (1) شَعیرةً له شاهدٌ من نفسهِ حَقّ عادِلِ
و او ترازوی عدل است كه به اندازه¬ی یك مو خطا نمی كند و وزنه¬ی راستین است كه در وزن آن ادّعای گزاف نشده است
6/6- إنَّ الوثیقةَ في لزوم محمدٍ فاشدُد بصحبة - عليُّ - یَدَیكا
همانا محكم كاری درملازمت با محمد است ، پس با همراهی با او خود را تقویت كن
1- أنَّ علیّاً و جعفراَ ثقتي عند احتدام الأمور و الكُرب
همانا علی وجعفر درمصیبتها و شدائد روزگار، مورد اطمینان من هستند
لا تخذُلا و انصُرا ابنَ عَمِّكما أخي لأُمي من بینهم و أبي
پسر عمویتان را وانگذارید و او را یاری كنید، كه عموی شما از بین دیگران برادر پدر و مادری من است.
و الله لا أخذلُ النبيَّ و لا یخذلُهُ من بَنيَّ ذو حَسَب
و به خدا سوگند! من پیامبر را وانمی گذارم و از فرزندانم هر كه دارای حسب و نسب است او را وا نمی گذارد.
1- أصبر أبا یعلی علی دین أحمدٍ و كن مُظهراً للدین وُفِّقت صابرا
ای ابویعلی( حمزة ) بر دین احمد صبر كن و دینت را آشكار ساز، خداوند به صبر موفقت كند!
2- و حط من أتی بالدین من عند ربِّهِ بصدق و حقٍّ لا تكن حمز كافرا
و كسی را كه از جانب پروردگارش حق و حقیقت را آورده با عزمی راستین حفظ كن ! ای حمزه كافر نباش
3- فقد سَرَّني أن قلت إنك مسلمٌ فكن لرسول الله في الله ناصرا
همانا مرا خوشحال كردی كه گفتی إیمان آورده ای ، پس در راه خدا یاری رساننده¬ی به رسول خدا باش!
4- و باد قریشاً بالذي قد أتیته جهاراً و قل: ما كان أحمد ساحرا
ایمان خود را برای قریش آشكار ساز و بگو كه احمد ساحر نیست.
4- یقولونَ لي: دَعْ نَصْرَ مَنْ جاءَ بالهدی و غالِبْ لنا غَلاّبَ كـُـلِّ مُغَالِبِ
می گویند كه كه از یاری كسی كه برای هدایت آمده، دست بردار، و پیروزی را برای ما كه بر هر پیروزی، پیروزمند تر هستیم ، قرار بده.
5- و سَلــَّـمْ إلینا أحمداً و اكفلنْ لنا بَنِینا و لا تحفلْ بقـَـوْل ِالمعاتِبِ
و احمد را به ما تسلیم كن، و به جای او عهده دار سرپرستی فرزندی از ما باش، و به سخن سرزنشگر اعتنا نكن.
6- فقلتُ لهم: أللهُ رَبّي و ناصري علی كلِّ باغ ٍ من لـُـوَيِّ بن غالِبِ
به آنها پاسخ دادم، خداوند پروردگار و یاور من بر هر ستمگری از دودمان لوی بن غالب پیروز است
1- أنتَ النبيُّ محمدُ قرْمٌ أغرُّ مُسَوَّدُ
تو محمد پیامبر هستی، كه بزرگ مرد ارجمند و سرور سروران هستی.
2- لمسوَّدین أكارمٍ طابوا و طابَ المَوْلدُ
آن سروران بلند مقامی كه پاك ، و پاك نژاد می باشند
11- و لقد عَهدتـُـك صادقاً في القـَـوْلِ لا تـَـتـَـزَیَّدُ
من تو را در طول زندگی همواره راستگو - نه گزافه گو - یافتم
12- ما زلتَ تنطقُ بالصَّوا بِ و أنتَ طفلٌ أمْرَدُ
تو همواره از آن هنگام كه كودك و نوجوان بودی تا كنون به سخن حق و راست تكلم می كنی
1- لـَـقـَـدْ أكرمَ اللهُ النُّبيَّ مُحَمَّداً فأكرمُ خلقِ الله في الناس أحْمدُ
همانا خداوند پیامبرش را گرامی داشت، پس گرامی ترین خلق در میان مردم احمد است
2- و شَقَّ له من إسْمهِ لیُجِلـَّـهُ فذو العرِ ش محمودٌ و هذا مُحَمَّدُ
خداوند نام پیامبر را از نام خودش گرفت . تا از مقام او تجلیل كند . زیرا كه خداوند صاحب عرش محمود است و این پیامبر محمد است .
1- ألا لیت شعري كیف في النَّاي جعفرٌ و زیدٌ و أعداءُ العدا و الأقاربُ
ای كاش می دانستم كار جعفر و عمروعاص و دشمنان نزدیك پیامبر، در میان مردم به كجا انجامید؟
2- و هل نال معروف النجاشي جعفراً و أصحابه أم غالَهُ عنه شاغبُ
آیا جعفر و همراهانش از مهر و احسان نجاشی برخوردار شدند و یا دشمنان مانع اینكار گشتند
1/5- تعلم أبیت اللعن أنك ماجد كریم فلا یشقی إلیك المجانب
ای نجاشی: مردم نیك اندیش دریافته اند كه تو شخص شریف و بزرگوار هستی، و آنها كه به تو پناهنده شده اند خوشحال هستند
3- تَعَلـَّـمْ بأنَّ اللهَ زادَك بَسْطـَـةً و أسبابَ خیرٍ كـُـلـُّـها بك لازبُ
و نیز دریافته اند كه خدا مقام ارجمندی به تو داده و همه گونه وسایل سعادت و نیك بختی را تحت اختیارتو گذاشته است.
2- ألم تعلموا أنّا وجدنا محمداً نبیاً كموسی خُطَّ في أول الكتب
آیا نمی دانید كه ما محمد را پیامبری مانند موسی یافتیم كه نامش در كتابها پیشین نوشته شده بود
[120]98- لقد علموا أنَّ ابنْنَا لا مُكذَّبٌ لدیهم و لا یعنی بقول الأباطِلِ
مردم دانسته اند كه ما پسرمان را به دروغ ، نسبت نمی دهیم و به سخن بیهوده گویان اعتنا نمی نمائیم
1- یا ربِّ ربِّ الغَسَق الدُجيّ و القمَر المبتلج المضيّ
ای پروردگار من! ای خدای شب تار و ماه تابناك،
2- بیّن لنا مِنْ حُكمِكَ المقضي ماذا تری لي في اسم ذا الصبيّ
از فرمان مسلم و حكم قطعی خود برای ما، در مورد نام این نوزاد پسر آنچه را می پسندی بیان فرما
3- خصّصتما بالولد الزكيّ و الطاهِر المُطـَـهَّر الرّضي
ای اهل بیت پیامبر برگزیده! شما به فرزند پاك اختصاص یافتید.
4- أنّ اسمه من شامخ علـّي عليّ اشتقّ من العليّ
همانا نام او از مقام شامخ ارجمندی الهی سرچشمه گرفته و نام او علی است. كه از نام خداوند ارجمند گرفته شده است.
1- یمَنُّونكم أن یقتله و أنما ً أمانیُّهم تلكم كأحلام نائم
شما آرزوی آن را دارید كه پیامبر را به قتل برسانید، ولی این آرزو همچون خوابهای آشفته ای است كه می بینید
1/15- أترجون أنّا مسلمون محمداً و لمّا نُقاذف دونَهُ بالمراجم
شما می پندارید كه ما محمد صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلِهِ وَ سَلَّم را تسلیم شما می نماییم ؟ و بی آنكه كاری داشته باشیم، شما را برای دستگیری اش آزاد می گذاریم ؟ خیر ، هرگز چنین نخواهد بود
7- و قد كان في أمرِ الصحیفة عِبْرَة ٌ أتاك بها من غائبٍ مُتَعصِّبِ
ماجرای نابودی قطعنامه به وسیله موریانه و خبر از این موضوع مخفی جداً شگفت انگیز و مایه عبرت است
8- مَحَا اللهُ منها كفَرَهم و عُقوقَهم و مانقموا من صادقِ القول مُنـْـجَبِ
. خداوند بدین وسیله كفر و لجاجت دشمن را در هم شكست. و آنها چاره ای جز تسلیم در برابر حق آشكار نداشتند
9- و أصبح ما قالوا من الأمر باطلاً و مَنْ یَخْتـَـلِقْ ما لیس بالحقِّ یُكـْـذَبِ
آری به روشنی برایشان ثابت شد كه در مسیر باطل قدم بر می دارند. و كسی كه طرفدار باطل باشد، به ناچار دروغگو خواهد بود. و سرانجام، زشتی درونش آشكار خواهد شد.
18- أتَبْغُونَ قَتلاً للنبي محمدٍ خُصِصْتـُم علی شُؤْم ٍ بطول أثام
آیا كشتن محمد پیامبر خدا را می خواهید؟ بر كار بسیار زشتی كه گناه بزرگی است ، رو آورده اید
1- لا تـُـوصِـني بلازِم ٍ و واجبِ إني سمعتُ أعجبَ العجائبِ
ای پدر لازم به سفارش نیست. من خود درباره عظمت این كودك در شگفتی بی حدّ فرو رفته ام
3- مِن كلِّ حَبْرٍ عالم ٍ و كاتبِ بـِـأن یحمدَ اللهُ قولَ الراهبِ
آنجا كه درباره وی از دانشمندان مسیحی و صاحبان كتاب، سخنها شنیده ام و شكر خدای را كه گفته راهب درباره او آشكار شد.
1- و اللهِ لـَـن یَصِلوا إلیكَ بجَمْعِهِم حتـّی اُوَسَّدَ في التراب دَفِینا
به خدا سوگند با تمام توان و جمعیت خویش به تو دست پیدا نمی كنند، تا من در خاك دفن شوم
2- فانفَذْ لأمرِكَ ما علیك غَضَاضةٌ فكفی بنا دُنْیاً لدیك و دینا
پس امرت را آشكار كن كه هیچ نقصی نداری ، و از این خوشحال باش و چشمت روشن باد
3- و دعوتـَني و زعمتَ أنك ناصح ٌ فلقد صدقتَ و كنتَ قبلُ اَمینا
و مرا دعوت كردی و دانستم كه تو خیر و خوبی مرا می خواهی ، و همانا دعوت كردی در حالی كه در این دعوت امنی بودی.
4- و عرضتَ دیناً قد علمتُ بأنَّه من خیر أدیان البریَّة دِیْنا
و همانا من می دانستم كه دین محمد از بهترین دینهای مخلوقات است