سزای توهین به رسول اکرم

فيلم موهن

سزای توهين به رسول خدا

اين حكم خداست

رسول خدا صلى الله عليه و آله از مردى اعرابى ، ماده شترى به چهار صد درهم خريدارى نموده بود، و هنگامى كه اعرابى پول را تحويل گرفت ، فرياد بر آورد: درهمها و شتر، مال من است .

اتفاقا ابوبكر از آنجا عبور مى كرد، پيامبر به ابوبكر فرمود: بين من و اعرابى قضاوت كن !
ابوبكر گفت : اعرابى از شما گواه مى خواهد. عمر نيز از آنجا عبور مى كرد و سخنان ابوبكر را در آن باره تكرار نمود.

 در اين موقع على عليه السلام از دور نمايان گرديد، پيامبر صلى الله عليه و آله به اعرابى فرمود: قبول دارى اين جوان كه مى آيد بين ما قضاوت كند؟

گفت : بلى .

حضرت على آمد، اعرابى ادعاى خود را مطرح كرد.

اميرالمومنين عليه السلام به اعرابى فرمود: شتر را به پيامبر تسليم كن !

اعرابى اعتنا نكرد تا اين كه آن حضرت سه بار گفتار خود را تكرار نمود ولى نتيجه اى نبخشيد، در اين هنگام على عليه السلام اعرابى را با يك ضربه شمشير، دور كرد. پس ‍ اهل حجاز گفتند: كه با آن ضربه ، سر او را پراند و اهل عراق گفتند: عضوى از او را قطع كرد.

و آنگاه على عليه السلام به پيامبر عرضه داشت : يا رسول الله ! ما شما را در وحى تصديق مى كنيم چگونه در چهار صد درهم تصديق ننمائيم ؟!.[1]

و در خبرى آمده : كه پيغمبر صلى الله عليه و آله به ابوبكر و عمر رو كرده و به آنان فرمود: اين حكم خداست نه آنچه كه شما به آن حكم كرديد.

مؤ لّف :

گرچه اميرالمومنين عليه السلام از صنايع حيرت آور خدا و نفس پيغمبر است و محال است كه آن دو و ديگران به مقام و منزلت او برسند همچون ثرى و ثريا الا اين كه آنان به قدر ساير صحابه پيغمبر صلى الله عليه و آله هم توجه نداشته اند. و اين خزيمه بن ثابت است كه در نظير چنين قضيه اى براى پيامبر گواهى ناديده داد، و پيامبر به وى فرمود: چگونه گواهى ناديده مى دهى ؟

عرضه داشت : يا رسول الله ! ما شما را در وحى و اخبار آسمانى تصديق مى كنيم ، چگونه ممكن است در خبرهاى زمين تصديق ننمائيم . پس رسول خدا صلى الله عليه و آله گواهيش را پذيرفت و يك شهادتش را جاى دو شهادت قرار داد و به همين جهت ذوالشهادتين لقب يافت .

قابل توجه علماي اسلام

جايي که اميرالمومنين علي بن ابي طالب عليهما السلام براي دروغ بستن به رسول خدا گردن آن مرد اعرابي را به خاطر توهين مي زند

علماي اسلام چرا براي توهين به اين بزرگي ساکت مانده و فقط به فرياد زدنهاي بيهوده و تظاهرات هاي بي نتيجه بسنده مي کنند

بيانيه دادن و نامه دادن ميتينگ گرفتند و هزار هزار پلاکارد رنگا رنگ نوشتن هاي بي مصرف به چه کار اسلام و مسلمين و دفاع از رسول خدا مي خورد؟ نمي دانم؟

آيا فتواي قتل سلمان رشدي باعث نشد که غرب به غلط کردن بيفتد و لااقل سالانه ميلياردها دلار صرف کند تا حمايت از اين سگ کثيف بنمايد؟

چرا توپ هميشه در زمين مسلمانان باشد

حکم قتل کارگردانان و سناريو نويسان و بازيگران اين فيلم موهن باعث مي شود که ديگر کسي جرأت نکند به مقدسات مسلمانان خصوصا رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله وسلم توهين کند

علما پس مرجعيت شما به چه کار اسلام مي آيد

آيا هنوز در غسل جنابت و حيض و نفاس يا احکام نکاح و حرمت لواط و دزدي و غيره مانده ايد و نمي خوايد از پايه گذار اين دين و مکتب دفاع کنيد

به فرموده امام خميني (ره)

علما به داد اسلام برسيد

 

سکوت و خواب و به فکر منافع دنيايي بودن بس است

 



[1] -   مناقب ، سروى ، ج 1، ص 490 برگرفته از کتاب: قضاوتهاى اميرالمومنين على عليه السلام

( مولف : آيه الله علامه حاج شيخ محمد تقى تسترى )

ادامه نوشته

شهادت امیرالمومنین

فزت و رب الکعبه

تهدمت والله ارکان الهدی

قتل علی المرتضی

شیعیان تسلیت

 

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام

امام امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام در آینه معراج

نویسنده :علیرضا زکی زاده رنانی

 

ملائکه به صورت امیرالمؤمنین علی علیه السلام 

علامة مجلسی در بحار الأنوار می فرماید:

و در روایتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  برای اصحاب خود چنین فرمودند: شب معراج در هر آسمانی ملکی را به صورت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام   می دیدم. پس جبرئیل به من گفت:

ای محمد! چون ملائکة آسمان اشتیاق زیادی به حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام   داشتند خداوند هم برایشان ملکی را در هر آسمان به صورت حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام   خلق کرد تا ملائکه با او مأنوس باشند و با او انس گیرند.

 

 

سفارش پیامبر به ابن عباس:

یابن عباس! احذر أن یدخلک شک فیه، فإنّ الشک فی امیرالمؤمنین علی علیه السلام   کفر بالله تعالی.

ای ابن عباس! بترس از اینکه در فضایل امیرالمؤمنین علی علیه السلام   شک کنی، که شک در فضایل امیرالمؤمنین علی علیه السلام  ، کفر به خداوند تبارک و تعالی است.

 خداوند با صدای امیرالمؤمنین علی علیه السلام   حرف می زد

صدایی کز پس آن پرده بشنود

بعینه چون صدای مرتضی بود

تعالی الله از این قدر و از این جاه

که گوید از زبانش حرف الله

عبدالله بن عمر می گوید به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  عرض کردم: یا رسول الله! خداوند در شب معراج به چه لغت و زبانی با شما حرف می زد؟ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  فرمودند: خداوند مرا با صدای امیرالمؤمنین علی علیه السلام   مخاطب قرار می داد، پس خداوند خود مرا الهام کرد که پرسیدم: پروردگارا! من با تو حرف می زنم یا با علی؟!

در اینجا خداوند متعال فرمود: ای احمد! من با هیچ چیزی قیاس نشوم و با چیزهای شبیه اشیاء هم وصف نمی شوم.

تو را از نور خودم خلق کردم و امیرالمؤمنین علی علیه السلام   را از نور تو، و می دانم که تو چقدر امیرالمؤمنین علی علیه السلام   را دوست می داری و محبوب قلبت می باشد پس با صدای امیرالمؤمنین علی علیه السلام   با تو حرف زدم تا قلبت آرامش پیدا کند(3)

 

متن روایت:

عن عبدالله بن عمر قال سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم  و سئل بأیِّ لُغة خاطبک ربک لیلة المعراج؟ قال: خاطبنی بلغة امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب علیه السلام   فألهمنی أن قلت: یا رب أنت خاطبتنی أم امیرالمؤمنین علی علیه السلام  ؟ قال: یا أحمد؛ أنا شی ء لا کالأشیاء لا أقاس بالناس ولا أوصف بالشبهات بالأشیاء، خلقتک من نوری و خلقت علیاً علیه السلام   من نورک، فاطلعت علی سرائر قلبک فلم أجد إلی قلبک أحب إلیک من امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب علیه السلام   فخاطبتک بلسانه کیما تطمئن قلبک.

سند روایت:

در نقل سند این روایت، اکثر کتب معتبر شیعی و حتی برخی کتب عامه آن را به طریق خوارزمی (م568 ق) از کتاب «المناقب» نقل نموده اند که آن طریق چنین می باشد:

«أخبرنا أبوالقاسم نصر بن محمد بن علی بن زیرک المقری، أخبرنا والدی أبوبکر بن محمد، قال أبوعلی عبدالرحمان بن محمد بن احمد النیسابوری، حدثنا أحمد بن محمد بن عبدالله النانجی البغدادی، حدثنا بن محمد بن جریر الطبری، حدثنی محمد بن حمید الرازی، حدثنا العلاء بن الحسن الهمدانی، حدثنا أبومخنف لوط بن یحیی الأزدی، عن عبدالله بن عمر».

اگرچه در این روایت ارسال می باشد چون ابامخنف اصلاً عبدالله بن عمر را درک نکرده است(5) و در مورد برخی راویان آن، از جمله محمد بن حمید الرازی(6) اختلاف است، لیکن چون بیشتر علما این حدیث را در کتب معتبرة خود آورده و آن را رد ننموده اند، روایت مورد قبول است.

شیخ حرّ عاملی (صاحب وسائل الشیعه)، بعد از قبول روایت در مورد آن گوید: «این روایت دلالت روشنی دارد به این که امیرالمؤمنین علی علیه السلام   برترین مردم بعد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  است.»(7)

و نکتة زیبای این روایت این است که: «این روایت جزء یکی از اخبار پنج گانه ای است که 27 نسل (معروف به حدیث سلسلة الآباء) آن را متصلاً نقل کرده اند.(8)

و این یکی دیگر از خصوصیات حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام   میباشد که در هیچ یک از اخبار شیعه و سنی نظیری برای آن نمی باشد.

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام1

علی بن ابی طالب علیه السلام   امیرالمؤمنین است

ابن عباس می گوید: به خدا قسم ما به علی بن ابی طالب علیه السلام  ، امیرالمؤمنین نگفتیم تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  او را امیرالمؤمنین نامیدند.

به اینکه روزی در مدینه کنار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  بودیم که حضرت علی علیه السلام   آمد و به پیامبر سلام کرد و پیامبر هم در جواب او فرمودند: و سلام بر تو ای امیرالمؤمنین.

در این هنگام من از این کلام پیامبر تعجب کردم و به پیامبر گفتم: آیا این لقبی که به علی علیه السلام   دادید از روی محبت شما به علی علیه السلام   است، یا اینکه دستوری است از طرف خدا؟

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  فرمودند: به خدا قسم هیچ چیزی دربارة علی علیه السلام   نگفته ام، مگر اینکه آن را با چشم خود دیده ام.

سؤال کردم: ای رسول خدا، در مورد امیرالمؤمنین علی علیه السلام   چه دیده اید؟!

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  فرمودند: شبی که مرا به آسمان بردند بر هیچ دری از درهای بهشت نرفتم، مگر اینکه روی آن در نوشته شده بود:

«علی بن ابی طالب علیه السلام  ، امیرالمؤمنین است؛ هفتاد هزار سال قبل از اینکه حضرت آدم علیه السلام   خلق شود».(9)

متن روایت

عن عکرمة، عن ابن عباس، قال: والله ما سمینا علی بن أبی طالب علیه السلام   أمیرالمؤمنین حتی سماه رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم. کنا نحن مارین فی أزقة المدینة یوماً إذ أقبل علی بن أبی طالب علیه السلام  ، فقال: السّلام علیک یا رسول الله و رحمة الله و برکاته فقال: وعلیک السلام یا أمیرالمؤمنین، کیف أصبحت؟ فقال: أصبحت و نومی خطرات و یقظتی فرغات و فکرتی فی یوم الممات. قال ابن عباس: فعجبت من قول رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم  فی علی علیه السلام  . فقلت: یا رسول الله؛ ما الذی قلت فی ابن عمی، أحباً له أم شیئا من عند الله؟ قال: لا والله ما قلت فیه شیئاً إلاّ رأیت بعینی. قلت: و ما الذی رأیت یا رسول الله؟ قال: لیلة أسری بی فی السماء ما مررت بباب من أبواب الجنة إلّا و رأیت مکتوباً علیه: «علی بن أبی طالب أمیرالمؤمنین من قبل أن یخلق آدم بسبعین ألف عام».

سند روایت

سند این روایت را علامة مجلسی از خط شهید و آن نیز از قطب الدین کیدری نقل کرده و قطب الدین نیز آن را از نقل عاصمی در کتاب «زین الفتی» به نقل از معمر، از زهری، از عکرمه و او نیز از ابن عباس نقل کرده است.

این نکته را نیز متذکر می شوم تنها مصدری که این روایت را نقل نموده است کتاب بحار الأنوار علامة مجلسی می باشد و در مصادر متأخرین از علامه نیز نقل چنین روایتی دیده نمی شود. به هر حال در مورد نامگذاری حضرت علی علیه السلام   به «امیرالمؤمنین» توسط رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  شکی وجود ندارد، چرا که روایات دیگری نیز بر آن دلالت دارد و اگرچه در مورد فقرة اخیر روایت(10) شکی وجود داشته باشد، ولی آن نیز مطلبی است که نمی توان به سادگی در مورد آن اظهار نظر دقیق نمود و یا آن را رد کرد، چرا که آن مربوط به خلقت نوری اهل بیت(علیهما السلام) می باشد و به آسانی نمی توان در مورد روایات آن اظهار نظر نمود. والله العالم.

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام2

حضرت علی علیه السلام   سید مولاست

ابی اسماعیل از ابی نون روایت می کند که: بعد از وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  مردی از فرزندان داود علیه السلام   که بر دین یهود بود وارد مدینه شد و مردم را ماتم زده و اندوهگین یافت. از گروهی پرسید که چه شده است و چرا همه اندوهگین هستید؟

گفتند: به خاطر وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  می باشد.

آن مرد یهودی گفت: وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  در همین روز، در کتاب مقدس ما هم ذکر شده است.

آنگاه یهودی گفت: مرا به سوی جانشین پیامبر راهنمایی کنید، می خواهم چند سؤال از او بکنم. آن گروه گفتند: همین جا کمی منتظر باش تا تو را به کسی راهنمایی کنیم که هرچه سؤال کنی جواب آن را دریابی.

در این هنگام حضرت علی علیه السلام   از در مسجد وارد شد و مردم هم به آن مرد یهودی گفتند: این همان شخصی است که هرچه سؤال کنی جوابت را می دهد.

پس مرد یهودی بلند شد و به سوی حضرت حرکت کرد و گفت: آیا تو علی بن ابی طالب علیه السلام   هستی؟

حضرت فرمود: بله، خداوند تو را مورد رحمت خود قرار دهد.

یهودی دست حضرت را گرفت و حضرت را بر روی زمین نشانید و گفت: می خواهم چهار سؤال از شما بکنم تا مرا راهنمایی کنید، آیا اجازه می دهید آنها را مطرح کنم؟

حضرت فرمود: سؤال کن إن شاء الله جوابت را می دهم.

«فقال أخبرنی عن أوّل حرف کلّم اللّه به نبیک لمّا أسری به و رجع عن محل الشرف … !»

مرد یهودی اولین سؤال را مطرح کرد که: اولین حرفی که با آن خداوند متعال در شب معراج با پیامبر تکلم کرد چه بود؟

حضرت فرمودند: اما اولین حرفی که خداوند با آن پیامبرش را مورد خطاب قرار داد، آن قول خداوند تبارک و تعالی در قرآن است که درسورة بقره می فرماید:

آمن الرسول بما أنزل الیه من ربه(11).

مرد یهودی گفت: این اولین حرف نبوده و من سؤالم راجع به این سؤال نبود. حضرت به او فرمودند: آنچه تو می خواهی از اسرار است.

مرد یهودی گفت: باید آن راز را برایم بگویی در این صورت تو خلیفه و جانشین پیامبر نیستی، و من دنبال کسی می گردم که جوابم را دهد که آن به حق، جانشین پیامبر خواهد بود.

حضرت به او فرمودند: اگر آن راز را برایت بگویم اسلام می آوری؟

یهودی گفت: بله، اسلام می آورم.

حضرت فرمودند: در شب معراج چون پیامبر خواست از آن جایگاه بلند الهی به مقام جبرئیل (سدرة المنتهی) برگردد یک ملکی ندا داد: ای محمد! همانا خداوند مدام بر تو سلام و درود می فرستد و می گوید: سلام و درود مرا به سید مولا برسانید.

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  پرسیدند: پروردگارا! سید مولا کیست؟

خداوند متعال فرمود: علی بن ابی طالب علیه السلام  .

پس یهودی حرف حضرت را تصدیق کرد و گفت: این را در کتاب داود علیه السلام   دیده ام.(12)

متن روایت

لمّا توفی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم  دخل المدینة رجل من أولاد داود علیه السلام   علی دین الیهود، فوجد الناس متفزّعین مغمومین. فقال: ما شأنکم؟ قالوا: توفی رسول اللّه صلی الله علیه و آله و سلم. فقال: أما إنّه توفی فی الیوم الذی هو مذکور فی کتابنا، ثم قال أرشدونی إلی خلیفة نبیکم. قالوا: تنتظر قلیلاً حتی نرشدک إلی من یخبرک بما تسأل، فأقبل أمیرالمؤمنین علیه السلام   من باب المسجد، فقالوا علیک بهذا الغلام فإنّه یخبرک عمّا تسأل. فقام إلیه و قال له أ أنت علی بن أبی طالب علیه السلام  . فقال نعم، یرحمک اللّه، و أخذ بیده و أجلسه. و قال أردت أن أسأل هؤلاء عن أربعة حروف فأرشدونی إلیک، فعن إذنک أسألک. فقال له سل عمّا بدا لک، فإنّی أخبرک إن شاء اللّه تعالی.

فقال أخبرنی عن أوّل حرف کلّم اللّه به نبیک لمّا أسری به و رجع عن محل الشرف...!

فقال علیه السلام   أمّا أوّل حرف کلّم اللّه عزّ و جلّ نبینا صلی الله علیه و آله و سلم  به فهو قوله تعالی آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَیهِ مِنْ رَبِّهِ. فقال لیس هذا أردت، ولا عنه سألت. فقال علیه السلام   إنّ الأمر الذی ترید مستور. فقال أخبرنی بالذی هو، و إلاّ فما أنت هو. فقال له إذا أنبأتک تسلم. قال نعم.

فقال: إنّ رسول اللّه صلی الله علیه و آله و سلم  لمّا رجع عن محل الشرف و الکرامة لیلة الإسراء رفع له الحجاب قبل أن یصیر إلی مقام جبرئیل علیه السلام  و نادی ملک یا محمّد صلی الله علیه و آله و سلم  إنّ اللّه یقرئک السلام و یقول لک اقرأ علی السید المولی منّی السلام. فقال رسول اللّه صلی الله علیه و آله و سلم  مَن السید المولی؟ فقال علی بن أبی طالب علیه السلام  . فقال الیهودی صدقت إنّی لأجده مکتوبا فی کتاب داود علیه السلام  .

سند روایت:

سند این روایت، به نقل علامة مجلسی از کتاب «صفوة الأخبار»، از ابی اسماعیل از أبی نون می باشد و به نقل از کتاب «الغیبه» محمد بن ابراهیم نعمانی چنین است: «أخبرنا أبو العباس أحمد بن محمد بن سعید، قال: حدثنا حمید بن زیاد من کتابه وقرأته علیه، قال: حدثنی جعفر بن إسماعیل المنقری، عن عبدالرحمن ابن أبی نجران، عن إسماعیل بن علی البصری، عن أبی أیوب المؤدب، عن أبیه، قال…».

در این اسناد، «جعفر بن اسماعیل منقری» دچار ضعف می باشد. از او در کتب رجالی تعبیر به «کان غالیا کذّابا» شده است. و لذا به سند روایت نمی توان تکیه نمود.(13)

و امّا مفهوم روایت:

در مورد سلام خداوند بر حضرت علی علیه السلام   مؤیدات روایی دیگری در دست می باشد، لیکن مضمون فعلی روایت (سلام خدا بر سید مولا) مطلبی است که تنها در این روایت ذکر شده است و البته آن نیز امری نیست که معارض روایی داشته باشد و یا مخالف با حکم عقل باشد و لذا روایت را با توجه به مفهوم و دلالتش می توان قبول نمود.

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام3

سؤال تمام ملائکه در مورد علی علیه السلام 

قبض روح علی علیه السلام   دست خداست؛ علی علیه السلام   در زیر عرش الهی ابن عباس می گوید که: شنیدم از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  که می فرمود: چونکه مرا به آسمانها سیر شبانه دادند به هیچ ملکی از ملائکه برخورد نکردم، مگر اینکه از من دربارة علی بن ابی طالب علیه السلام   سؤال می کردند تا جایی که من گمان کردم اسم علی علیه السلام   از اسم من مشهورتر است.

پس آنگاه که به آسمان چهارم رسیدم، ملک الموت را دیدم که به من گفت: ای محمد! هیچ خلقی از خدا نیست مگر اینکه قبض روحش بدست من می باشد، بجز تو و حضرت علی علیه السلام  ، چون خداوند متعال خود قبض روح شما را خواهد کرد. پس چون به زیر عرش الهی رسیدم حضرت علی علیه السلام   را دیدم که در زیر عرش الهی ایستاده بود.

پس من گفتم: ای علی از من سبقت گرفتی؟

جبرئیل به من گفت: ای محمد! کیست آن کسی که با او این چنین صحبت می کنی؟ گفتم: این برادرم علی بن ابی طالب علیه السلام   است.

جبرئیل به من گفت: ای محمد! این علی علیه السلام   نیست بلکه ملکی از ملائکة خداوند متعال می باشد که خداوند متعال آن را به صورت علی علیه السلام   خلق کرده است.

پس ما ملائکه ای که مقرب درگاه الهی هستیم هر وقت مشتاق دیدار حضرت علی علیه السلام   می شویم این ملک را زیارت می کنیم، بخاطر بزرگی و کرامتی که حضرت علی علیه السلام   در پیشگاه خداوند دارد.(14)

متن روایت

عن ابن عباس، قال: سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم  یقول: لمّا أسری بی إلی السماء ما مررت بملإ من الملائکة إلا سألونی عن علی بن أبی طالب علیه السلام   حتی ظننت أن اسم علی فی السماء أشهر من اسمی. فلما بلغت السماء الرابعة نظرت إلی ملک الموت، فقال لی: یا محمد؛ ما خلق الله خلقا إلا أقبض روحه بیدی ما خلا أنت و علی علیه السلام   فإن الله جل جلاله یقبض أرواحکما بقدرته.

فلما صرت تحت العرش نظرت فإذا أنا بعلی بن أبی طالب علیه السلام   واقفا تحت عرش ربی، فقلت: یا علی سبقتنی؟ فقال لی جبرئیل علیه السلام  : یا محمد؛ من هذا الذی یکلمک؟ قلت: هذا أخی علی بن أبی طالب علیه السلام  . قال لی: یا محمد؛ لیس هذا علیاً و لکنه ملک من ملائکة الرحمن خلقه الله علی صورة علی بن أبی طالب علیه السلام   فنحن الملائکة المقربون کلما اشتقنا إلی وجه علی بن أبی طالب علیه السلام   زرنا هذا الملک لکرامة علی بن أبی طالب علیه السلام  علی الله سبحانه.

سند روایت:

شیخ جلیل القدر، محمد بن احمد شاذان قمی در کتاب «مئة منقبة» طریق خود را نسبت به این روایت چنین بیان می کند(15) «حدثنا أبوالقاسم جعفر بن محمد بن مسرور اللحام(16)قال: حدثنی الحسین ابن محمد، قال: حدثنی أحمد بن علویه المعروف بابن الاسود الکاتب الاصبهانی(17) قال: حدثنی إبراهیم بن محمد، قال: حدثنی عبد الله بن صالح، قال: حدثنی جریر بن عبدالحمید، عن مجاهد، عن ابن عباس».

علامة کراجکی رحمة الله در کتاب کنز الفوائد در مورد این روایت می فرماید: «این روایتی است که اصحاب حدیث بر نقل آن اتفاق دارند

با توجه به این که روایت نیز از نظر سندی نیز قابل اعتماد می باشد.

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام4

خداوند عزوجل شیفتة علی علیه السلام   است

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  فرمودند: چون شب معراج به آسمانها برده شدم و از آنجا به سدرة المنتهی، در پیشگاه حضرت حق قرار گرفتم.

حضرت حق از من سؤال کرد که: ای محمد! من خلقم را مورد آزمایش قرار داده ام، در میان آنها چه کسی بیشتر مطیع توست؟

حضرت جواب دادند: پروردگارا! علی علیه السلام  .

ندا رسید: تو را تصدیق کردیم ای محمد، آیا برای خودت جانشینی اختیار کرده ای تا مسائل تو را ادا کند و بندگانم را در آنچه از کتابم نمی دانند آموزش دهد؟ گفتم: خداوندا، برایم اختیار کنید و جانشینم را معلوم کنید که آنچه برایم اختیار کنید همان است که خود اختیار کرده باشم.

خداوند فرمود: همانا حضرت علی علیه السلام   را برای تو اختیار کردم، پس او را وصی وجانشین خود قرار ده که او را از دانش و صبر خود چشانیده ام. و او به حق امیرمؤمنان (امیرالمؤمنین) است که احدی را قبل از او و بعد از او شایستة چنین مقامی نیست.

ای محمد! علی نشانة هدایت است و پیشوای هرکس که مرا اطاعت کند و اوست نور دوستان من و همان است که متقین را ملزم به آن کرده ام. هرکس او را دوست بدارد در حقیقت مرا دوست داشته است و هر کس که با او بغض و دشمنی داشته باشد، در حقیقت با من بغض و دشمنی دارد.

پس ای محمد! این بشارت ما را به علی علیه السلام   برسان که من مبتلا و شیفتة اویم. «لولا علی لم یعرف حزبی ولا أولیائی ولا أولیاء رسلی»؛ اگر علی علیه السلام   نبود، دوستان من، و دوستان پیامبران من شناخته نمی شدند.(18)

متن روایت:

قال علی : علیه السلام  قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: لما أسری بی إلی السماء ثم من السماء إلی سدرة المنتهی وقفت بین یدی ربی عزوجل، فقال لی: یا محمد؛ قلت: لبیک و سعدیک. فقال: قد بلوت خلقی فأیهم وجدت أطوع لک؟ قال: قلت: رب علیاً ! قال: صدقت یا محمد؛ فهل اتخذت لنفسک خلیفة یؤدی عنک و یعلم عبادی من کتابی ما لا یعلمون؟ قال: قلت اختر لی فإن خیرتک خیرتی. قال:

قد اخترت لک علیاً فاتّخذه لنفسک خلیفةً و وصیاً و نحلته علمی و حلمی و هو أمیرالمؤمنین حقاً لم ینلها أحد قبله و لیست لأحد بعده.

یا محمد؛ علی علیه السلام   رایة الهدی و إمام من أطاعنی و نور أولیائی و هی الکلمة التی ألزمتها المتقین. من أحبّه فقد أحبنی و من أبغضه فقد أبغضنی، فبشره بذلک یا محمد.

فقال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: قلت ربی فقد بشرته فقال علی علیه السلام   أنا عبدالله و فی قبضته إن یعاقبنی فبذنوبی لم یظلمنی شیئا و إن یتم لی وعدی فالله مولای. قال: قلت: اللهم اجل قلبه واجعل ربیعة الإیمان به. قال قد فعلت ذلک به یا محمد غیر أنی مختصة بشی ء من البلاء لم أخص به أحدا من أولیائی. قال: قلت: ربی أخی و صاحبی قال قد سبق فی علمی أنه مبتلی لو لا علی لم یعرف حزبی و لا أولیائی و لا أولیاء رسلی.

سند روایت:

سند روایت به نقل از شیخ طوسی در کتاب «الأمالی» چنین می باشد:

«أخبرنا ابن الصلت، قال: أخبرنا ابن عقدة،(19)

قال: أخبرنا محمد بن هارون الهاشمی قراءة علیه، قال: أخبرنا محمد بن مالک بن الابرد النخعی(20)

، قال: حدثنا محمد بن فضیل بن غزوان الضبی، قال: حدثنا غالب الجهنی، عن أبی جعفر محمد بن علی بن الحسین، عن أبیه، عن جده، عن علی بن أبی طالب(علیهما السلام)»؛

اگرچه طُرقی دیگر برای این روایت ذکر شده است، ولی به طریق و سند ذکر شده اکتفا نموده و آن را بررسی می نماییم. که با بررسی سند این روایت، می توان به خوبی درجة وثاقت والای آن را تشخیص داد، و آن را قبول نمود.

 

 

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام5

ملائکه به صورت علی علیه السلام 

علامة مجلسی در بحار الأنوار می فرماید: درمنابع روایی شیعه، روایاتی داریم که خداوند متعال ملائکه را به شکل و صورت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  و حضرت علی علیه السلام   و جمیع ائمه(علیهما السلام) خلق کرده است.

و در روایتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  برای اصحاب خود چنین فرمودند: شب معراج در هر آسمانی ملکی را به صورت علی بن ابی طالب علیه السلام   می دیدم. پس جبرئیل به من گفت:

ای محمد! چون ملائکة آسمان اشتیاق زیادی به حضرت علی علیه السلام   داشتند خداوند هم برایشان ملکی را در هر آسمان به صورت حضرت علی علیه السلام   خلق کرد تا ملائکه با او مأنوس باشند و با او انس گیرند.(21)

و باز در روز جنگ بدر که قرآن می فرماید: «ما سه هزار ملک به یاری شما فرستادیم…»(22) روایت شده که همة آن ملائکه به صورت حضرت علی علیه السلام   بودند تا اینکه در قلب کفار از دیدن روی حضرت علی علیه السلام   ترس بیشتری ایجاد شود. (23)

متن روایت:

وقد روی الرواة من أصحابنا أن الله خلق ملائکة علی صورة محمد صلی الله علیه و آله و سلم  و علی علیه السلام   و جمیع الأئمة(علیهما السلام).

وکان النبی صلی الله علیه و آله و سلم  حدث أصحابه بأنه رأی لیلة المعراج فی کل سماء ملکاّ علی صورة علی بن أبی طالب علیه السلام  . فقال جبرئیل: یا محمد؛ إن ملائکة السماء کانوا یشتاقون إلی علی علیه السلام   فخلق الله لهم ملکاً فی کل سماء علی صورته لیستأنسوا به.

ولا یخفی أن یوم بدر کانت الملائکة المنزلون لنصرة رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم  کلهم کانوا علی صورة علی علیه السلام   لیکونوا فی قلوب الکفار أهیب...».

سند روایت:

قسمت اول روایت: حسن بن سلیمان کوفی در کتاب «المحتضر» خود از کتاب محمد بن العباس بن مروان و او از أحمد بن هوذه(24)

و او از ابراهیم بن اسحاق از عبدالله بن حماد از ابن بکیر از حمران از امام باقر علیه السلام   این روایت را نقل نموده است.

در این روایت «ابراهیم بن اسحاق» دارای ضعف می باشد(25)

و لذا سند ذکر شده ضعیف محسوب شده و نمی توان بدان اعتماد نمود. هر چند که از نظر مفهوم، آن را بتوان پذیرفت و قبول کرد.

قسمت دوم روایت: در قسمت «ملائکه و نگاه به حضرت علی علیه السلام  » مبحث آن می آید.

قسمت سوم روایت: روایات زیادی در کتب معتبر بر این معنا نقل شده است و می توان مؤید برای آن باشد. در «مناقب» ابن شهر آشوب با استناد از عامر بن سعد، در «الخرائج و الجرائح» راوندی، «بحار» علامة مجلسی و در مدینة المعاجز علامة بحرانی نیز این روایت ذکر شده است.

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام6

طینت واحد و مقام دوستان حضرت علی علیه السلام 

ابن عباس می گوید: شنیدم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  در حالی که حضرت علی علیه السلام   را مخاطب خود قرار داده بود، می گفت:

ای علی! همانا خداوند تبارک و تعالی بود و هیچ چیزی هم به جز او نبود، پس خداوند متعال من و تو را از نور جلال و عظمت خودش خلق کرد و ما مقابل عرش پروردگار عالم مشغول تسبیح «سبحان الله»، و تحمید «الحمدلله»، و تهلیل «لا اله الاّ الله» گفتن او بودیم و این قبل از آن بود که خداوند آسمانها و زمین را خلق کند.

پس چون خداوند اراده کرد که حضرت آدم را خلق کند، من و تو را از طینت واحدی از علیین خلق کرد و ما را با نور خود عجین کرده و در همة انوار و نهرهای بهشت قرار داد.

پس خداوند حضرت آدم علیه السلام   را خلق کرد و این طینت و نور را در صلب او به ودیعه و امانت گذاشت. و هنگامی که خداوند حضرت آدم علیه السلام   را خلق کرد، ذریه و فرزندان او را حاضر کرد و آنها را به نطق واداشت که از آنها بر ربوبیت خود اقرار گیرد. و اولین کسانی که اقرار به ربوبیت خداوند نمودند، من و تو بودیم و بعد از ما هم پیغمبران دیگر بر حسب درجه و رتبه شان، به ربوبیت خداوند متعال اقرار کردند.

آنگاه خداوند متعال فرمود: ای محمد و ای علی! شما در اقرار به ربوبیت من صادق هستید و در طاعت من از همة خلقم پیشی گرفته اید و من این را از علم خود می دانستم. پس شما برگزیدگان من از میان خلقم هستید و ائمه(علیهما السلام) هم از ذریة شما دو بزرگوار می باشند و آنها شیعیان شما می باشند و ما هم این چنین آنها را مثل شما خلق کردیم. (یعنی با نور خود و طینت علیین و…).

در ادامه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  فرمودند: ای علی! این طینت در صلب آدم بود و نور من و تو در بین دو چشم او قرار داشت، پس این نور از چشم حضرت آدم به چشم پیامبران منتقل شد تا اینکه این نور و طینت، به صلب عبدالمطلب رسید و به دو قسم تقسیم شد. آنگاه خداوند متعال مرا از نصف آن خلق کرد و مرا رسول و نبی قرار داد و تو را هم از نصف دیگر خلق کرد و وصی و جانشین قرار داده شدی.

پس آنگاه که من در کنار عظمت پروردگار متعال بودم و به مقام قاب قوسین أو أدنی رسیدم، خداوند متعال به من فرمود: ای محمد! در میان خلقم چه کسی بیشتر مطیع توست؟

گفتم: خدواندا! علی بن ابی طالب علیه السلام  . پس خداوند عزوجل فرمود: ای محمد؛ حضرت علی علیه السلام   را جانشین و وصی خود قرار بده که من او را برگزیدة خود قرار دادم.

ای محمد! قبل از اینکه چیزی را خلق کنم اسم تو و علی را بر روی عرش خود نوشتم. محبت خاص من بر شما و بر کسانی است که شما را دوست می دارند و از شما اطاعت می کنند. و هرکس که شما را دوست بدارد و از شما اطاعت کند از مقربان درگاه من خواهد بود و هرکس هم که منکر ولایت شما شود و به کلام شما اعتنایی نکند، او از زمرة کافران و گمراهان خواهد بود.

سپس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  به حضرت علی علیه السلام   فرمودند: ای علی! من و تو از یک طینت واحد می باشیم و تو در دنیا و آخرت حق دارترین مردم نسبت به من هستی و فرزندان تو، فرزندان من هستند؛ و شیعیان تو، شیعیان من؛ و دوستان شما، دوستان من؛ و تو و شیعیان و دوستارانت در بهشت کنار من خواهید بود.(26)

متن روایت:

ابن عباس، قال: سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم  و هو یخاطب علیاً علیه السلام   و یقول: یا علی؛ إن الله تبارک و تعالی کان ولا شی ء معه فخلقنی و خلقک روحین من نور جلاله فکنّا أمام عرش رب العالمین نسبح الله و نقدسه و نحمده و نهلله و ذلک قبل أن یخلق السماوات و الأرضین. فلمّا أراد أن یخلق آدم خقنی و إیاک من طینة واحدة من طینة علیین و عجننا بذلک النور و غمسنا فی جمیع الأنوار و أنهار الجنة ثم خلق آدم و استودع صلبه تلک الطینة و النور، فلمّا خلقه استخرج ذریته من ظهره فاسْتنطقهم و قررهم بالربوبیة فأول خلق إقراراً بالربوبیة أنا و أنت و النبیون علی قدر منازلهم و قربهم من الله عز و جل. فقال الله تبارک و تعالی: صدقتما و أقررتما یا محمد و یا علی؛ وسبقتما خلقی إلی طاعتی و کذلک کنتما فی سابق علمی فیکما فأنتما صفوتی من خلقی و الأئمة من ذریتکما و شیعتکما و کذلک خلقتکم. ثم قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: یا علی؛ فکانت الطینة فی صلب آدم و نوری و نورک بین عینیه فما زال ذلک النور ینتقل بین أعین النبیین و المنتجبین حتی وصل النور و الطینة إلی صلب عبدالمطلب فافترق نصفین فخلقنی الله من نصفه و اتخذنی نبیاً و رسولاً و خلقک من النصف الآخر، فاتخذک خلیفة و وصیاً و ولیاً. فلما کنت من عظمة ربی کقاب قَوْسَینِ أَوْ أَدْنی قال لی: یا محمد؛ مَن أطوع خلقی لک؟ فقلت علی بن أبی طالب علیه السلام   فقال عز و جل: فاتخذه خلیفة و وصیاً فقد اتخذته صفیاً و ولیاً.

یا محمد؛ کتبت اسمک و اسمه علی عرشی من قبل أن أخلق الخلق. محبةً منی لکما و لمن أحبکما و تولاکما و أطاعکما، فمن أحبکما و أطاعکما و تولاکما کان عندی من المقربین و من جحد ولایتکما و عدل عنکما کان عندی من الکافرین الضالین.

ثم قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم  : یا علی؛ فمن ذا یلج بینی و بینک و أنا و أنت من نور واحد و طینة واحدة فأنت أحق الناس بی فی الدنیا و الآخرة و ولدک ولدی و شیعتکم شیعتی و أولیاؤکم أولیائی و أنتم معی غدا فی الجنة.

سند روایت:

این روایت را سید شرف الدین حسینی استرابادی (متوفای 965 ق) در کتاب «تأویل الآیات فی فضایل العترة الطاهرة» و نیز علامة مجلسی در کتاب «بحار» به نقل از شیخ صدوق در کتاب معراجش نقل نموده اند که روایت نیز مرفوعه می باشد؛ پس از حیث سند نمی توان روایت را مورد بررسی قرار داد، چرا که آن مرفوعه و ضعیف می باشد؛

و امّا از حیث دلالت:

اگرچه به سادگی نمی توان در مورد روایات خلقت نوری اهل بیت(علیهما السلام) اظهار نظر نمود، لیکن روایات بسیاری در مورد خلقت نوری اهل بیت(علیهما السلام) در کتب روایی شیعه وجود دارد که آنها را نمی توان نادیده گرفت؛ به هر حال در این روایت ما جانب احتیاط را رعایت کرده و نظر چندانی در مورد آن نمی دهیم، اگرچه تعبّداً آن را تلقی به قبول می نماییم.

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام7

عطایای خداوند به امام علی علیه السلام 

ابن عباس می گوید: از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  شنیدم که می گفت:

خداوند متعال به من و علی علیه السلام   پنج چیز عطا کرد:

1 - به من جوامع الکلم (قرآن) را عطا کرد و در مقابل به علی علیه السلام   جوامع الکلام را.

2 - مرا نبی قرار داد و حضرت علی علیه السلام   را وصی.

3 - به من کوثر را عطا کرد و به علی علیه السلام   سلسبیل را.

4 - به من وحی را عطا کرد و به علی علیه السلام   الهام را.

5 - مرا به معراج برد و برای علی علیه السلام   درهای آسمانها و حجب را باز کرد (مقام کشف).(27)

متن روایت:

ابن عباس سمعت النبی صلی الله علیه و آله و سلم  یقول: أعطانی الله خمسا و أعطی علیاً علیه السلام   خمسا: أعطانی جوامع الکلم و أعطی علیاً علیه السلام   جوامع الکلام؛ و جعلنی نبیاً و جعله وصیاً؛ و أعطانی الکوثر و أعطاه السلسبیل؛ و أعطانی الوحی و أعطاه الإلهام؛ و أسری بی إلیه و فتح له أبواب السماوات و الحجب.

سند روایت:

شیخ صدوق در «الخصال»، طریق خود را به ابن عباس در این روایت چنین بازگو می کند:(28) «حدثنا أبی(رضی الله عنه) قال: حدثنا سعدبن عبدالله قال: حدثنا عبدالله بن موسی بن هارون المفتی قال: حدثنا محمد بن عبدالرحمن العرزمی(29) قال: حدثنا المعلی بن هلال، عن الکلبی، عن أبی صالح، عن ابن عباس».

اگر چه این روایت را از حیث بررسی سندی می توان قبول نمود، که مؤید روایی خوبی نیز برای آن وجود دارد. علاوه بر آنکه نقل کتب معتبر نیز آن را یاری می نماید.

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام8

شوق ملائکه از شنیدن حدیث منزلت

ابن عباس می گوید: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  فرمودند: در شب معراج چون به آسمان چهارم رسیدم، علی علیه السلام   را دیدم که مشغول نماز خواندن بود. تعجب کرده و به جبرئیل گفتم: آیا این علی علیه السلام   است که از ما سبقت گرفته؟

جبرئیل گفت: نه، او علی علیه السلام   نیست. گفتم: پس او کیست؟

گفت: چون ملائکة مقربین وملائکة کروبین درگاه الهی فضایل حضرت علی علیه السلام   و حدیث منزلت را که در وصف مقام و منزلت حضرت علی علیه السلام   است،(30) شنیدند مشتاق او و مقامش شدند. پس خداوند عزوجل هم ملکی را به صورت حضرت علی علیه السلام   برای آنها خلق کرد و آنها هر وقت مشتاق حضرت علی علیه السلام   می شوند می آیند و این ملک را زیارت می کنند، گویا که حضرت علی علیه السلام   را تماشا کرده اند.(31)

متن روایت:

عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم: فلما انتهینا إلی السماء الرابعة رأیت علیاً علیه السلام   یصلی. فقلت لجبریل: یا جبریل؛ أ هذا علی و قد سبقنا ! قال: لا لیس هذا علیاً. قلت: فمن هو؟ قال : إن الملائکة المقربین و الملائکة الکروبیین لما سمعوا فضایل علی علیه السلام   و خاصته و سمعت قولک فیه «أنت منی بمنزلة هارون من موسی إلا أنه لا نبی بعدی» اشتاقت إلی علی علیه السلام   فخلق الله عز و جل لها ملکا علی صورة علی علیه السلام   فإذا اشتاقت إلی علی علیه السلام   جاءت إلی ذلک الملک فکأنها قد رأت علیاً علیه السلام  .

سند روایت:

اصل این روایت فقط در کتاب «کشف الیقین» علامة حلی می باشد و در مصادر دیگر نقلی از آن نمی باشد. علامة حلی نیز آن را فقط به عبارت «روی أبوعمرو الزاهد(32) عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم» نقل نموده است.

و لذا چون در اسناد این روایت ارسال (و افتادگی) وجود دارد، نمی توان روایت را از حیث اسناد قبول نمود.

در مورد دلالت آن نیز چون مؤید روایی دیگری در دست نیست، لیکن تعبّداً می توان آن را قبول نمود، چرا که معارضی نیز ندارد و با توجه به فضایل امیرالمؤمنین علیه السلام   منع عقلی نیز در بر ندارد.

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام9

نوشتة روی درب بهشت

ابن عباس می گوید: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  فرمودند:

در شب معراج جمله ای را دیدم که بر روی درب بهشت نوشته شده بود: لا إله إلا الله، محمد رسول الله، علی ولی الله، الحسن و الحسین صفوة الله، فاطمة أمة الله، علی باغضیهم لعنة الله؛

هیچ خدایی جز الله نیست، محمد فرستادة خداست و علی هم دوست صمیمی خدا. حسن و حسین برگزیدگان خدا هستند، فاطمه کنیز خداست. لعنت خدا بر کسانی که بغض ایشان را دارند.(33)

متن روایت

روی ابن عباس، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم  رأیت لیلة عرج بی إلی السماء علی باب الجنة مکتوبا: لا إله إلا الله، محمد رسول الله، علی ولی الله، الحسن و الحسین صفوة الله، فاطمة أمة الله، علی باغضیهم لعنة الله.

سند روایت

همان گونه که در مصادر و منابع این روایت مشاهده می شود، کتب معتبر فریقین شیعه و سنی این حدیث را در کتب معتبرة خود نقل کرده اند و این خود گواه بر این است که این حدیث از جهت مشهور بودن در رتبة بالایی قرار دارد. لیکن جهت اطلاع بیشتر سند روایت را به نقل از کتاب «أمالی» شیخ طوسی نقل می نمایم:

«أخبرنا الحفار، قال: حدثنا أبو الحسن علی بن أحمد الحلوانی، قال: حدثنا محمد بن إسحاق المقرئ، قال: حدثنا علی بن حماد الخشاب، قال: حدثنا علی بن المدینی، قال: حدثنا وکیع بن الجراح، قال: حدثنا سلیمان بن مهران، قال: حدثنا جابر، عن مجاهد، عن ابن عباس».

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام10

علی علیه السلام   اصل درخت طوبی

ابن عباس در ذیل آیة 29، سورة رعد طُوبی لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ از قول پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  روایتی را نقل می کند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  فرمودند:

در شب معراج هنگامی که داخل بهشت شدم درختی را دیدم که هر برگی از آن، دنیا و آنچه در دنیاست، را می پوشانید و در هر برگ آن هم زیور آلات و غذا وجود داشت. و هیچ قصر و خانه ای در بهشت نبود، مگر اینکه شاخه ای از این درخت، در آن قصر یا خانه موجود بود و زیور و غذای صاحب آن قصر یا خانه از این درخت طوبی تأمین می شد. پس گفتم: ای جبرئیل این درخت چیست؟

گفت: این درخت طوبی است و خوشا به حال تو و بسیاری از امت تو.

گفتم: انتهای این درخت (اصل آن) کجاست؟

گفت: اصل این درخت در وجود پسر عمویت علی بن ابی طالب علیه السلام   می باشد.(34)

متن روایت

عن ابن عباس رضی الله عنه فی قوله تعالی: طُوبی لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ؛ قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: لما أسری بی فدخلت الجنة فإذا أنا بشجرة کل ورقة منها تغطی الدنیا و ما فیها تحمل الحلی و الحلل و الطعام ما خلا الشراب و لیس فی الجنة قصر و لا دار و لا بیت إلا فیه غصن من أغصانها و صاحب القصر و الدار و البیت حلیه و حلله و طعامه منها.

فقلت: یا جبرئیل؛ ما هذه الشجرة؟ قال: هذه طوبی لک فطوبی لک و لکثیر من أمتک. قلت: فأین منتهاها (یعنی أصلها) قال: فی علی بن أبی طالب ابن عمک علیه السلام  .

سند روایت:

این روایت را «فرات بن ابراهیم کوفی» در تفسیر خود به صورت مرفوعه از ابن عباس نقل کرده است. و البته در این باب روایت فراوانی وجود دارد که علامة بحرانی در کتاب «البرهان» خود حدود سی روایت را از کتب مختلف نقل می نمایند.

و لذا ضعف سند آن را بوسیلة مؤیدات روایی دیگر، می توان جبران نمود. بنابراین روایت با توجه مفهوم و دلالتش که آن نیز بوسیلة مؤیدات دیگری ثابت می شود مورد قبول است.

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام11

شوق درخت طوبی به حضرت علی علیه السلام 

امام محمد باقر علیه السلام   از اجداد طاهرینشان(علیهما السلام) نقل می کنند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  فرمودند:

در شب معراج در آسمان ششم درختی دیدم که زیباتر و بزرگتر از آن درخت را تا به حال ندیده بودم.

پس به جبرئیل گفتم: ای دوست من جبرئیل این درخت چیست؟

گفت: این درخت طوبی است ای حبیب من.

گفتم: این صدای زیبا و بلند که می آید چیست؟

گفت: این صدای درخت طوبی است.

گفتم: چه می گوید؟

گفت: مرتب می گوید: «وا شوقاه إلیک یا علی بن أبی طالب»؛ ای علی، چقدر مشتاق تو هستم.(35)

متن روایت

عن أبی جعفر، محمد بن علی عن آبائه(علیهما السلام)، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم  لما أسری بی إلی السماء فصرت فی السماء الدنیا حتی صرت فی السماء السادسة فإذا أنا بشجرة لم أر شجرة أحسن منها و لا أکبر منها، فقلت لجبرئیل: یا حبیبی؛ ما هذه الشجرة؟ قال هذه طوبی یا حبیبی. قال: فقلت: ما هذا الصوت العالی الجهوری؟ قال: هذا صوت طوبی. قلت: أی شی ء یقول؟ قال: یقول: وا شوقاه إلیک یا علی بن أبی طالب.

سند روایت:

این روایت را نیز «فرات بن ابراهیم کوفی» در تفسیر خود، از اسماعیل بن اسحاق بن ابراهیم فارسی نقل کرده است. و این روایت نیز به صورت مرفوعه و مُعَنعَن می باشد. لذا روایت از حیث سند دچار ضعف و مشکل می باشد و در مورد دلالت آن، در این روایت نگارنده توقف را اختیار می نمایم.

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام12

شوق درخت سدرة المنتهی به علی علیه السلام 

ابو ایوب انصاری نقل می کند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  فرمودند: چون شب معراج به آسمانها برده شدم، در سدرة المنتهی نسیم و بوی خوشی احساس کردم. به جبرئیل گفتم: این نسیم و بوی خوش چیست؟

گفت: این سدرة المنتهی است موقعی که به تو نگاه کرد مشتاق پسر عمویت علی بن ابی طالب علیه السلام   شد.(36)

متن روایت:

عن أبی أیوب الأنصاری رضی الله عنه، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: لما أسری بی إلی السماء و انتهیت إلی سدرة المنتهی شممت و هبت منها ریح نبقها، فقلت لجبرئیل: ما هذا؟ فقال: هذه سدرة المنتهی اشتاقت إلی ابن عمک حین نظرت إلیک. فسمعت منادیا ینادی من عند ربی: محمد صلی الله علیه و آله و سلم  خیر الأنبیاء و المرسلین و أمیر المؤمنین، علی بن أبی طالب علیه السلام   خیر الأولیاء علیهم الصلاة و السلام و أهل ولایته خَیرُ الْبَرِیةِ؛ جَزاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها أَبَداً رَضِی اللَّهُ عن علی علیه السلام   و أهل ولایته. هم المخصوصون برحمة الله، الملبسون نور الله، المقربون إلی الله، طوبی لهم ثم طوبی، یغبطهم الخلائق یوم القیامة بمنزلتهم عند ربهم.

سند روایت:

این روایت نیز در تفسیر«فرات بن ابراهیم کوفی»، به نقل از علی بن محمد الزهری آمده است. و این روایت نیز به صورت مرفوعه و مُعَنعَن

می باشد. نظر نگارنده در مورد این روایت، مانند روایت قبلی، توقف می باشد.

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام13

نوشتة روی سدرة المنتهی

در روایتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  خطاب به حضرت علی علیه السلام   فرمودند: ای علی! در سه جا اسم تو را همراه و قرین با اسم خود دیدم: وقتی که به بیت المقدس رسیدم، روی صخرة آن دیدم نوشته: «لا اله الا الله، محمد رسول الله، أیدته بوزیره و نصرته بوزیره»؛ هیچ خدایی جز الله نیست، محمد فرستادة خداست، او را با جانشینش تأیید و یاری کردیم.

به جبرئیل گفتم: جانشین من کیست؟ گفت: علی بن ابی طالب علیه السلام  .

و چون به سدرة المنتهی رسیدم روی آن نوشته شده بود: «إنی أنا الله لا اله الا أنا وحدی، محمد صفوتی من خلقی أیدته بوزیره و نصرته بوزیره»؛ من الله هستم، هیچ خدایی جز من نیست، محمد بهترین برگزیدة من از خلقم است، او را با جانشینش تأیید و یاری کردم.

به جبرئیل گفتم: جانشین من چه کسی است؟ گفت: علی بن ابی طالب علیه السلام  .

و چون از سدرة المنتهی بالا رفتم به عرش الهی رسیدم و دیدم که بر روی آن نوشته شده است: «إنی أنا الله لا اله الا أنا وحدی، محمد صفوتی من خلقی أیدته بوزیره و نصرته بوزیره»؛ همانا من خدایم، هیچ خدایی جز من نیست، محمد دوست من است، او را با جانشینش تأیید و یاری کردم.(37)

متن روایت:

یا علی: إنی رأیت اسمک مقرونا باسمی فی ثلاثة مواطن فآنست بالنظر إلیه:

إنی لما بلغت بیت المقدس فی معراجی إلی السماء وجدت علی صخرتها " لا إله إلا الله، محمد رسول الله، أیدته بوزیره، ونصرته بوزیره " فقلت لجبرئیل علیه السلام  : من وزیری؟ فقال علی بن أبی طالب.

فلما انتهیت إلی سدرة المنتهی وجدت مکتوبا علیها " إنی أنا الله لا إله إلا أنا وحدی، محمد صفوتی من خلقی، أیدته بوزیره ونصرته بوزیره " فقلت لجبرئیل علیه السلام  : من وزیری؟ فقال علی بن أبی طالب.

فلما جاوزت سدرة المنتهی انتهیت إلی عرش رب العالمین جل جلاله فوجدت مکتوبا علی قوائمه " إنی أنا الله لا إله إلا أنا وحدی، محمد حبیبی، أیدته بوزیره، ونصرته بوزیره.

سند روایت:

این روایت را شیخ صدوق و طوسی در کتب خود با اسناد کامل نقل نموده اند و جهت اختصار طریق شیخ صدوق در کتاب «الخصال»اش را در این قسمت ذکر می نماییم؛ البته در کتاب ارزشمند «من لا یحضره الفقیه» نیز همین سند ذکر شده است، ولی در آن ارسال وجود دارد.

«الشیخ الصدوق رحمه الله قال حدثنا أبو الحسن محمد بن علی بن الشاه قال: حدثنا أبو حامد قال: حدثنا أبو یزید أحمد بن خالد الخالدی قال: حدثنا محمد بن أحمد بن صالح التمیمی عن أبیه قال: حدثنا محمد بن حاتم القطان، عن حماد بن عمرو، عن جعفر بن محمد، عن أبیه، عن جده، عن علی بن أبی طالب(علیهما السلام) عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم».

چند جهت قوّت در این روایت وجود دارد:

1 - سند و طریق آن، که معتبر و مورد اعتماد است

2 - دلالت و مفهوم آن که مؤیدات دیگر روایی (البته شبیه آن) آن را یاری می نماید.

3 - نقل کتب معتبر روایی.

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام14

صدایی از بالای سدرة المنتهی

ابن عباس می گوید: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  چنین فرمودند: چون به آسمان هفتم عروج کردم و از آنجا به سدرة المنتهی و از سدرة المنتهی به حجابهای نور رفتم، پروردگار عالم مرا چنین ندا داد:

ای محمد! أنت عبدی و أنا ربک: تو بندة من هستی و من پروردگار توأم، پس برای من خضوع کن و مرا عبادت کن و بر من توکل کن که همانا من به تو راضی شدم که بنده، دوست، فرستاده و نبی من هستی، و به برادرت علی علیه السلام   که جانشین توست [راضی شدم]؛

[ای محمد!] او حجت من بر بندگانم و پیشوای خلقم می باشد. بوسیلة اوست که دوستانم از دشمنانم شناخته می شوند، و به اوست که حزب شیطان از حزب من تشخیص داده می شود. و بوسیلة اوست که دین من پایدار و حدودم حفظ و احکامم تنفیذ می گردد.

[ای محمد] به خاطر تو و علی علیه السلام   و ائمة از فرزندان اوست که رحمت خود را به بندگانم می رسانم و به خاطر قائم علیه السلام   (مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف) است که زمین را عمر می دهم. به اوست که زمین را از دشمنانم پاک می کنم و دوستانم را وارث زمین می گردانم. و بواسطة اوست که کلمة خودم را بلند مرتبه می گردانم؛(38)

و کلمة کسانی که کافر شدند را پایین می آورم. و به خاطر او بندگان و بلاد را زنده می کنم.(39)

متن روایت:

عن الاصبغ بن نباتة، عن عبدالله بن عباس قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: لما عرج بی إلی السماء السابعة، ومنها إلی سدرة المنتهی، ومن السدرة إلی حجب النور نادانی ربی جل جلاله: یا محمد أنت عبدی وأنا ربک، فلی فاخضع، وإیای فاعبد، وعلی فتوکل، وبی فثق، فإنی قد رضیت بک عبدا وحبیبا و رسولا و نبیا، وبأخیک علی خلیفة وبابا، فهو حجتی علی عبادی، وإمام لخلقی، به یعرف أولیائی من أعدائی، وبه یمیز حزب الشیطان من حزبی، وبه یقام دینی، وتحفظ حدودی، وتنفذ أحکامی، وبک وبه وبالائمة من ولده أرحم عبادی وإمائی وبالقائم منکم أعمر أرضی بتسبیحی وتقدیسی وتحلیلی وتکبیری وتمجیدی، وبه أطهر الارض من أعدائی واورثها أولیائی، وبه أجعل کلمة الذین کفروا بی السفلی، وکلمتی العلیا، وبه احیی عبادی وبلادی بعلمی، وله اظهر الکنوز والذخائر بمشیتی، وإیاه أظهر علی الاسرار والضمائر بإرادتی، وأمده بملائکتی لتؤیده علی انفاذ امری، واعلان دینی ذلک ولیی حقا ومهدی عبادی صدقا.

سند روایت:

شیخ صدوق در کتاب «الأمالی»، طریق خود را نسبت به این روایت چنین بیان می کند:

«حدثنا محمد بن موسی بن المتوکل، قال: حدثنا محمد ابن أبی عبدالله الکوفی، عن موسی بن عمران النخعی، عن عمه الحسین بن یزید النوفلی، عن علی بن سالم، عن أبیه، عن أبی حمزة الثمالی، عن سعد الخفاف، عن الاصبغ بن نباتة، عن عبدالله بن عباس، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم.

در طریق ذکر شده در مورد سعد الخفاف اختلاف است. که بررسی رجالی آن خالی از لطف نیست.

و اما سعد الخفاف در این روایت، (که در مورد او اختلاف و بحث شده است) شرح حالش چنین می باشد:

او همان سعد بن طریف (ظریف) الحنظلی است که گاهی از او، سعد الاسکاف و گاهی، «سعد الخفاف» نام برده می شود، و از امام باقر و امام صادق روایت نقل کرده است. از اصحاب امام سجاد علیه السلام   نیز شمرده شده است.

شیخ طوسی گوید: «او حدیثش صحیح می باشد». کشّی به نقل از حمدویه گوید: «او ناووسی است و بر امام صادق علیه السلام   توقف کرده است و امامان بعد حضرت را قبول ندارد». و ابن غضائری گوید: «او ضعیف است». محقق اردبیلی در جامع الرواة گوید: «بهتر است در مورد او و روایتش توقف شود

اما قول حق: (همان گونه که آقای خوئی در کتاب «معجم رجال الحدیث» خود بیان فرموه اند): ظاهر این است که این شخص ثقه است، به خاطر قول شیخ طوسی که فرمود: «و هو صحیح الحدیث؛ حدیثش صحیح می باشد». و آنچه ابن غضائری گوید، که ضعیف است، اصلاً در کتاب رجالی ابن غضائری که به او نسبت می دهند بحث است.(40)

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام15

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  از فضایل علی علیه السلام   به وجد می آید:

امام صادق علیه السلام   می فرمایند: هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  شب معراج به سوی آسمانها برده شدند، خداوند از شرافت و عظمت حضرت علی علیه السلام   برای پیامبر تعریف کرد، تا اینکه پیامبر به بیت المعمور رفتند و تمام پیامبران پشت سر او نماز گزاردند.

بعد از نماز، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  از آنچه خداوند دربارة علی علیه السلام   و مقام و منزلت او برایش صحبت کرده بود به شگفت آمد (و در فکر فرو رفت) و در همین حال بود که وحی الهی نازل شد که: فَإِنْ کنْتَ فِی شَک مِمَّا أَنْزَلْنا إِلَیک فَسْئَلِ الَّذِینَ یقْرَؤُنَ الْکتابَ مِنْ قَبْلِک؛(41)

«ای پیامبر ما اگر در آنچه بر تو نازل کردیم و حرفش را زدیم شک داری، پس از کسانی که قبل از تو کتاب خدا را خوانده اند سؤال کن [که آیا چنین است یا نه]».

یعنی از پیامبران پشت سر خود سؤال کن؛ که آنچه در کتب ایشان از فضایل علی علیه السلام   بیان شده، برای تو هم همان را بیان کردیم. لَقَدْ جاءَک الْحَقُّ مِنْ رَبِّک فَلا تَکونَنَّ مِنَ المُمْتَرِینَ وَ لا تَکونَنَّ مِنَ الَّذِینَ کذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ فَتَکونَ مِنَ الْخاسِرِینَ؛(42)

«که همانا حق از جانب پروردگارت آمد. پس در حقانیت او هیچ گاه شک مکن و از کسانی مباش که آیات الهی را تکذیب کردند (که اگر چنین کنی) از زیانکاران عالم خواهی شد

سخن که بدینجا رسید امام صادق علیه السلام   فرمودند: به خدا قسم، نه پیامبر در فضایل علی علیه السلام   شک کرد و نه از انبیاء سؤال نمود؛ (بلکه از فضایل علی علیه السلام   به شور و شعف در آمده بود و تمام وجود او را، خوشحالی محض فرا گرفته بود).(43)

متن روایت:

عن أبی عبدالله علیه السلام   قال: لما أسری برسول الله صلی الله علیه و آله و سلم  إلی السماء و أوحی الله إلیه فی علی علیه السلام   ما أوحی من شرفه و من عظمه عند الله ورد إلی البیت المعمور و جمع له النبیین و صلوا خلفه، عرض فی نفس رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم  من عظم ما أوحی إلیه فی علی علیه السلام   فأنزل الله فَإِنْ کنْتَ فِی شَک مِمَّا أَنْزَلْنا إِلَیک فَسْئَلِ الَّذِینَ یقْرَؤُنَ الْکتابَ مِنْ قَبْلِک (یونس: 94) یعنی الأنبیاء فقد أنزلنا علیهم فی کتبهم من فضله ما أنزلنا فی کتابک لَقَدْ جاءَک الْحَقُّ مِنْ رَبِّک فَلا تَکونَنَّ مِنَ المُمْتَرِینَ وَ لا تَکونَنَّ مِنَ الَّذِینَ کذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ فَتَکونَ مِنَ الْخاسِرِینَ(یونس: 94 95) فقال الصادق علیه السلام   فو الله ما شک و ما سأل.

سند روایت:

علی بن ابراهیم قمی در تفسیر خود، این روایت را به نقل از پدرش و او از عمرو بن سعید راشدی و او از ابن مسکان و او از امام صادق علیه السلام   نقل کرده است.

گویم: روایات فراوانی دیگر در مورد این باب وجود دارد که نگارنده اشاره ای به آنها در کتاب «معراج پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم» نموده ام. لذا روایت مورد قبول می باشد.(44)

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام16

نور حوریة حضرت علی علیه السلام 

ابن عباس می گوید: از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  شنیدم که می فرمود:

شبی که مرا به معراج بردند داخل بهشت شدم و در آنجا ناگهان نوری دیدم که به صورتم برخورد کرد.

به جبرئیل گفتم: این نوری که دیدم چیست؟

جبرئیل گفت: یا محمد؛ لیس هذا نور الشمس و لا نور القمر و لکن جاریةٌ من جواری علی بن أبی طالب علیه السلام   : ای محمد! این نه نور خورشید است و نه نور ماه، بلکه حوریه ای از حوریه های حضرت علی علیه السلام   می باشد که از قصرش بیرون آمده است. چون به شما نگاه کرد خندید و این نور از دهانش خارج شد و این حوریه آنقدر در بهشت می گردد تا حضرت علی علیه السلام   او را داخل قصرش کند.(45)

متن روایت:

عن ابن عباس، قال: سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم  یقول: لیلة أسری بی إلی السماء أدخلت الجنة، فرأیت نوراً ضرب به وجهی. فقلت لجبرئیل: ما هذا النور الذی رأیته؟ قال: یا محمد؛ لیس هذا نور الشمس و لا نور القمر و لکن جاریةٌ من جواری علی بن أبی طالب علیه السلام   طلعت من قصورها فنظرت إلیک و ضحکت فهذا النور خرج من فیها و هی تدور فی الجنة إلی أن یدخلها أمیرالمؤمنین علیه السلام  .

سند روایت:

محمد بن أحمد قمی (از علمای قرن چهارم هجری) در کتاب «مئة منقبة» طریق خود را به ابن عباس در این روایت چنین بیان می کند:

حدثنا طلحة بن أحمد بن محمد بن زکریا النیشابوری قال حدثنی سناه(46)

بن عبدالرحمان قال حدثنی علی بن عبدالله بن عبدالحمید عن هشیم بن بشیر قال حدثنی شعبة بن الحجاج عن عدی (علی) بن ثابت عن أبی سعید الخدری (در المناقب: سعید بن جبیر) عن ابن عباس.

با توجه به این که شرح حال برخی از راویان این حدیث در کتب رجالی یافت نمی شود و نیز ضعف بعضی از آنها، سند روایت دچار ضعف می باشد و لذا از حیث سند به این روایت نمی توان تکیه نمود.

و امّا از باب مفهوم و دلالت به خاطر اینکه مؤید روایی دیگری برای آن یافت نشد و نیز چون برخی عناوین آن بعید به نظر می رسد، لذا روایت قابل قبول نمی باشد، هر چند که احتیاط نموده و در مورد آن توقف اختیار نماییم.

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام17

نوشتة روی درهای بهشت

جابربن عبدالله انصاری از قول پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  نقل می کند که پیامبر فرمودند: شب معراج که به آسمانها برده شدم، به بهشت و جهنم امر شد که خود را بر من عرضه کنند و من آنجا بهشت را با تمام نعمتها و جهنم را با تمام عذاب هایش دیدم و آنجا دیدم که بر هشت در از درهای بهشت نوشته شده بود: «لا اله الاّ الله، محمد رسول الله، علی ولی الله».(47)

متن روایت:

عن جابر الأنصاری، قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: لیلة أسری بی إلی السماء أمر بعرض الجنة و النار علی. فرأیتهما جمیعاً رأیت الجنة و ألوان نعیمها و رأیت النار وألوان عذابها و علی کل باب من أبواب الجنة الثمانیة لا إله إلا الله محمد رسول الله علی ولی الله.

سند روایت:

این روایت در منابع روایی به صورت مرفوعه و بدون اتصال سند ذکر شده است. لیکن با توجه به روایات فراوان دیگری که در همین باب و موضوع وارد شده است، که آنها نیز از اتصال سند خوبی برخوردار می باشند، می توان این روایت را قبول نمود. لذا روایت از حیث مفهوم و دلالت مورد قبول واقع می شود.

 

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام18

ملائکه و نگاه به حضرت علی علیه السلام 

امام صادق علیه السلام   از قول اجداد طاهرینشان(علیهما السلام) نقل می کنند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  فرمودند: شبی که به آسمانها برده شدم، در آسمان پنجم نگاهم به حضرت علی علیه السلام   افتاد. پس گفتم: ای جبرئیل، دوست من، این صورت کیست؟

جبرئیل گفت: ای محمد! چون ملائکه شوق زیادی به دیدن حضرت علی علیه السلام   داشتند، به خداوند عرضه داشتند که: «ربنا إن بنی آدم فی دنیاهم یتمتعون غدوة و عشیة بالنظر إلی علی بن أبی طالب علیه السلام   حبیب حبیبک محمد صلی الله علیه و آله و سلم  و خلیفته و وصیه و أمینه فمتعنا بصورته قدر ما تمتع أهل الدنیا به»؛

پروردگارا! همانا فرزندان آدم علیه السلام   در دنیا، از نگاه به صورت حضرت علی علیه السلام   که دوست حبیب توست و جانشین و وصی و امین حبیب تو، محمد صلی الله علیه و آله و سلم، لذت می برند؛ پس ما را هم همانگونه که اهل دنیا از صورت او لذت می برند، بی نصیب مگردان.

پس خداوند متعال هم از نور مقدس خود صورتی برای آنان آفرید. و صورت حضرت علی علیه السلام   شبانه روز در میان آنهاست و آنها هم او را زیارت می کنند و هر صبح و شام به تماشایش می نشینند و او را نگاه می کنند.

أعمش گوید: امام صادق علیه السلام   از قول پدر بزرگوارشان فرمودند: موقعی که ابن ملجم(لعنة الله علیه) با شمشیر بر سر مبارک امیرالمؤمنین زد، این ضربت در صورت آن ملک در آسمان نیز دیده می شد و ملائکه چون هر شبانه روز او را چنین می دیدند، قاتل حضرت علی علیه السلام   را همواره لعن می کردند.(48)

متن روایت:

عن الاعمش عن جعفر بن محمد، عن أبیه، عن جده(علیهما السلام) قال: قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم  لیلة اسری بی إلی السماء فبلغت السماء الخامسة نظرت إلی صورة علی بن أبی طالب علیه السلام   فقلت: حبیبی جبرئیل ما هذه الصورة؟ فقال جبرئیل: یا محمد اشتهت الملائکة أن ینظروا إلی صورة علی علیه السلام   فقالوا: ربنا إن بنی آدم فی دنیاهم یتمتعون غدوة وعشیة بالنظر إلی علی بن ابی طالب علیه السلام   حبیب حبیبک محمد صلی الله علیه و آله و سلم  وخلیفته و وصیه وأمینه، فمتعنا بصورته قدر ما تمتع أهل الدنیا به، فصور لهم صورته من نور قدسه عز وجل، فعلی علیه السلام   بین أیدیهم لیلا و نهارا یزورونه وینظرون إلیه غدوة وعشیة.

قال: فأخبرنی الاعمش، عن جعفر بن محمد، عن أبیه قال: فلما ضربه اللعین ابن ملجم علی رأسه صارت تلک الضربة فی صورته التی فی السماء فالملائکة ینظرون إلیه غدوة وعشیة، ویلعنون قاتله ابن ملجم، فلما قتل الحسین بن علی صلوات الله علیه هبطت الملائکة وحملته حتی أوقفته مع صورة علی علیه السلام   فی السماء الخامسة فکلما هبطت الملائکة من السماوات من علا، وصعدت ملائکة السماء الدنیا فمن فوقها إلی السماء الخامسة لزیارة صورة علی علیه السلام   والنظر إلیه وإلی الحسین بن علی متشحطا بدمه، لعنوا یزید وابن زیاد وقاتل الحسین بن علی صلوات الله علیه إلی یوم القیامة. قال الاعمش: قال لی الصادق علیه السلام  : هذا من مکنون العلم ومخزونه لا تخرجه إلا إلی أهله.

سند روایت:

این روایت را علامة مجلسی به اسناد شیخ صدوق از «بکر بن عبدالله، از سهل بن عبدالوهاب، از أبی معاویه و او از اعمش»(49) نقل کرده است.

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام19

گلابی و حوریة حضرت علی علیه السلام 

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  می فرمایند: چون شب معراج به آسمانهای هفت گانه برده شدم، حضرت جبرائیل دستم را گرفت و مرا داخل بهشت کرد و بر فرشی از فرشهای بهشت نشانید و یک گلابی برایم آورد.

پس موقعی که آن گلابی را نصف کردم، حوریه ای از آن خارج شد و بین دو دست من ایستاد و گفت:« السلام علیک یا محمد؛ السلام علیک یا احمد؛ السلام علیک یا رسول الله».

من هم جواب او را دادم و گفتم: تو کیستی؟ گفت: من راضیه مرضیه هستم؛ خداوند متعال مرا از سه نوع چیز خلق کرده است: قسمت بالای مرا از کافور، وسط مرا از عنبر و پایین مرا از مشک آفرید و مرا با آب حیات عجین کرد. آنگاه خداوند متعال به من فرمود:«کونی فکنت لأخیک و وصیک علی بن أبی طالب علیه السلام  »؛ تو را برای برادر و جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، علی بن ابی طالب علیه السلام   خلق کردم.(50)

متن روایت:

قال : لما أسری بی ربی إلی سبع سماواته، أخذ جبرئیل بیدی و أدخلنی الجنة و أجلسنی علی درنوک من درانیک الجنة و ناولنی سفرجلة فانفلقت نصفین و خرجت حوراء منها. فقامت بین یدی و قالت: «السلام علیک یا محمّد السلام علیک یا أحمد السلام علیک یا رسول الله». فقلت: و علیک السلام، من أنت؟ فقالت: أنا الراضیة المرضیة، خلقنی الجبار من ثلاثة أنواع: أعلای من الکافور و وسطی من العنبر و أسفلی من المسک و عجنت بماء الحیوان. قال لی ربی: کونی فکنت لأخیک و وصیک علی بن أبی طالب علیه السلام  .

سند روایت:

شیخ صدوق به چند استناد، این روایت را در کتب خود نقل می کند، که دو طریق آن عبارتند از:

«الشیخ الصدوق رحمه الله قال حدثنی أبو عبدالله الحسین بن محمد الاشنانی الرازی العدل ببلخ قال حدثنا علی بن محمد بن مهرویه القزوینی عن داود بن سلیمان الفراء عن علی بن موسی الرضا علیه السلام   قال حدثنی أبی موسی بن جعفر علیه السلام   قال حدثنی أبی جعفر بن محمد علیه السلام   قال حدثنی أبی محمد بن علی علیه السلام   قال حدثنی أبی علی بن الحسین علیه السلام   قال حدثنی أبی الحسین بن علی علیه السلام   قال حدثنی أبی علی بن أبی طالب علیه السلام   عن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم؛ (کتاب عیون أخبار الرضا علیه السلام  ).

و در کتاب «الأمالی» به اسناد از: «حدثنا أحمد بن محمد بن حمدان المکتب، قال: حدثنا أبو عبدالله محمد بن عبدالرحمن الصفار، قال: حدثنا محمد بن عیسی الدامغانی، قال: حدثنا یحیی بن المغیرة، قال: حدثنا جریر، عن الاعمش، عن عطیة، عن أبی سعید الخدری، قال قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم».

از این دو طریق، طریق اول شیخ از اعتبار والایی برخوردار می باشد، لذا روایت با توجه به جهت قوّت زیاد آن (سند، دلالت و نقل کتب معتبر) قابل قبول می باشد.

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام20

توصیفی از قصرهای زیبای شیعیان حضرت علی علیه السلام 

در روایتی دارد که حضرت علی علیه السلام   می فرمایند: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  به من فرمودند: شبی که به آسمانها برده شدم قصرهایی از یاقوت قرمز و زبرجد سبز و درّ و مرجان و عقیق دیدم که مواد و مصالح این قصرها از مشک خوشبو و خاکش از زعفران بود.

درختانی از میوه و خرما و انار و حورالعین و زنهایی در غایت زیبایی و نهرهایی از شیر و نهرهایی از عسل که بر روی گوهر و درّ جاری بود، در این قصرها بود.

در کنار این نهرها خانه های گنبدی شکل و غرفه ها، خیمه ها وخادمان و غلامان و فرش هایی از استبرق (ابریشم ضخیم براق) و سندس (ابریشم نازک) و حریر بود که پرندگان زیادی هم در آنجا بودند.

پس گفتم: دوست من، جبرئیل، این قصرها از آن کیست و شأن آنها چگونه است؟

جبرئیل گفت: این قصرها و همة آنچه در آن وجود دارد و دیدی و بیشتر از آن را خداوند عزوجل برای شیعیان برادر و جانشین تو علی بن ابی طالب علیه السلام   آماده کرده است.

ای محمد! این شیعیان را در آخرالزمان به رافضی می خوانند، در حالی که آنها چیزی دیگر را اراده می کنند، چون آنها از باطل دوری و به حق تمسک می جویند و این شیعیان سیاهی بزرگ هستند (که روی تمام بدیها و خدایان دیگر(51)

را می پوشانند و باعث می شوند مردم نور محض و حقیقت را ببینند)؛

(ای محمد!) و این قصرها همچنین برای شیعیان فرزندانت حسن و حسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و حسن بن علی و شیعیان فرزندنت محمد که مهدی نام دارد، می باشد. ای محمد! ایشان ائمة بعد از تو می باشند که علمهای هدایت و چراغ نورانی راه الهی می باشند.

تمام شیعیان و محبین فرزندانت، شیعة به حق هستند و اینانند دوستان رسول و آنها کسانی هستند که از باطل دوری و اجتناب می کنند و قاصد حق هستند و حق را تبعیت می کنند.

فرزندان تو را در زمان حیاتشان دوست می دارند و بعد وفاتشان به زیارت آنها می روند. آنها یاری کنندگان فرزندان تو هستند و ایشان را با جان و دل دوست می دارند. رحمت خداوند بر ایشان که خداوند بخشنده و مهربان است .(52)

متن روایت:

قال أمیر المؤمنین علیه السلام  : قال لی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: رأیت لیلة أسری بی إلی قصور من یاقوت أحمر و زبرجد أخضر و درّ و مرجان و عقیقا بلاطها المسک الأذفر و ترابها الزعفران و فیها فاکهة و نخل و رمان و حور و خیرات حسان و أنهار من لبن و أنهار من عسل تجری علی الدر و الجوهر و قباب علی حافتی تلک الأنهار و غرف و خیام و خدم و ولدان و فرشها الإستبرق و السندس و الحریر و فیها أطیار.

فقلت: یا حبیبی، جبرئیل : لمن هذه القصور و ما شأنها؟ فقال لی جبرئیل: هذه القصور و ما فیها، خلقها الله عز و جل کذا و أعد فیها ما تری و مثلها أضعاف مضاعفة لشیعة أخیک علی علیه السلام   وخلیفتک من بعدک علی أمتک یدعون فی آخر الزمان بإسمٍ یراد به غیرهم یسمون الرافضة و إنما هو زین لهم لأنهم رفضوا الباطل و تمسکوا بالحق و هم السواد الأعظم و لشیعة ابنه الحسن من بعده و لشیعة الحسین من بعده و لشیعة ابنه محمد بن علی من بعده و لشیعة ابنه جعفر بن محمد من بعده و لشیعة ابنه موسی بن جعفر من بعده و لشیعة ابنه علی بن موسی من بعده و لشیعة ابنه محمد بن علی من بعده و لشیعة ابنه علی بن محمد من بعده و لشیعة ابنه الحسن بن علی من بعده و لشیعة ابنه محمد المهدی من بعده.

یا محمد؛ فهؤلاء الأئمة من بعدک أعلام الهدی و مصباح الدّجی، شیعتهم و شیعة جمیع ولدک و محبیهم شیعة الحق و موالی رسوله الذین رفضوا الباطل و اجتنبوه و قصدوا الحق و اتبعوه یتولونهم فی حیاتهم و یزورونهم من بعد وفاتهم، متناصرین لهم، قاصدین علی محبتهم، رحمة الله علیهم إنه غفور رحیم.

سند روایت:

محمد بن جریر طبری شیعی، (متوفای اوایل قرن چهار)در دو کتاب: «دلائل الإمامة» و «نوادر المعجزات» طریق خویش را به این روایت چنین ذکر می کند:

«قال أخبرنی أبو الحسین محمد بن هارون، قال: حدثنا أبی هارون بن موسی، قال: حدثنا محمد بن أحمد بن عبیدالله بن أحمد الهاشمی المنصوری بسر من رأی من لفظه، قال: حدثنا أبو موسی عیسی بن أحمد بن عیسی ابن المنصور الهاشمی، قال: حدثنا أبو الحسن علی بن محمد بن علی بن موسی، عن علی بن موسی علیه السلام  ، عن موسی بن جعفر علیه السلام  ، عن أبیه جعفر بن محمد علیه السلام  ، قال: حدثنی محمد بن علی علیه السلام  ، قال: حدثنی أبی علی بن الحسین علیه السلام  ، قال: حدثنی أبی الحسین بن علی علیه السلام  ، قال: قال أمیر المؤمنین(علیهما السلام): قال لی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم».

در این اسناد شرح حال برخی از راویان آن مانند ابو موسی عیسی بن احمد بن عیسی ابن المنصور هاشمی و...، مشخص شد، لذا سند روایت از اعتبار چندانی برخوردار نیست؛ لیکن روایت را از حیث مفهوم و دلالتش می توان قبول نمود. چرا که مقام شیعیان امیرالمؤمنین علیه السلام   آنچنان بالاست که نعمت های ذکر شده بخشی از عنایات خداوند متعال به ایشان می باشد؛ علاوه بر اینکه بر این نعمت های عطا شده، مؤیدات دیگری در متون روایی ما وجود دارد.

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام21

حضرت ابراهیم علیه السلام   و اطفال شیعیان

امام رضا علیه السلام   از اجداد طاهرینشان نقل می کنند که امام حسین علیه السلام   فرمودند: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  به من چنین فرمود: شبی که به معراج رفتم پدرم نوح را ملاقات کردم و به من گفت: ای محمد! چه کسی را بر امتت جانشین خود کردی؟ گفتم: علی بن ابی طالب علیه السلام  . نوح گفت: چه خوب جانشینی انتخاب کردی.

سپس موسی را ملاقات کردم و بعد از آن هم برادرم عیسی را که هر دو از جانشینی من سؤال کردند و آنها هم بعد از جواب، مرا تحیت گفتند که: «خوب جانشینی انتخاب کردی».

بعد از آن من رو کردم به جبرئیل و گفتم: ای جبرئیل! حضرت ابراهیم را نمی بینم، او کجاست؟ گفت: با من به جایی بیا، پس به جایی رسیدیم که درختی زیبا و عجیب در آنجا قرار داشت که بچه های شیرخوار مانند بچه های گوسفند از این درخت غذا می خوردند تا جایی که اگر بچه ای شیرخوار از این درخت جدا می شد خداوند تبارک و تعالی، آن شاخة درخت را نزدیک او می برد تا دوباره غذایش را بخورد.

پس حضرت ابراهیم که در آنجا حضور داشت، به استقبالم آمد و فرمود: چه کسی را جانشین خود بر امتت قرار دادی؟ من هم گفتم: علی علیه السلام   را. و او هم به من تحیت گفت و این موضوع را تبریک گفت.

آنگاه به من رو کرد و چنین گفت: إنی یا محمد؛ سألت الله ربی أن یولینی غذاء أطفال شیعة علی بن أبی طالب علیه السلام   فأنا أغذیهم إلی یوم القیامة؛

«ای محمد! از پروردگارم درخواست کردم که غذا دادن اطفال شیعه را به من واگذار کند و من هم تا روز قیامت این کار را انجام خواهم داد.»(53)

متن روایت:

عن الرضا، عن آبائه، عن الحسین علیه السلام   قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: لما أسری بی إلی السماء لقینی أبی نوح، فقال: یا محمد؛ مَن خلفت علی أمتک؟ فقلت: علی بن أبی طالب علیه السلام  . فقال: نعم الخلیفة خلفت. ثم لقینی أخی موسی، فقال: یا محمد؛ من خلفت علی أمتک؟ فقلت: علیا علیه السلام  . فقال: نعم الخلیفة خلفت. ثم لقینی أخی عیسی، فقال لی: من خلفت علی أمتک؟ فقلت: علیاً علیه السلام   فقال: نعم الخلیفة خلفت.

قال: فقلت لجبرئیل: یا جبرئیل؛ ما لی لا أری إبراهیم ! قال: فعدل بی إلی حظیرة، فإذا فیها شجرة لها ضروع کضروع الغنم کلما خرج ضرع من فم واحد رده الله تعالی إلیه. فقال: یا محمد؛ من خلفت علی أمتک؟ فقلت علیاً علیه السلام  . فقال: نعم الخلیفة خلفت. إنی یا محمد؛ سألت الله ربی أن یولینی غذاء أطفال شیعة علی بن أبی طالب علیه السلام   فأنا أغذیهم إلی یوم القیامة.

سند روایت:

شیخ جلیل القدر، محمد بن أحمد بن شاذان قمی (از علمای قرن چهارم هجری) در کتاب «مأة منقبة من مناقب أمیرالمؤمنین علیه السلام  » طریق خود را در مورد این سند چنین بیان می نماید:

«حدثنی أحمد بن محمد [بن] الحسین قال: حدثنی بن محمد ابن وریزة، قال: حدثنی جدی وریزة بن محمد الغسانی، قال: سمعت علی بن موسی الرضا یقول: حدثنی أبی، عن أبیه [عن جده]، عن علی بن الحسین عن أبیه الحسین بن علی قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم».

البته مشابه همین روایت را علامة مجلسی، با سند دیگری به استناد از کتاب مختصر الدرجات، از امام باقر علیه السلام   نقل می کند که بدین شرح می باشد:

«و روی الشیخ حسن بن سلیمان فی کتاب المختصر، نقلاً من کتاب المعراج للشیخ الصالح أبی محمد الحسن بإسناده عن الصدوق، عن أبیه، عن محمد بن أبی القاسم، عن محمد بن علی الکوفی، عن محمد بن عبدالله بن مهران، عن صالح بن عقبة، عن یزید بن عبدالملک، عن الباقر علیه السلام   قال».

آنچه جدای از قوّت بحث رجالی و سندی روایت می توان گفت، این است که این روایت در کتب متقدمین و علمای از متأخرین ذکر گردیده و تقریباً همگی آنها، آن را تلقی به قبول نموده و در مورد آن بیانی دیگر نفرموده اند. و دلالت روایت هم با توجه به روایات فراوان دیگری قابل قبول می باشد و هیچ گونه منعی در مورد آن نمی باشد.

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام22

قصرهای زیبا با پرده های مخصوص

فاطمة زهرا سلام الله علیها  ، دختر گرامی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  در ضمن روایتی می فرمایند: از پدرم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  شنیدم که می فرمود: شبی که به آسمانها برده شدم وارد بهشت شدم و در آنجا قصری دیدم که از درّ سفید پوشانده شده بود و دری داشت که به درّ و یاقوت زینت داده شده بود که پرده ای هم بر روی این در نصب شده بود.

پس سرم را بلند کرده و دیدم که بر روی در چنین نوشته است:«لا إله إلا الله محمد رسول الله علی ولی الله»؛ (هیچ خدایی جز الله نیست، محمد صلی الله علیه و آله و سلم  فرستادة خداست، علی علیه السلام   دوست صمیمی خداست.)

و بر روی پردة آن هم نوشته شده بود: «بخّ بخّ من مثل شیعة علی علیه السلام  ؛ خوشا به حال مثل شیعة حضرت علی علیه السلام  »؛

پس وارد قصر شدم و قصری دیگر که از عقیق قرمز پوشانده شده بود و دری از نقره داشت که با زبرجد سبز زینت کاری شده بود، که پرده ای هم روی این در نصب شده بود. و سرم را بلند کرده دیدم بر روی در نوشته است: «محمد رسول الله، علی وصی المصطفی»؛ (محمد فرستادة خداست و علی علیه السلام   جانشین پیامبر.)

و بر روی پردة آن نوشته شده بود:«بشِّر شیعة علی علیه السلام   بطیب المولد؛ بشارت دهید شیعة علی علیه السلام   را به پاکی نسل»؛

پس وارد قصر شدم. و در مقابل خود قصری دیگر دیدم که از زمرد سبز بود که زیباتر از آن را هرگز ندیده بودم و این قصر، دری از یاقوت قرمز داشت که با لؤلؤ زینت داده شده بود و بر روی آن هم پرده ای نصب شده بود.

پس سرم را بلند کرده، دیدم که بر روی در نوشته است: «شیعة علی هم الفائزون؛ فقط شیعیان حضرت علی علیه السلام   رستگارند

پس به جبرئیل گفتم: دوست من، جبرئیل، این قصرها از آن کیست؟

جبرئیل گفت: ای محمد! این قصرها برای پسر عمو و وصی تو علی بن ابی طالب علیه السلام   می باشد.

مردم روز قیامت محشور می شوند در حالی که پا برهنه و عریان هستند، مگر شیعة حضرت علی علیه السلام  ؛ و در روز قیامت همة مردم به اسمهای مادرانشان خوانده می شوند، بجز شیعة حضرت علی علیه السلام   که اینها به اسم پدرانشان خوانده می شوند.

پس گفتم: دوست من، جبرئیل، علت آن چیست؟ جبرئیل فرمود:

چون شیعیان، حضرت علی علیه السلام   را دوست می دارند، پس طینت و نسل آنها پاک است.(54)

متن روایت:

عن فاطمة بنت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم  قالت: سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم  یقول: لما أسری بی إلی السماء دخلت الجنة فإذا أنا بقصر من درة بیضاء مجوفة و علیها باب مکلل بالدر و الیاقوت و علی الباب ستر. فرفعت رأسی فإذا مکتوب علی الباب: «لا إله إلا الله محمد رسول الله علی ولی الله»؛ و إذا مکتوب علی الستر:«بخّ بخّ من مثل شیعة علی علیه السلام  ».

فدخلته فإذا أنا بقصر من عقیق أحمر مجوف و علیه باب من فضة مکلل بالزبرجد الأخضر و إذا علی الباب ستر فرفعت رأسی، فإذا مکتوب علی الباب: «محمد رسول الله علی وصی المصطفی»؛ و إذا علی الستر مکتوب: «بشِّر شیعة علی علیه السلام   بطیب المولد»؛ فدخلته فإذا أنا بقصر من زمرد أخضر مجوف لم أر أحسن منه و علیه باب من یاقوتة حمراء مکللة باللؤلؤ و علی الباب ستر. فرفعت رأسی فإذا مکتوب علی الستر: «شیعة علی هم الفائزون»؛ فقلت: حبیبی جبرئیل؛ لمن هذا؟ فقال: یا محمد؛ لابن عمک و وصیک علی بن أبی طالب علیه السلام  . یحشر الناس کلهم یوم القیامة حفاة عراة إلاّ شیعة علی علیه السلام  . و یدعی الناس بأسماء أمهاتهم ما خلا شیعة علی علیه السلام   فإنهم یدعون بأسماء آبائهم. فقلت: حبیبی جبرئیل؛ و کیف ذاک؟ قال: لأنهم أحبوا علیاً علیه السلام   فطاب مولدهم.

سند روایت:

این روایت را علامة مجلسی به نقل از کتاب «المسلسلات» ابن رازی بدین طریق در «بحار» بیان می کند:

«حدثنا محمد بن علی بن الحسین قال: حدثنی أحمد بن زیاد بن جعفر قال: حدثنی أبوالقاسم جعفر بن محمد العلوی العریضی قال: قال أبو عبدالله أحمد بن محمد بن خلیل: قال: أخبرنی علی بن محمد بن جعفر الاهوازی قال: حدثنی بکر بن أحنف قال: حدثتنا فاطمة بنت علی بن موسی الرضا علیه السلام   قالت: حدثتنی فاطمة وزینب وأم کلثوم بنات موسی بن جعفر قلن حدثتنا فاطمة بنت جعفر بن محمد قالت: حدثتنی فاطمة بنت محمد بن علی قالت: حدثتنی فاطمة بنت علی بن الحسین قالت: حدثتنی فاطمة وسکینة ابنتا الحسین بن علی عن أم کلثوم بنت علی علیه السلام   عن فاطمة بنت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم  قالت: سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم...».

در این اسناد در مورد «احمد بن زیاد بن جعفر» اختلاف است، لیکن معمولاً علمای علم رجال او را ثقه می دانند و نیز «محمّد بن خلیل» مجهول می باشد.(55)

پس به روایت، به لحاظ اسناد آن نمی توان تکیه کرد، لیکن مفهوم و دلالت روایت به گونه ای است که شواهد روایی دیگری برای آن در دست می باشد، لذا روایت مورد قبول است.

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام23

حضرت علی علیه السلام   و نامه اعمال

امام محمد باقر علیه السلام   می فرمایند:(56)

هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  به انتهای آسمان هفتم رسیدند و منتهی به سدرة المنتهی شدند، از آنجا به سیر خود ادامه داده و به مقام قرب قاب قوسین أو أدنی (57)

(یعنی فاصلة او با خداوند کمتر از دو کمان بود) رسیدند و در آنجا کتاب اصحاب یمین و کتاب اصحاب شمال به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  داده شد.

پس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  کتاب اصحاب یمین را بر دست راست خود گذاشتند و آن را گشودند و در آن تمامی اسامی اهل بهشت را، با نام پدران و قبیله شان مشاهده کردند. آنگاه کتاب اصحاب شمال را باز کرده و تمامی اسامی اهل جهنم را با نام پدران و قبیله شان مشاهده کردند. پس آنگاه که از معراج بازگشتند آن دو صحیفه را همراه خود آورده و به علی بن ابی طالب علیه السلام   تقدیم کردند.(58)

متن روایت:

عن أبی جعفر علیه السلام   قال: انتهی النبی صلی الله علیه و آله و سلم  إلی السماء السابعة و انتهی إلی سدرة المنتهی قال فقالت السدرة ما جاوزنی مخلوق قبلک ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّی فَکانَ قابَ قَوْسَینِ أَوْ أَدْنی فَأَوْحی قال علیه السلام  : فدفع إلیه کتاب أصحاب الیمین و کتاب أصحاب الشمال فأخذ کتاب أصحاب الیمین بیمینه و فتحه و نظر فیه فإذا فیه أسماء أهل الجنة و أسماء آبائهم و قبائلهم. قال علیه السلام   و فتح کتاب أصحاب الشمال و نظر فیه فإذا هی أسماء أهل النار و أسماء آبائهم و قبائلهم. ثم نزل و معه الصحیفتان، فدفعهما إلی علی بن أبی طالب علیه السلام  .

سند روایت:

حسن صفار قمی(59)

در کتاب ارزشمند خود، «بصائر الدرجات» این روایت را به طریق خود از «احمد بن محمد» و او از «حسین بن سعید» و او از «نضربن سوید» و او از «عبدالصمد بن بشیر»(60)

و او از امام باقر علیه السلام   نقل می کند. طریق ذکر شدة حسن صفار قمی صحیح و لذا روایت مورد قبول است.

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام24

سفارش علی علیه السلام   در قصری زیبا

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  می فرمایند: شبی که به معراج رفتم، قصری قرمز رنگ از یاقوت دیدم که تلألؤ داشت، پس خداوند مرا در مورد حضرت علی علیه السلام   سفارش کرد که«أنه سید المسلمین و إمام المتقین و قائد الغرّ المحجلین»؛ او سید مسلمانها و پیشوای متقین و رهبر سفید رویان است.(61)

متن روایت:

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: لما کان لیلة أسری بی إلی السماء إذا قصر أحمر من یاقوت یتلألأ فأوحی إلی فی علی علیه السلام   أنه سید المسلمین و إمام المتقین و قائد الغرّ المحجلین.

سند روایت:

«ابن البطریق»، از علمای قرن ششم هجری، در کتاب «العمدة» خویش طریق ذیل را برای این روایت بیان می کند، البته طریق دیگری نیز از ابن مغازلی، در کتاب «المناقب» در کتب روایی نقل شده است که به طریق ابن البطریق بسنده کرده و آن را نقل می نماییم:

«قال: اخبرنا أبو طاهر: محمد بن علی بن محمد البیع البغدادی فیما کتبه إلی یخبرنی: ان ابا محمد: عبیدالله بن ابی مسلم الفرضی حدثهم قال: حدثنا أبو العباس: احمد بن محمد بن سعید الحافظ، (معروف به ابن عقده) قال: حدثنا محمد بن اسماعیل بن اسحاق، قال: حدثنا محمد بن عدیس، قال: حدثنا جعفر الاحمر، قال: حدثنا هلال الصواف عن عبدالله بن کثیر أو کثیر بن عبدالله عن ابن اخطب، عن محمد بن عبدالرحمان بن اسعد بن زرارة الانصاری عن ابیه قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم».

در طریق ذکر شده هر چند شرح حال برخی راویان مانند هلال الصواف، ابن اخطب و... معلوم نگردیده، لیکن مفهوم روایت آنقدر روشن و مورد اعتماد است که نیازی به بررسی آن نمی باشد، لذا روایت مورد قبول است.

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام25

علی علیه السلام   در هفت جایگاه با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  شاهد است

ابی بردة سلمی می گوید: از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  شنیدم که اینچنین حضرت علی علیه السلام   را مخاطب قرار می داد: یا علی؛ خداوند متعال در هفت مورد تو را با من شاهد قرار داد:

1- شبی که به معراج رفتم جبرئیل به من گفت: برادرت کجاست؟ گفتم: او را ورای خودم جانشین قرار دادم. جبرئیل گفت: خداوند را بخوان پس در هنگام خواندن مثال تو همراه من بود.

در این هنگام دسته ای از ملائکه را دیدم که به صف ایستاده اند ! گفتم: ای جبرئیل! اینان کیستند که به صف ایستاده اند؟ گفت: اینان کسانی هستند که روز قیامت به خاطر وجود تو خداوند را مباهات می کنند.

پس نزدیک آنان شدم و از آنچه بوده و تا روز قیامت خواهد شد با آنان حرف زدم (در حالی که مثال تو همراه من بود.)

2- وقتی برای دومین مرتبه به معراج رفتم، جبرئیل نیز باز به من گفت: برادرت کجاست؟ و من هم گفتم: او را ورای خودم جانشین قرار دادم.

جبرئیل گفت: خداوند را بخوان، پس در هنگام خواندن مثال تو همراه من بود. تا اینکه حقیقت آسمانها برایم مکشوف شد و من در هفت آسمان ساکنین آن، خانه ها و موضع هر ملکی را در جایگاه خودش دیدم. (در حالی که مثال تو همراه من بود و همه چیز را می دید.)

3 - هنگامی که بر اجّنه مبعوث شدم، جبرئیل به من گفت: علی علیه السلام   کجاست؟ گفتم: او را ورای خودم جانشین قرار دادم.

جبرئیل گفت: خداوند را بخوان پس من خدا را خواندم در حالی که تو همراه من بودی و من هیچ کلامی با خدا نگفتم و هیچ جوابی نشنیدم، مگر اینکه تو آن را شنیدی.

4 - خداوند من و تو را به شب قدر اختصاص داده و غیر از من و تو کسی دیگر چنین نیست.

5 - من خداوند را در مورد تو خواندم و هر آنچه خداوند به من عطا کرده است به تو نیز عطا کرده است، مگر نبوت را.

6 - چون شب معراج به آسمانها رفتم خداوند تمام پیامبران را جمع کرد و من بر آنها اقامة نماز کردم در حالی که مثال تو پشت سر من بود. (و با من نماز می خواند).

7 - هلاکت تمام حزب ها و گروهها بدست ماست.(62)

متن روایت:

عن أبی داود عن أبی بردة الأسلمی قال: سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم  یقول لعلی علیه السلام  : یا علی؛ إن الله أشهدک معی فی سبع مواطن:

أما أول ذلک: فلیلة أسری بی إلی السماء قال لی جبرئیل أین أخوک قلت خلفته ورائی قال ادع الله فلیأتک به فدعوت و إذا مثالک معی و إذا الملائکة وقوف صفوف فقلت یا جبرئیل من هؤلاء قال هم الذین یباهیهم الله بک یوم القیامة فدنوت فنطقت بما کان و بما یکون إلی یوم القیامة.

و الثانی: حین أسری بی فی المرة الثانیة فقال لی جبرئیل أین أخوک قلت خلفته ورائی قال ادع الله فلیأتک به فدعوت الله فإذا مثالک معی فکشط لی عن سبع سماوات حتی رأیت سکانها و عمارها و موضع کل ملک منها.

و الثالث: حین بعثت إلی الجن فقال لی جبرئیل أین أخوک قلت خلفته ورائی فقال ادع الله فلیأتک به فدعوت الله فإذا أنت معی فما قلت لهم شیئا و لا ردوا علی شیئاً إلا سمعته.

و الرابع: خصصنا بلیلة القدر و لیست لأحد غیرنا.

و الخامس: دعوت الله فیک و أعطانی فیک کل شی ء إلا النبوة فإنه قال خصصتک بها و ختمتها بک.

و أما السادس: لما أسری بی إلی السماء جمع الله لی النبیین فصلیت بهم و مثالک خلفی.

و السابع: هلاک الأحزاب بأیدینا.

سند روایت:

دو سند و طریق برای این روایت در کتب روایی بیان شده است:

1 طریق علی بن ابراهیم قمی در کتاب تفسیری خودش، که آن طریق چنین می باشد:

حدثنی ابی عن ابراهیم بن محمد الثقفی، عن ابان بن عثمان، عن ابی داود، عن أبی بردة الاسلمی، قال سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم  یقول لعلی علیه السلام  .

2 طریق شیخ طوسی در کتاب «أمالی» یا «المجالس»، که آن نیز چنین می باشد:

جماعة،(63)

عن أبی المفضل، عن جعفر بن محمد بن عبدالله الموسوی، عن عبیدالله ابن أحمد بن نهیک،(64)

عن ابن أبی عمیر، عن ابن رئاب(65)

، عن أبی بصیر، عن أبی عبدالله، عن آبائه، عن علی(علیهما السلام) قال: قال لی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم.

روایت از چند جهت دارای قوّت می باشد:

1 . طریق هایی که برای آن ذکر شده معتبر و قابل اعتماد می باشد.

2 . مؤیدات روایی فراوانی برای آن است.

3 . کتب معتبر و قابل اعتمادی آن را نقل نموده اند.

 

 

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام26

اسدالله الغالب

آیت الله مرعشی نجفی در کتاب «شرح احقاق الحق» از قول علامه محمد صالح کشفی ترمذی صاحب کتاب «المناقب الرضویه»، نقل می کند که:

روی حدیثاً فی معراج سید الأنام خاتم المرسلین و فیها سمی امیرالمؤمنین علی بن

ابی طالب علیه السلام   بأسد الله الغالب: (در شب معراج امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام  ، اسد الله الغالب نام گذاشته شدند.)(66)

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام27

ولایت علی علیه السلام   و بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

سفیان ثوری از امام صادق علیه السلام   نقل می کند که حضرت فرمودند: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  فرمودند: چون خداوند تبارک و تعالی مرا به سوی آسمان ها برد، و از آسمانی به آسمان دیگر می رفتم و به ملائکة مقرب الهی رسیدم و از جایگاهی عبور کردم که جبرئیل علیه السلام   نیز بدانجا نرسیده بود، خداوند وحی کرد به من آنچه قرار بود وحی کند. پس حملة عرش الهی به من گفتند: ای محمد! برای چه مبعوث شدی؟ گفتم: به ولایت خودم و ولایت برادرم علی بن ابی طالب علیه السلام  .(67)

متن روایت:

عن سفیان الثوری، قال: حدثنی أبو عبدالله جعفر بن محمد قال: قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: أنه لیلة اسری بی إلی الله تعالی عرجت سماءا سماءا، و حاوزت الکروبیین و الملائکة الصافین و جاوزت موضعا لم ینته إلیه جبرئیل علیه السلام  ، وبلغت طوبی وسدرة المنتهی فأوحی إلی ربی ما أوحی. فقالت لی حملة العرش: بم بعثت یا محمد؟. فقلت: بولایتی وولایة أخی علی بن أبی طالب.

سند روایت:

تنها مصدری که این روایت را نقل نموده است کتاب «نوادر المعجزات» محمّد بن جریر طبری شیعی می باشد که طریق آن به روایت نیز دارای ارسال می باشد، لذا بوسیلة سند نمی توان به روایت تکیه نمود. لیکن همانگونه که در صفحات پیشین نیز آمده بود، سؤال ملائکة الهی در مورد علی علیه السلام   امری مسلّم و غیر قابل انکار است، لذا بعید نمی باشد که حملة عرش الهی نیز در مورد علّت بعثت و حضرت علی علیه السلام   سؤال نموده باشند.

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام28

ولایت علی علیه السلام   و بعثت پیامبران

ذیل آیة 45، سورة مبارکة زخرف [ وَاسئلْ مَنْ أرْسَلنا مِنْ قَبْلِک مِنْ رُسُلِنا(:ای پیامبر! سؤال کن از پیامبرانی که قبل از تو بودند که برای چه چیز مبعوث شدند) ] آمده است که:

شب معراج خداوند متعال تمام پیامبران را جمع کرد و به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  فرمود: ای محمد! از اینان سؤال کن برای چه شما به پیامبری مبعوث شدید؟ پس تمام پیامبران گفتند: «بعثنا علی شهادة أن لا إله إلا الله، و الإقرار بنبوتک، و الولایة لعلی بن أبی طالب علیه السلام  »؛ مبعوث شده ایم که شهادت دهیم هیچ خدایی جز الله نیست و اینکه اقرار کنیم بر نبوت تو و ولایت حضرت علی علیه السلام  .(68)

متن روایت:

ما رواه أبو نعیم الحافظ: تفسیر قوله تعالی: واسئل من ارسلنا من قبلک من رسلنا(زخرف: 45)؛ أن النبی صلی الله علیه و آله و سلم  لیلة أسری به إلی السماء جمع الله بینه و بین الأنبیاء ثم قال له: سلهم یا محمد؛ علی ما ذا بعثتم؟ فقالوا: بعثنا علی شهادة أن لا إله إلا الله، و الإقرار بنبوتک، و الولایة لعلی بن أبی طالب علیه السلام  .

سند روایت:

علاوه بر اسناد معتبر و خوب روایت، نقل منابع معتبر و کثرت آن، مؤید خوبی نیز می تواند در قبول روایت باشد.

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام29

پنج تن آل عبا

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  فرمودند: شب معراج این کلمات را دیدم: «لا إله إلا الله، أنت محمد رسول الله، علی جنب الله، الحسن و الحسین صفوة الله، فاطمة أمة الله علی محبیهم رحمة الله و علی مبغضیهم لعنة الله»؛

هیچ خدایی جز الله نیست؛ تو فرستادة خدا هستی؛ علی علیه السلام   با خداست؛ حسن و حسین سلام الله علیها  برگزیدگان خدا هستند؛ فاطمه سلام الله علیها  کنیز خداست. رحمت خداوند بر دوستان آنان و لعنت خداوند بر دشمنان آنان.(69)

متن روایت:

عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم: «رأیت لیلة المعراج: لا إله إلا الله، أنت محمد رسول الله، علی جنب الله، الحسن و الحسین صفوة الله، فاطمة أمة الله علی محبیهم رحمة الله و علی مبغضیهم لعنة الله».

سند روایت:

شیخ حرّ عاملی رحمةالله (صاحب وسائل الشیعه) در مورد اعتبار قوی و معتبر این حدیث گوید:

«دلالت این حدیث ظاهرتر از آن است که بیان شود، لذا در هر حالی حجت می باشد.»(70)

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام30

علی علیه السلام   نور هرکس که خداوند را اطاعت کند

اسماعیل جعفی می گوید: در مسجد الحرام نشسته بودم و امام محمد باقر علیه السلام   هم در گوشه ای نشسته بودند. در این حین امام محمد باقر علیه السلام   سرشان را بلند کرده و یک بار به آسمان و بار دیگر به کعبه نگاه کردند و سه مرتبه فرمودند: سُبْحانَ الَّذِی أَسْری بِعَبْدِهِ لَیلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَی الْمَسْجِدِ الْأَقْصَی؛ بعد از آن به من نگاه کردند و فرمودند: ای عراقی! اهل عراق در مورد این آیه چه می گویند؟

گفتم: می گویند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  از مسجد الحرام به سوی بیت المقدس سیر داده شدند.

امام علیه السلام   فرمودند: این طور نیست که آنها می گویند بلکه از اینجا به آنجا سیر داده شدند و با دست مبارکشان به سوی آسمانها اشاره کردند و فرمودند: ما بین اینجا (مسجد الحرام) و آسمان، حرم است.

بعد از آن امام علیه السلام   فرمودند: چون پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  به سدرة المنتهی رسیدند جبرئیل باز ایستاد و دیگر جلو نیامد، پس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  به او فرمود: ای جبرئیل! آیا در مثل چنین جایگاهی مرا رها می کنی؟ جبرئیل هم به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  گفت: پیش برو؛ به خدا قسم به جایی رسیدی که هیچ خلقی از مخلوقات خدا به آن نرسیده است. پس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  رفتند و به جایی رسیدند که خداوند را با دیدة قلب خود مشاهده کردند و بین او و خداوند متعال یک سبحه بیشتر نبود.

اسماعیل جعفی می گوید، به امام باقر علیه السلام   گفتم: فدایتان شوم، سبحه چیست؟

پس امام علیه السلام   با اشاره، صورتشان را به طرف آسمان و با دست مبارکشان به زمین اشاره کردند و سه مرتبه فرمودند: جلال ربی، جلال ربی.

بعد از آن امام باقر علیه السلام   فرمودند: خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  عرضه داشت: ای محمد! در ملأ أعلی و عالم بالا دربارة چه چیزی گفتگو می کردند؟

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  فرمودند: پروردگارا! پاک و منزهی، من هیچ ندارم، مگر آنچه یادم داده اید. پس در این هنگام دستی بر سینة پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  گذاشته شد که آن چنان خنکی وجود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  را فرا گرفت و دوباره سؤال شد: ای محمد! در عالم بالا گفتگو دربارة چه بود؟

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  هم فرمودند: پروردگارا! اختلاف آنها در درجات و کفارات و حسنات بود. پس ندا شد: ای محمد! نبوت تو دیگر رو به اتمام و عمرت به پایان رسیده است، چه کسی را وصی و جانشین خود قرار داده ای؟

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  هم عرضه داشتند: پروردگارا! من بندگانت را مورد آزمایش قرار دادم و هیچ کس را مطیع تر از حضرت علی علیه السلام   نیافتم. پس ندا رسید که: دوستم ای محمد! دیگر چه؟ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  هم فرمودند: پروردگارا! در میان بندگانت هیچ کس را ندیدم بیشتر از علی بن ابی طالب علیه السلام   مرا دوست داشه باشد.

پس خداوند متعال فرمود: «یا محمد؛ فبشره بأنه رایة الهدی و إمام أولیائی و نور لمن أطاعنی و الکلمة الباقیة التی ألزمتها المتقین. من أحبه أحبنی و من أبغضه أبغضنی مع ما أنی أخصه بما لم أخص به أحداً

ای محمد! علی علیه السلام   را بشارت ده که اوست نشانة هدایت و پیشوای دوستان من است و او نوری می شود برای هرکس که مرا اطاعت کند و اوست کلمه ای که متقین را بدان ملزم کرده ام.

(ای محمد!) هرکس او را دوست بدارد، مرا دوست داشته است و هرکس بغض او را داشته باشد، بغض مرا دارد. او را به فضایل و کراماتی اختصاص داده ام که احدی را چنین نکرده ام.(71)

متن روایت:

عن إسماعیل الجعفی قال: کنت فی المسجد الحرام قاعداً و أبو جعفر علیه السلام   فی ناحیة فرفع رأسه فنظر إلی السماء مرة و إلی الکعبة مرة ثم قال:سُبْحانَ الَّذِی أَسْری بِعَبْدِهِ لَیلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَی الْمَسْجِدِ الْأَقْصَی و کرر ذلک ثلاث مرات. ثم التفت إلی فقال: أی شی ء یقول أهل العراق فی هذه الآیة یا عراقی؟ قلت: یقولون أسری به من المسجد الحرام إلی البیت المقدس. فقال لیس هو کما یقولون و لکنه أسری به من هذه إلی هذه و أشار بیده إلی السماء و قال ما بینهما حرم. قال: فلما انتهی به إلی سدرة المنتهی تخلف عنه جبرئیل فقال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: یا جبرئیل؛ أ فی مثل هذا الموضع تخذلنی؟ فقال: تقدم أمامک فوالله لقد بلغت مبلغا لم یبلغه خلق من خلق الله قبلک.

فرأیت ربی و حال بینی و بینه السبحة. قال: قلت و ما السبحة؟ جعلت فداک فأومأ بوجهه إلی الأرض و أومأ بیده إلی السماء و هو یقول جلال ربی جلال ربی ثلاث مرات.

قال: قال: یا محمد؛ قلت: لبیک یا رب. قال: فیم اختصم الملأ الأعلی؟ قال قلت: سبحانک لا علم لی إلا ما علمتنی. قال: فوضع یده بین ثدیی فوجدت بردها بین کتفی قال فلم یسألنی عما مضی و لا عما بقی إلا علمته. فقال: یا محمد؛ فیم اختصم الملأ الأعلی؟ قال: قلت: یا رب فی الدرجات و الکفارات و الحسنات. فقال یا محمد إنه قد انقضت نبوتک و انقطع أکلک، فمن وصیک؟ فقلت: یا رب؛ إنی قد بلوت خلقک فلم أر فیهم من خلقک أحداً أطوع لی من علی علیه السلام   فقال: و لی یا محمد؛ فقلت: یا رب؛ إنی قد بلوت خلقک فلم أر من خلقک أحداً أشد حبّاً لی من علی بن أبی طالب علیه السلام  . قال: و لی یا محمد؛ فبشره بأنه رایة الهدی و إمام أولیائی و نور لمن أطاعنی و الکلمة الباقیة التی ألزمتها المتقین. من أحبه أحبنی و من أبغضه أبغضنی مع ما أنی أخصه بما لم أخص به أحداً.

فقلت: یا رب أخی و صاحبی و وزیری و وارثی. فقال: إنه أمر قد سبق إنه مبتلی و مبتلی به مع ما أنی قد نحلته و نحلته و نحلته و نحلته أربعة أشیاء عقدها بیده و لا یفصح بها عقدها.

سند روایت:

علی بن ابراهیم قمی در کتاب تفسیر خود به نقل از خالد، و او از حسن بن محبوب، از ابن سنان، از أبی مالک أسدی و او از اسماعیل جعفی، روایت را نقل می کند.

اسماعیل بن جابر جعفی، که اصلیت آن کوفی و از اصحاب امام باقر و امام صادق سلام الله علیها  است به نقل بسیاری از کتب رجالی، ثقه می باشد. (ر.ک: اختیار معرفة الرجال، ج 2، ص 445؛ رجال نجاشی، ص 32، رقم71؛ معالم العلماء، ص 68، رقم 178؛ خلاصة الأقوال، ص54؛ رجال ابن داود، ص50، رقم 188؛ معجم رجال الحدیث، ج4، ص31، رقم1310 و..).

اسناد روایت مورد اعتماد و قابل قبول می باشد.

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام31

آیات سورة نجم و حضرت علی علیه السلام 

امام محمد باقر علیه السلام   در ذیل آیات سورة نجم می فرماید: ما ضَلَّ صاحِبُکمْ وَ ما غَوی : (یعنی هرگز صاحب شما محمد صلی الله علیه و آله و سلم  منحرف نشد و مقصد را گم نکرد)؛ یعنی اینکه در مورد علی علیه السلام   منحرف نشد و مقصد را گم نکرد.

فَأَوْحی إِلی عَبْدِهِ ما أَوْحی: (و در اینجا خداوند آنچه را وحی کردنی بود به بنده اش محمد صلی الله علیه و آله و سلم  وحی نمود.)

پس از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  سؤال کردند از آن وحی که خدا به شما چه فرمود؟

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  فرمودند: به من وحی شد که حضرت علی علیه السلام  سید و آقای مسلمانها و پیشوای متقین و رهبر سفیدرویان است و اوست اول جانشین من.

پس عده ای وارد کلام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  شده و گفتند: آیا اینها که می گویی از طرف خداست یا از طرف خود؟

پس خداوند متعال هم این آیه را نازل کرد که: ای پیامبر به آنها بگو ما کذَبَ الْفُؤادُ ما رَأی: (یعنی قلب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  در آنچه دید یقین پیدا کرد و آن را دروغ مپنداشت.)

و آیة دیگر نازل شد که أَ فَتُمارُونَهُ عَلی ما یری: (یعنی آیا با او دربارة آنچه دیده مجادله می کنید و باور ندارید.)

بعد از آن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  فرمودند: من شما را در مورد علی علیه السلام  امر می کنم که آن هم از طرف خداوند تبارک و تعالی است که او را برای مردم برگزینم. پس بعد از من علی علیه السلام  ولی و سرپرست شماست و او به منزلة کشتی ای است که در روز غرق شدن به کار آید؛ هر کس وارد این کشتی شود نجات می یابد و هرکس از آن خارج شود غرق می شود.(72)

متن روایت:

عن أبی جعفر علیه السلام  ، فی قوله: ما ضَلَّ صاحِبُکمْ وَ ما غَوی یقول: ما ضل فی علی علیه السلام  و ما غوی؛ وَ ما ینْطِقُ عَنِ الْهَوی و ما کان ما قال فیه إلا بالوحی الذی أوحی إلیه ثم قال: عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوی ثم أذن له فوفد إلی السماء فقال: ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوی وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلی ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّی فَکانَ قابَ قَوْسَینِ أَوْ أَدْنی کان بین لفظه و بین سماع محمد صلی الله علیه و آله و سلم  کما بین وتر القوس و عودها؛

فَأَوْحی إِلی عَبْدِهِ ما أَوْحی فسئل رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم  عن ذلک الوحی، فقال: أوحی إلی أن علیاً علیه السلام  سید المؤمنین و إمام المتقین و قائد الغر المحجلین و أول خلیفة یستخلفه خاتم النبیین.

فدخل القوم فی الکلام فقالوا: أ من الله أو من رسوله فقال الله جل ذکره لرسوله: قل لهم: ما کذَبَ الْفُؤادُ ما رَأی ثم رده علیهم فقال: أَ فَتُمارُونَهُ عَلی ما یری ثم قال لهم رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: قد أمرت فیه بغیر هذا أمرت أن أنصبه للناس فأقول لهم هذا ولیکم من بعدی و هو بمنزلة السفینة یوم الغرق من دخل فیها نجا و من خرج منها غرق.

سند روایت:

این روایت را نیز علی بن ابراهیم در کتاب تفسیر خود، به نقل از احمد بن ادریس، از احمد بن محمد، از حسین بن العباس، و او از امام باقر علیه السلام   نقل کرده است، اسناد آن نیز معتبر و قابل اعتماد می باشد.

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام32

ازدواج در آسمانها

امام موسی بن جعفر علیه السلام   از اجداد طاهرینشان از قول جابر بن عبدالله انصاری نقل می کنند که جابر فرمود: هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  فاطمه سلام الله علیها  را به همسری علی علیه السلام   درآورد جمعی از اهل قریش پیش پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم  آمده و گفتند: دخترت فاطمه سلام الله علیها  را به مهری اندک همسر علی علیه السلام   نمودی.

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  فرمودند: من او را به ازدواج علی علیه السلام   درنیاوردم بلکه خداوند عزوجل در شب معراج کنار سدرة المنتهی علی علیه السلام   را زوج فاطمه سلام الله علیها  قرار داد. آنگاه خداوند به درخت سدرة المنتهی وحی کرد که به میمنت این ازدواج مبارک بر اهل بهشت هرآنچه دارد نثار کند. پس درخت سدرة المنتهی هم درّ و گوهرهای زینتی و مرجان خود را بر سر حورالعین های بهشت نثار کرد.

پس آن حورالعین ها این گوهرهای زیبا را برداشته و به یکدیگر هدیه می دادند و بدان افتخار می کردند و می گفتند: اینها از هدایای خداوند به فاطمه، دختر گرامی پیامبر است.

پس چون شب زفاف حضرت علی علیه السلام   و حضرت فاطمة زهرا سلام الله علیها  شد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  استری (قاطری) سفید که لکه های سیاهی هم در بدن داشت، آوردند و دسته گلی به فاطمه سلام الله علیها  تقدیم کردند و فرمودند: دخترم، فاطمه، سوار شو. و حضرت سلمان را امر کردند که افسار استر را بگیرد و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  استر را حرکت دادند.

هنوز چند قدمی حرکت نکرده بودند که صدای همهمه ای به گوش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  رسید که پیامبر نگاه کرده و دیدند جبرئیل با هفتاد هزار ملک و میکائیل با هفتاد هزار ملک به زمین آمده اند.

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  به آنها فرمودند: روی زمین از برای چه آمده اید؟ گفتند: برای عروسی حضرت علی علیه السلام   و فاطمه سلام الله علیها  آمده ایم. پس در این هنگام جبرئیل تکبیر گفت و میکائیل هم بعد از او تکبیر گفت و به تبع آن دو، ملائکه هم تکبیر گفتند، بعد از آنها پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  هم تکبیر گفتند. و تکبیر گفتن در عروسی از این شب آغاز شد. (صلوات الله علیهم اجمعین).(73)

متن روایت:

عن موسی بن جعفر، عن أبیه، عن جده  علیه السلام  ، عن جابر بن عبدالله، قال: لما زوج رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم  فاطمة من علی  علیه السلام   أتاه أناس من قریش، فقالوا إنک زوجت علیاً  علیه السلام   بمهر خسیس! فقال: ما أنا زوجت علیاً  علیه السلام   و لکن الله عز و جل زوّجه. لیلة أسری بی عند سدرة المنتهی، أوحی الله إلی السدرة أن انثری ما علیک؛ فنثرت الدرّ و الجوهر و المرجان فابتدرت الحورالعین فالتقطن، فهنّ یتهادینه و یتفاخرن و یقلن: هذا من نثار فاطمة بنت محمد سلام الله علیها  .

فلما کانت لیلة الزفاف أتی النبی صلی الله علیه و آله و سلم  ببغلته الشهباء، و ثنی علیها قطیفة، و قال لفاطمة ارکبی و أمر سلمان أن یقودها و النبی صلی الله علیه و آله و سلم  یسوقها، فبینما هو فی بعض الطریق إذ سمع النبی صلی الله علیه و آله و سلم  وجبة، فإذا هو بجبرئیل علیه السلام   فی سبعین ألفاً و میکائیل فی سبعین ألفا، فقال النبی صلی الله علیه و آله و سلم  ما أهبطکم إلی الأرض قالوا جئنا نزف فاطمة إلی علی بن أبی طالب علیه السلام  ، فکبر جبرئیل، و کبر میکائیل، و کبرت الملائکة، و کبر محمد صلی الله علیه و آله و سلم  فوقع التکبیر علی العرائس من تلک اللیلة.

سند روایت:

همان گونه که در مصادر و منابع مهم این روایت مشاهده می شود، اکثر کتب معتبر از شیعه و سنی (به خصوص شیعه)، این روایت را در کتب خود نقل نموده اند، و آن را امری مسلم و معتبر دانسته اند، و بلکه می توان ادعا کرد که مضمون این روایت امری است که مورد اتفاق علمای بزرگ ما نیز می باشد. بنابراین روایت مورد قبول می باشد.

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام33

هدیة بزرگ الهی در سیب مخصوص

سلمان فارسی می گوید: بر فاطمه سلام الله علیها  وارد شدم در حالی که حسن و حسین در پیش او مشغول بازی بودند که من از دیدن این صحنه بسیار شادمان و خوشحال شدم.

مدتی نگذشت که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  آمدند؛ من به پیامبر عرضه داشتم که: یا رسول الله؛ مرا آگاهی دهید از اهل بیت خود تا دوستی و محبت من نسبت به آنان بیشتر شود.

پس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  فرمودند: ای سلمان! شبی که به سوی آسمانها برده شدم همراه با جبرئیل در بهشت الهی بودیم و در قصرها و بستانهای بهشت دور می زدیم که رایحه ای خوشبو به مشامم رسید که مرا به تعجب واداشت. (از بس عطر خوشبویی داشت.)

پس گفتم: ای دوست من، جبرئیل! این بوی چیست که بر تمام عطرهای بهشت غلبه پیدا کرده است؟

جبرئیل گفت: ای محمد! این عطر سیبی است که خداوند تبارک و تعالی سیصد هزار سال پیش آن را خلق کرده که نمی دانم خداوند متعال چه منظوری از آفریدن آن داشته است.

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  در ادامه فرمودند: در فکر این سیب بودم که گروهی از ملائکه را دیدم که آن سیب را همراه خود آورده و گفتند: ای محمد! پروردگارت سلام می رساند و این سیب را به شما هدیه می دهد.

پس من آن سیب را گرفته و زیر بالهای جبرئیل قرار دادم و چون به زمین بازگشتم این سیب را خوردم که خداوند متعال آب این سیب را در پشتم جمع کرد، و من چون با خدیجه همبستر شدم او به فاطمه سلام الله علیها  باردار شد.

پس خداوند عزوجل به من وحی فرمود که: قد ولد لک حوراء إنسیة فزوج النور من النور، النور فاطمة من نور علی، فإنی قد زوّجتها فی السماء و جعلت خمس الأرض مهرها؛ فرزندی برای تو متولد خواهد شد که حوراء انسیه است، ازدواج نور را به نور قرار بده که نور فاطمه(علیهما السلام) از نور علی علیه السلام   است. و من (خداوند متعال) آنها را در آسمان زوج یکدیگر قرار دادم و یک پنجم زمین را مهر فاطمه معین کردم و از این دو نور ذریه ای پاک خارج خواهم کرد که چراغ اهل بهشتند و نامشان حسن و حسین علیه السلام   است. و از صلب حسین، امامانی متولد می شوند که آنها را به شهادت می رسانند، پس وای به قاتلین آنها (و عذاب دردناکشان.)(74)

متن روایت:

عن سلمان الفارسی، قال: دخلت علی فاطمة سلام الله علیها  و الحسن و الحسین یلعبان بین یدیها ففرحت بهما فرحاً شدیداً فلم ألبث حتی دخل رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم، فقلت: یا رسول الله؛ أخبرنی بفضیلة هؤلاء لأزداد لهم حبّاً. فقال: یا سلمان؛ لیلة أسری بی إلی السماء إذ رأیت جبرئیل فی سماواته و جنانه فبینما أنا أدور قصورها و بساتینها و مقاصرها إذ شممت رائحةً طیبة فأعجبتنی تلک الرائحة.

فقلت یا حبیبی ما هذه الرائحة التی غلبت علی روائح الجنة کلها؟ فقال: یا محمد؛ تفاحة خلق الله تبارک و تعالی بیده منذ ثلاثمائة ألف عام، ما ندری ما یرید بها. فبینا أنا کذلک إذ رأیت ملائکة و معهم تلک التفاحة، فقال: یا محمد؛ ربنا السلام یقرأ علیک السلام و قد أتحفک بهذه التفاحة.

فقال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: فأخذت تلک التفاحة فوضعتها تحت جناح جبرئیل، فلما هبط إلی الأرض أکلت تلک التفاحة فجمع الله ماءها فی ظهری فغشیت خدیجة بنت خویلد فحملت بفاطمة من ماء التفاحة فأوحی الله عز و جل إلی أن قد ولد لک حوراء إنسیة فزوج النور من النور، النور فاطمة من نور علی، فإنی قد زوّجتها فی السماء و جعلت خمس الأرض مهرها و یستخرج فیما بینهما ذریة طیبة، و هما سراجا الجنة الحسن و الحسین و یخرج من صلب الحسین أئمة یقتلون و یخذلون، فالویل لقاتلهم و خاذلهم.

سند روایت:

این روایت را سید شرف الدین حسینی (متوفای965 ق)، در کتاب «تأویل الآیات» از کتاب رجالی شیخ طوسی و او از کتاب مسائل البلدان، ابن شاذان نقل کرده است که روایت را مرفوعاً به سلمان فارسی می رساند. بنابراین روایت از جهت سند دچار ضعف (ارسال) می باشد، لیکن ضعف این روایت به وسیلة روایات فراوان دیگری که مضمون و دلالت این روایت را اثبات می کند، جبران می شود. بنابراین روایت، (از جهت مضمون)، با تقویت و دلالت روایات دیگر مورد قبول می باشد.

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام34

کوثر جایگاه علی علیه السلام 

انس بن مالک می گوید: از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  شنیدم که می فرمود: شب معراج در مکانی از آسمان هفتم جبرئیل به من گفت: ای محمد! جلو برو و در همین حال کوثر را به من نشان داد و گفت:

ای محمد! این کوثر در میان تمام انبیاء فقط اختصاص به تو دارد. و من در آن قصرهای زیادی از لؤلؤ و یاقوت و درّ دیدم.

جبرئیل به من گفت: یا محمد؛ هذه مساکنک و مساکن وزیرک و وصیک علی بن أبی طالب علیه السلام   و ذریته الأبرار؛ ای محمد! این قصرها جایگاه تو و جایگاه جانشین و وزیر تو علی بن ابی طالب علیه السلام   و ذریة پاک و نیکوکار او می باشد.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  در ادامه فرمودند: پس من دستم را بر سنگی از آن زدم و آن را بو کردم و بوی مشک دستم را فرا گرفته بود و دیدم که قصرهای کوثر از طلا و نقره ساخته شده بود.(75)

متن روایت:

عن أنس بن مالک قال: سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم  یقول: لما اسری بی إلی السماء السابعة قال لی جبرئیل: تقدم یا محمد أمامک وأرانی الکوثر وقال: یا محمد هذا الکوثر لک دون النبیین، فرأیت علیه قصورا کثیرة من اللؤلؤ والیاقوت والدر، وقال: یا محمد هذه مساکنک ومساکن وزیرک ووصیک علی بن أبی طالب و ذریتة الابرار. قال: فضربت بیدی إلی بلاطه فشممته فإذا هو مسک، وإذا أنا بالقصور لبنة ذهب ولبنة فضة.

سند روایت:

این روایت را نیز سید شرف الدین حسینی، در کتاب تأویل الآیات به طریق خود از محمد بن العباس رحمه الله، از حسن بن محبوب، از علی بن رئاب، از مسمع بن أبی سیار(76) و او از أنس بن مالک نقل می کند.

همان گونه که در شرح حال مسمع مشاهده می شود، وی از امام صادق علیه السلام   روایت نقل می کند، پس وی نمی تواند أنس بن مالک که از صحابی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم(77)

می باشد را دیده باشد، بنابراین روایت از لحاظ سند دچار ارسال و ضعف می باشد، ولیکن با توجه به مفهوم و دلالت آن قابل قبول است.

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام35

حضرت زهرا سلام الله علیها  بوی درخت طوبی می دهد

امام صادق علیه السلام   در روایتی فرمودند که: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  بسیار فاطمه را می بوسید، این کار برای عایشه خوشایند نبود، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  رو کرد به عایشه و فرمود: عایشه! وقتی مرا به آسمانها بردند، داخل بهشت شدم جبرئیل مرا نزدیک درخت طوبی برد و از میوه هایش به من داد و من خوردم، خداوند همان میوه را به صورت نطفه ای در پشتم درآورد.

وقتی به زمین هبوط نمودم با خدیجه همبستر شدم و او به فاطمه حامله شد، و اینکه هیچ وقت او را نمی بوسم مگر آنکه بوی درخت طوبی را از او استشمام می کنم.(78)

متن روایت:

عن الصادق علیه السلام  : کان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم  یکثر تقبیل فاطمة سلام الله علیها  فأنکرت ذلک عائشة، فقال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: یا عائشة؛ إنی لما أسری بی إلی السماء دخلت الجنة فأدنانی جبرئیل من شجرة طوبی و ناولنی من ثمارها فأکلت فحوّل الله ذلک ماءً فی ظهری. فلما هبطت إلی الأرض واقعت خدیجة فحملت بفاطمة فما قبلتها قط إلا وجدت رائحة شجرة طوبی منها.

سند روایت:

این روایت در اکثر کتب متقدمین و با سند و متنی عالی نقل شده است و از احادیثی است که کسی در نقل آن شک نمی کند، لذا روایت مورد اتفاق و مورد قبول است.

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام36

اهداء اسماء الهی

امام صادق  علیه السلام   از اجداد طاهرینشان از قول پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  نقل می کنند که پیامبر فرمودند: شبی که به آسمانها برده شدم و به سدرة المنتهی رسیدم، جبرئیل به من گفت: ای محمد! پیش برو. پس من یک قدم جلو رفتم که ناگهان نوری درخشنده و زیبا مشاهده کردم که با دیدن آن از عظمت الهی به سجده افتادم.

پس خداوند به من فرمود: ای محمد! چه کسی را خلیفه و جانشین خود در روی زمین قرار داده ای؟

گفتم: پروردگارا! عادل ترین و صادق ترین و نیکوترین آنها، علی بن ابی طالب  علیه السلام  ، را وصی و وارث و جانشین خود قرار دادم.

پس خداوند متعال به من فرمود: سلام مرا به علی  علیه السلام   برسان و بگو که خشم و غضبت، عزت و بزرگی و رضایت و خشنودی ات حکم من می باشد.

یا محمد؛ إنی أنا الله لا إله إلا أنا العلی الأعلی وهبت لأخیک اسماً من أسمائی فسمیته علیاً و أنا العلی الأعلی.

یا محمد؛ إنی أنا الله لا إله إلا أنا فاطر السماوات و الأرض وهبت لابنتک اسماً من أسمائی فسمیتها فاطمة و أنا فاطر کل شی ء.

یا محمد؛ إنی أنا الله لا إله إلا أنا الحسن البلاء وهبت لسبطیک اسمین من أسمائی فسمیتهما الحسن و الحسین و أنا الحسن البلاء.

ای محمد! منم خدایی که هیچ خدایی جز من نیست، من بزرگ و بلند مرتبه هستم؛ به برادرت اسمی از اسامی خود بخشیدم و او را علی نامیدم در حالی که خود علی أعلی هستم.

ای محمد! من همان خدایی هستم که خدایی جز من نیست، و آفرینندة آسمان و زمین هستم؛ به دخترت اسمی از اسمای خود اهدا کردم و او را فاطمه نامگذاری کردم در حالی که خود آفرینندة همة اشیاء می باشم. (فاطر کل شیء).

ای محمد! منم خدایی که هیچ خدایی جز من نیست، من حُسن البلاء هستم و به دو فرزندت (حسن و حسین) اسمی از اسمای خود اهدا کردم. پس آن دو را حسن و حسین نامیدم درحالی که خود حسن البلاء هستم.

بعد امام صادق  علیه السلام   فرمودند: چون پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  این حدیث را برای قریش بیان کردند، آنها در پاسخ گفتند: خداوند به محمد هیچ وحی نکرده است و او اینها را از روی هوای نفس خود می گوید؛ پس خداوند تبارک و تعالی برای رد حرف آنها سورة مبارکة نجم را نازل کرد.(79)

متن روایت:

عن جعفر بن محمد، عن آبائه علیه السلام  ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: لیلة أسری بی إلی السماء صرت إلی سدرة المنتهی فقال لی جبرئیل: تقدم یا محمد؛ فدنوت دنوة، و الدنوة: مد البصر، فرأیت نوراً ساطعاً فخررت لله ساجداً. فقال لی: یا محمد؛ من خلفت فی الأرض؟ قلت: یا رب؛ أعدلها و أصدقها و أبرها علی بن أبی طالب علیه السلام   وصیی و وارثی و خلیفتی فی أهلی. فقال لی أقرئه منی السلام و قل له إن غضبه عز و رضاه حکم.

یا محمد؛ إنی أنا الله لا إله إلا أنا العلی الأعلی وهبت لأخیک اسماً من أسمائی فسمیته علیاً و أنا العلی الأعلی. یا محمد؛ إنی أنا الله لا إله إلا أنا فاطر السماوات و الأرض وهبت لابنتک اسماً من أسمائی فسمیتها فاطمة و أنا فاطر کل شی ء. یا محمد؛ إنی أنا الله لا إله إلا أنا الحسن البلاء وهبت لسبطیک اسمین من أسمائی فسمیتهما الحسن و الحسین و أنا الحسن البلاء.

قال: فلما حدث النبی صلی الله علیه و آله و سلم  قریشاً بهذا الحدیث، قال: قوم ما أوحی لله إلی محمد بشی ء و إنما تکلم عن هوی نفسه فأنزل الله تبارک و تعالی تبیان ذلک: وَ النَّجْمِ إِذا هَوی ما ضَلَّ صاحِبُکمْ وَ ما غَوی إلی آخر الآیات.

سند روایت:

با توجه به اینکه راویان موجود در طریق علامه أبوالفتح کراجکی، (متوفای 449 ق)، و علامه سید شرف الدین حسینی در «تأویل الآیات» یکی می باشد، ما به طریق علامه کراجکی بسنده کرده و آن را ذکر می نماییم:

«محمد بن العباس عن أحمد بن هوذة الباهلی، عن إبراهیم بن إسحاق النهاوندی عن عبدالله بن حماد الانصاری، عن محمد بن عبدالله، عن أبی عبدالله جعفر بن محمد عن أبیه، عن جده، عن علی(علیهما السلام) قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم».

در سند این روایت، «ابراهیم بن اسحاق» از کسانی است که ضعیف شمرده شده است(80)، لذا سند روایت به جهت آن ضعیف شمرده می شود، لیکن مفهوم روایت امری است که مؤیدات خوب روایی دیگر برای آن در دست می باشد، بنابراین روایت را با توجه به دلالتش قبول می نماییم.

 

 

 

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام37

حب حضرت علی علیه السلام   مانع خلق آتش

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  فرمودند: شبی که به آسمانها برده شدم، در هر آسمانی ملائکه را ملاقات کردم که مرا بشارت می دادند تا اینکه جبرئیل را در محفلی از ملائکه ملاقات کردم و او فرمود: «لو اجتمع امتک علی حب علی بن أبی طالب علیه السلام   ما خلق الله النار»؛ ای محمد! اگر امت تو بر محبت حضرت علی علیه السلام   اجتماع می کردند، خداوند آتش را خلق نمی کرد.(81)

متن روایت:

عن النبی: لما اسری بی الی السماء لقتنی الملائکه بالبشاره فی کل سماء حتی لقینی جبرائیل فی محفلة من الملائکه فقال: یا محمد؛ لو اجتمع امتک علی حب علی بن أبی طالب علیه السلام   ما خلق الله النار.

سند روایت:

در مورد این روایت، باید بگوییم که: قسمت اول آن در کتبی چند از روایی ما موجود می باشد که سند آن هم به صورت مرفوع و دارای ارسال می باشد، ولی در مورد قسمت دوم آن (=که اگر اجتماع امت بر این محبت می بود)، مشهور اهل حدیث بر نقل این روایت اتفاق دارند و در کتب معتبر خود آن را نقل نموده اند. و بخش اول روایت نیز با توجه به مؤیدات روایی دیگری که در مسألة معراج در مورد آن وجود دارد، ثابت می شود.

بنابراین این روایت را با توجه به مضمون و دلالتش اخذ نموده و آن را قبول می نماییم.

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام38

چهارده نور مقدس و بحث امامت

جابر می گوید: به امام صادق  علیه السلام   گفتم: یابن رسول الله، بعضی می گویند خداوند تبارک و تعالی امامت را بعد از امام حسن و امام حسین  علیه السلام   قرار داده است. (آیا این صحیح است.)

امام صادق  علیه السلام   فرمودند: به خدا قسم دروغ می گویند؛ آیا نشنیدند اینان قول خداوند تبارک و تعالی را که می گوید: وَ جَعَلَها کلِمَةً باقِیةً فِی عَقِبِهِ(82)

«و خداوند این توحید را در همة ذریة حضرت ابراهیم علیه السلام   به عنوان کلمة باقیه قرار داد.»؛ پس آیا طبق این آیه این کلمة باقیه بعد از امام حسین علیه السلام   نبوده است؟

سپس امام علیه السلام   فرمودند: ای جابر! همانا ائمه کسانی هستند که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  با نص صریح آنها را بیان کردند و ایشان کسانی هستند که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  فرمودند: شبی که به معراج برده شدم اسامی ائمه را دیدم که با نور بر ساق عرش الهی نوشته شده بود که دوازده نام مبارک بدین شرح بود:

علی و دو فرزندش (حسن و حسین) و علی و محمد و جعفر و موسی و علی و محمد و علی و حسن و حجت قائم(علیهما السلام). پس اینان ائمة از اهل بیت من می باشند که برگزیده و پاک اند.

به خدا قسم احدی غیر از ائمه(علیهما السلام) را نمی خواند، مگر این که خداوند تبارک و تعالی او را با ابلیس و سپاهیانش محشور می کند.

سپس امام صادق علیه السلام   آهی کشیدند و فرمودند: خدا رعایت نکند حق این امت را، که حق پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  را رعایت نکردند. به خدا قسم اگر این امت، حق را بر اهلش ترک نمی کردند و آن را در جایگاه خود رعایت می کردند، هیچ اختلافی در مورد خداوند تبارک و تعالی بین دو نفر ایجاد نمی شد.

سپس امام علیه السلام   فرمودند: قوم یهود هر آینه پیامبرشان را دوست می داشتند و در سخت ترین حادثة زمانی ایمان می آوردند و آنها به دوستی آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم  ایمان و اعتقاد داشتند که در سختیها به طرف این روشنایی می آمدند.

إن الیهود لحبهم لنبیهم

أمنوا بوائق حادث الأزمان

و المؤمنون بحب آل محمّد

یرمون فی الآفاق بالنیران

جابر می گوید: به امام صادق علیه السلام   گفتم: ای مولای من! آیا چنین قضیه ای برای شما نیست (و شما امام منصوب از طرف خدا و پیغمبر نیستید؟). امام علیه السلام   فرمودند: بله، هستم.

پس گفتم: چرا شما از حق و مقامتان نشسته اید در حالی که خداوند تبارک و تعالی می فرماید: وَ جاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباکمْ(83) «و جهاد کنید در راه خدا، بهترین جهاد را که او شما را برگزیده است.»؛

امام صادق علیه السلام   فرمودند: حضرت علی علیه السلام   از حقش دست کشید و دنبال حق خود نرفت چون هیچ یار و یاوری نداشت، آیا قول خداوند تبارک و تعالی در قصة حضرت لوط را نشنیده ای که: قالَ لَوْ أَنَّ لِی بِکمْ قُوَّةً أَوْ آوِی إِلی رُکنٍ شَدِیدٍ(84)«حضرت لوط علیه السلام   به قومش گفت: (افسوس) ای کاش در برابر شما قدرتی داشتم تا تکیه گاه و پشتیبان محکمی در اختیار من می بود

و نشنیده ای که خداوند تبارک و تعالی در قصة حضرت نوح علیه السلام   می فرماید: فَدَعا رَبَّهُ أَنِّی مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ(85) «تا اینکه حضرت نوح به درگاه خدا دعا کرد که: بارالها! من سخت مغلوب این قوم شده ام، تو مرا یاری کن

و آیا نشنیده ای که خداوند تعالی در قصة حضرت موسی می فرماید: رَبِّ إِنِّی لا أَمْلِک إِلَّا نَفْسِی وَ أَخِی فَافْرُقْ بَینَنا وَ بَینَ الْقَوْمِ الْفاسِقِینَ(86)«موسی گفت: خدایا! من جز بر خود و برادرم مالک و فرمانروا نیستم، پس تو میان ما و این قوم فاسق جدایی انداز.»؟ پس اگر نبی چنین است، وصی عذرش بیشتر است.

ای جابر؛ مثَل امام، مَثل کعبه است که مردم دور او می گردند، نه اینکه او به دور مردم گردد.(87)

متن روایت:

عن جابر، عن أبی جعفر  علیه السلام  ، قال: قلت له: یا ابن رسول الله؛ إن قوماً یقولون إن الله تبارک و تعالی جعل الإمامة فی عقب الحسن و الحسین. قال: کذبوا و الله أ و لم یسمعوا الله تعالی ذکره یقول: وَ جَعَلَها کلِمَةً باقِیةً فِی عَقِبِهِ(زخرف: 28) فهل جعلها إلاّ فی عقب الحسین علیه السلام  .

ثم قال: یا جابر؛ إن الأئمة هم الذین نص علیهم رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم  بالإمامة و هم الذین قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: لما أسری بی إلی السماء وجدت أسامیهم مکتوبةً علی ساق العرش بالنور اثنی عشر اسماً منهم علی و سبطاه و علی و محمد و جعفر و موسی و علی و محمد و علی و الحسن و الحجة القائم(علیهما السلام) فهذه الأئمة من أهل بیت الصفوة و الطهارة و الله ما یدعیه أحد غیرنا إلاّ حشره الله تبارک و تعالی مع إبلیس و جنوده.

ثم تنفس علیه السلام   و قال: لا رعی الله حق هذه الأمة فإنها لم ترع حق نبیها أمّا و الله لو ترکوا الحق علی أهله لما اختلف فی الله تعالی اثنان. ثم أنشأ علیه السلام   یقول:

إن الیهود لحبهم لنبیهم

أمنوا بوائق حادث الأزمان

و المؤمنون بحب آل محمّد

یرمون فی الآفاق بالنیران

قلت: یا سیدی؛ أ لیس هذا الأمر لکم؟ قال: نعم. قلت: فلم قعدتم عن حقکم و دعواکم و قد قال الله تبارک و تعالی وَ جاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباکمْ(حج: 78) قال: فما بال أمیر المؤمنین علیه السلام   قعد عن حقه حیث لم یجد ناصراً أ و لم تسمع الله تعالی یقول فی قصة لوط: قالَ لَوْ أَنَّ لِی بِکمْ قُوَّةً أَوْ آوِی إِلی رُکنٍ شَدِیدٍ(هود: 80) و یقول فی حکایة عن نوح: فَدَعا رَبَّهُ أَنِّی مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ(قمر: 10) و یقول فی قصة موسی: رَبِّ إِنِّی لا أَمْلِک إِلَّا نَفْسِی وَ أَخِی فَافْرُقْ بَینَنا وَ بَینَ الْقَوْمِ الْفاسِقِینَ (مائده: 25) فإذا کان النبی هکذا فالوصی أعذر. یا جابر مثل الإمام مثل الکعبة إذ یؤتی و لا یأتی.

سند روایت:

مرحوم خزاز قمی، از علمای قرن چهارم هجری، این روایت را در کتاب معروف خود، «کفایة الأثر» نقل کرده و چنین طریقی را برای آن ذکر می نماید:

«أبو المفضل الشیبانی، عن جعفر بن محمد الحسینی العلوی، عن أحمد بن عبد المنعم الصیداوی، عن عمرو بن شمر، عن جابر، عن أبی جعفر علیه السلام  ».

در این اسناد ذکر شده، «جعفر بن محمّد حسینی علوی»(88) و «عمرو بن شمر»(89) ضعیف می باشند، لذا طریق مرحوم خزاز قمی ضعیف می باشد. هر چند که روایت از جهت مفهوم آن مورد اعتماد و قابل قبول است.

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام40

خروسی زیبا با صدایی مخصوص

ابن عباس می گوید: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  فرمودند: شبی که به معراج رفته بودم خروسی را دیدم که بدنش درّ سفید و دو چشمش از یاقوت قرمز و دو پایش از زبرجد سبز بود و این خروس صدا می زد:

«لا إله إلا الله، محمد رسول الله، علی بن أبی طالب أمیر المؤمنین علیه السلام   ولی الله، فاطمة و ولدها الحسن و الحسین صفوة الله، یا غافلین اذکروا الله، علی مبغضهم لعنة الله»؛ هیچ خدایی جز الله نیست، محمد صلی الله علیه و آله و سلم  فرستادة خداست، علی بن ابی طالب  علیه السلام   دوست صمیمی خداست؛ فاطمه سلام الله علیها  و دو فرزندش حسن و حسین برگزیدگان خدا هستند. ای غافلین! یاد خدا کنید که بر دشمنان اینان لعنت خداست (و با لعنت بر دشمنان اینان، یاد خدا باشید.)(93)

متن روایت:

عن ابن عباس، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: رأیت لیلة أسری بی إلی السماء الرابعة دیکاً بدنه درّة بیضاء و عیناه یاقوتتان حمراوان و رجْلاه من الزّبرجد الأخضر و هو ینادی: «لا إله إلا الله، محمد رسول الله، علی بن أبی طالب أمیر المؤمنین  علیه السلام   ولی الله، فاطمة و ولدها الحسن و الحسین صفوة الله، یا غافلین اذکروا الله، علی مبغضهم لعنة الله».

سند روایت:

سید بن طاووس رحمه الله (متوفای 664 ق) در کتاب «الیقین» خود استناد ذیل را برای این روایت بیان می کند:

«من کتاب الحسن بن علی بن الحسن بن علی بن عمار، عن أبیه، عن أبی إسحاق إبراهیم و أبیه علی بن الحسن معاً، عن أحمد بن عبدالباقی، عن عبدالملک بن عیسی العسکری، عن أبی الحسن علی بن عثمان، عن أحمد بن إدریس، عن محمد بن موسی اللؤلؤئی، عن عبدالله بن مسلم، عن الازهری، عن عبد الرزاق، عن معمر، عن الزهری، عن عبیدالله بن عبدالله، عن ابن عباس قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم».

در اسناد ذکر شده، اسحاق بن ابراهیم ضعیف می باشد و نیز «احمد بن عبدالباقی بن طوق» و «عبدالملک بن عیسی العسکری» شرح حالی از آنان یافت نشد، لذا روایت از لحاظ سند دچار ضعف می باشد. در مورد مفهوم و دلالت آن نیز توقف را اختیار می نمایم.

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام41

نوشتة طرف راست عرش الهی

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  فرمودند: در شب معراج داخل بهشت شدم، آنگاه دیدم که بر طرف راست عرش الهی چنین نوشته شده است: «إنّی أنا الله لا اله الاّ أنا وحدی غرست جنة عدن بیدی أسکنتها ملائکتی محمّد صفوتی من خلقی، أیدته بعلی علیه السلام  »؛ من پرورگار عالم هستم و هیچ خدایی بجز من نیست، بهشت را آفریدم و ملائکة خود را در آن قرار دادم؛ محمد صلی الله علیه و آله و سلم  برگزیدة من از میان خلقم می باشد، او را با علی علیه السلام   حمایت و تأیید کردم.(94)

متن روایت:

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: لما أسری بی الی السماء دخلت الجنة فإذا مثبت علی ساق العرش الأیمن: «إنّی أنا الله لا اله الاّ أنا وحدی غرست جنة عدن بیدی أسکنتها ملائکتی محمّد صفوتی من خلقی، أیدته بعلی علیه السلام  ».

سند روایت:

همان گونه که در مصادر این روایت مشاهده می شود، اکثر کتب معتبر شیعی و اهل عامه این روایت را در کتب خود ذکر نموده و بر نقل آن اهتمام زیادی داشته اند.

آری، در قبول این روایت همین بس که علمای بزرگی همچون شیخ صدوق و شیخ طوسی و دیگر علما آن را قبول تلقی کرده و در کتب معتبر خود ذکر نموده اند.

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام42

ثواب تسبیح عرش برای شیعة حضرت علی علیه السلام 

قتاده در ذیل آیه 75 از سورة مبارکة زمر که می فرماید: وَ تَرَی الْمَلائِکةَ حَافِّینَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ «و ای پیامبر ملائکه را مشاهده می کنی که گرداگرد عرش الهی مشغول تسبیح پروردگار عالم هستند»، از انس نقل قول می کند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  فرمودند:

شبی که به معراج رفتم از زیر عرش الهی نگاه کرده و دیدم که حضرت علی علیه السلام   در زیر عرش ایستاده و خداوند را تسبیح و تقدیس می گوید.

پس به جبرئیل گفتم: آیا علی بن ابی طالب علیه السلام   از من سبقت گرفته و زودتر آمده ! جبرئیل گفت: اکنون کل ماجرا را برایت تعریف می کنم:

بدان ای محمد! چون خداوند عزوجل بر علی بن ابی طالب علیه السلام   بسیار درود و ثنا می فرستاد، عرش مشتاق حضرت علی علیه السلام   شد. پس خداوند تبارک و تعالی هم ملکی را به صورت حضرت علی علیه السلام   در زیر عرش خود خلق کرد تا عرش به آن نگاه کند و شوقش تسکین یابد.

«و ای محمّد! خداوند متعال تسبیح و تمجید این ملک را برای شیعة اهل بیت تو قرار می دهد».(95)

متن روایت:

عن قتادة، فی تفسیر قوله تعالی: وَ تَرَی الْمَلائِکةَ حَافِّینَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ (زمر: 75) الآیة قال أنس: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: لما کانت لیلة المعراج نظرت تحت العرش أمامی فإذا أنا بعلی بن أبی طالب علیه السلام   قائماً أمامی تحت العرش یسبح الله و یقدسه. قلت: یا جبرائیل؛ سبقنی علی بن أبی طالب علیه السلام  !

قال: لکنی أخبرک، اعلم یا محمد؛ إن الله عز و جل یکثر من الثناء و الصلاة علی علی بن أبی طالب علیه السلام   فوق عرشه فاشتاق العرش إلی علی بن أبی طالب علیه السلام   فخلق الله تعالی هذا الملک علی صورة علی بن أبی طالب علیه السلام   تحت عرشه لینظر إلیه العرش فیسکن شوقه و جعل تسبیح هذا الملک و تقدیسه و تمجیده ثواباً لشیعة أهل بیتک یا محمد؛ الخبر.

سند روایت:

طریق ذکر شدة روایت به نقل از مصادر این روایت در کتب شیعی و اهل سنت، از «علی بن الجعد» و او از «قتاده» و او از «انس بن مالک» می باشد.

در مورد علی بن الجعد بحثی نیست چرا که کتب معتبر رجالی اهل سنت او را با تعبیراتی همچون «ثقة»، «صدوقٌ» و «ثبت»(96) که دلالت بر درستی فرد دارد، یاد می کنند و حتّی در برخی جملاتشان از او به عنوان فردی شیعی نام می برند.

لیکن در مورد انس بن مالک بحث و گفتگو می باشد. چرا که او همان صحابی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  می باشد که از شهادت دادن به حدیث غدیر (خم) و حدیث طیر (مرغ بریان) سر باز زد و آن را کتمان نمود و در اثر همین کتمان با نفرین حضرت علی علیه السلام   مبتلا به پیسی شد. و نیز از امام صادق علیه السلام   روایت شده است که سه نفر بر پیامبر دروغ می بستند: ابوهریره، انس بن مالک و امرأةٍ (زنی ]دقت کن[).(97)

بنابراین سند روایت ذکر شده ضعیف و فاقد اعتبار می باشد، لیکن مضمون آن امری است که روایاتی دیگر مؤید آن می باشد، برای همین روایت را از جهت مفهوم و دلالتش قبول می نماییم.

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام43

حضرت علی علیه السلام   وارث علم پیامبر؛ منکر حضرت علی علیه السلام   وارد بهشت نمی شود؛ دعای پیامبر برای امت؛ حضرت مهدی  علیه السلام   و نشانه های آخر الزمان؛

ابن عباس می گوید: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  فرمودند:

چون شب معراج به سوی خداوند متعال عروج داده شدم، یک ندایی آمد که: ای محمد! گفتم: لبیک پروردگارم، لبیک.

آنگاه خداوند متعال فرمود: ای محمد! آیا از میان خلقم کسی را جانشین و برادر و وصی خود قرار داده ای؟

گفتم: خداوندا! چه کسی را برادر قرار دهم، برایم انتخاب کنید. به من وحی شد: ای محمد! همانا من علی بن ابی طالب علیه السلام   را برای تو اختیار کردم. گفتم: خداوندا، پسر عمویم!

وحی شد: ای محمد! علی علیه السلام   وارث تو و وارث علم بعد از تو می باشد و علیست صاحب لوای تو در روز قیامت و اوست صاحب حوض تو که هرکس از مؤمنان من بر آن وارد شود از آن سیراب خواهد شد.

پس خداوند فرمود: من بر خود قسم خورده ام، قسمی به حق، که هرکس بغض تو و اهل بیت و ذریة تو (که به حق پاک و طاهرند) را داشته باشد از این حوض نخواهد نوشید.

و ای محمد! همة امت تو را وارد بهشت خواهم کرد، مگر کسانی که من اِبای از رفتن آنها را به بهشت داشته باشم!

گفتم: خداوندا، چطور می شود که از کسی ابای رفتن به بهشت را داری؟ وحی شد: ای محمد! تو را از میان خلقم اختیار کردم که حضرت علی علیه السلام   برای تو به منزلة هارون از موسی قرار دادم، مگر اینکه بعد از تو پیامبری دیگر نخواهد بود؛ و محبت علی علیه السلام   را در قلب تو نهادم و او را پدر فرزندان تو قرار دادم؛ و او مانند تو بر امتت حق دارد، پس هرکسی منکر حق او شود، حق تو را انکار کرده است و کسی که اِبای دوست داشتن حضرت علی علیه السلام   را داشته باشد، در حقیقت اِبای از داخل شدن در بهشت را دارد.

پیامبر در ادامه فرمودند: کلام حق تعالی که بدین جا رسید من در مقابل خدواندسجدة شکر کردم و خداوند را به خاطر آنچه بر من تفضل فرموده بود، سپاس گفتم.

در این هنگام یک منادی ندا داد: ای محمد؛ سرت را بالا بیاور و از من هرچه می خواهی سؤال کن تا به تو عطا کنم. من هم گفتم: إلهی اجمع أمتی من بعدی علی ولایة علی بن أبی طالب علیه السلام   لیردوا علی جمیعاً حوضی یوم القیامة؛

خدایا! بعد از من جمیع امتم را بر ولایت حضرت علی علیه السلام   قرار ده تا در روز قیامت همراه با من در کنار این حوض قرار گیرند.

خداوند هم فرمود: ای محمد! من قبل از اینکه بندگانم را خلق کنم قضای آنها را معلوم کردم و بوسیلة این قضای خود، هر که را می خواهم هلاک می کنم و هر که را خواهم هدایت کنم.

همانا من به علی علیه السلام   علم تو را داده ام و او را بعد از تو وزیر و جانشین بر اهل و امت تو قرار دادم.

[ای محمد!] کسی که بغض و دشمنی علی علیه السلام   و انکار ولایت او بعد از تو را داشته باشد، هرگز داخل بهشت نخواهد شد و هرکس بغض او را داشته باشد، بغض تو را دارد و هرکس که بغض تو را داشته باشد، مرا دشمن داشته است.

ای محمد! هرکس با علی علیه السلام   دشمنی کند، با تو دشمنی کرده است و هرکس با تو دشمنی کند، با من دشمنی کرده است. هرکس او را دوست بدارد، همانا تو را دوست داشته و هرکس تو را دوست بدارد مرا دوست داشته است.

و این بشارت من است که این فضیلت را ما برای حضرت علی علیه السلام   قرار دادیم و اینکه از فرزندان او یازده نفر را برگزیدم که همه بواسطة دختر پاک و مطهر تو، فاطمه سلام الله علیها  ، از ذریة تو هستند.

و آخرین از فرزندان تو کسی است که حضرت عیسی علیه السلام   پشت سر او نماز می خواند و او زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد، همچنان که از ظلم و ستم پر شده است و من بوسیلة او مردم را از هلاکت نجات خواهم داد و بواسطة او مردم را هدایت خواهم کرد و او کوران را بینا و بیماران را شفا خواهد داد.

گفتم: خداوندا! در چه زمانی این اتفاقات خواهد افتاد؟

پس خداوند به من وحی فرمود که : این وقایع زمانی است که:

علم پیشرفت می کند و جهل ظاهر می شود. گویندگان زیاد و عمل کنندگان کم می شوند. خواسته های نفسانی زیاد می شود و فقهایی که هدایت کنندة مردم اند، کم خواهند شد و فقهایی که شرّ و خیانت به پا می کنند بر تعدادشان افزوده خواهد شد.

شعراء زیاد می شوند و امت تو قبورشان مسجدشان خواهد شد. قرآن ها را زینت می دهند و مسجدهای آن چنانی با زیور آلات می سازند. ظلم و فساد زیاد و منکر ظاهر می شود و امت تو به منکر، امر خواهند کرد و از معروف نهی؛ مردان به مردان و زنان به زنان اکتفا خواهند نمود.

پادشاهان به کفر، و وزیران به هرزگی، وکارگزاران به ستم، و صاحبان رأی به فسق و تباهی روی می آورند.

در آن زمان سه خسوف (ماه گرفتگی) روی خواهد داد: یکی از مشرق، دیگری در مغرب و یکی هم در جزیرة عرب. خرابی بصره بوسیلة مردی از ذریة تو می باشد که او لشکری به همراه دارد.

آن موقع فرزندی از فرزندان حسین بن علی  علیه السلام   قیام می کند؛ که دجال هم از شرق سرزمین سجستان قیام می کند و سفیانی هم ظاهر می شود.

سخن حق تعالی که بدین جا رسید عرض کردم: خداوندا! بعد از من چه فتنه هایی رخ خواهد داد؟

خداوند فرمود: من تو را آگاه می کنم به بلاء و مصیبت بنی امیه که فتنه ای برای فرزند پسر عمویت علی بن ابی طالب  علیه السلام   خواهند بود که مصیبتش تا روز قیامت ادامه خواهد داشت.

پیامبر در ادامه فرمودند: هنگامی که به زمین آمدم توصیه های خداوند متعال را اجرا کردم و خداوند را بر همة نعمتهایی که بر من ارزانی داشته، سپاس گفتم و او را دائم شکر می گویم همان گونه که پیامبران قبل از من او را سپاسگزاری کردند و همان گونه که قبل از من هر چیزی او را حمد و سپاس گفته و هر آنچه که خداوند خالقش می باشد، تا روز قیامت.(98)

متن روایت:

عن ابن عباس، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: إنه لما عرج بی ربی جل جلاله أتانی النداء: یا محمد؛ قلت: لبیک رب العظمة لبیک فأوحی إلی: یا محمد؛ فیم اختصم الملأ الأعلی؟ قلت: إلهی لا علم لی. فقال لی: یا محمد؛ هل اتخذت من الآدمیین وزیراً و أخاً و وصیاً من بعدک؟ فقلت: إلهی، و من أتخذ، تخیر أنت لی یا إلهی. فأوحی إلی: یا محمد؛ قد اخترت لک من الآدمیین علی بن أبی طالب علیه السلام  .

فقلت: إلهی، ابن عمی ! فأوحی إلی: یا محمد إن علیاً علیه السلام   وارثک و وارث العلم من بعدک و صاحب لوائک لواء الحمد یوم القیامة و صاحب حوضک یسقی من ورد علیه من مؤمنی أمتک. ثم أوحی إلی : أنی قد أقسمت علی نفسی قسَماً حقاً، لا یشرب من ذلک الحوض مبغضٌ لک و لأهل بیتک و ذریتک الطیبین حقّاً حقّاً.

أقول: یا محمد؛ لأدخلنّ الجنة جمیع أمتک إلا من أبی. فقلت: إلهی و أحد یأبی دخول الجنة. فأوحی إلی: بلی یأبی. قلت: و کیف یأبی؟ فأوحی إلی: یا محمد؛

اخترتک من خلقی و اخترت لک وصیاً من بعدک و جعلته منک بمنزلة هارون من موسی إلاّ أنّه لا نبی بعدک و ألقیت محبته فی قلبک و جعلته أبا لِوُلدک فحقّه بعدک علی أمتک کحقک علیهم فی حیاتک فمن جحد حقه جحد حقک و من أبی أن یوالیه فقد أبی أن یدخل الجنة. فخررت لله عز و جل ساجداً شکراً لما أنعم علی.

فإذا مناد ینادی: یا محمد؛ ارفع رأسک، سلنی أعطک. فقلت: إلهی اجمع أمتی من بعدی علی ولایة علی بن أبی طالب علیه السلام   لیردوا علی جمیعاً حوضی یوم القیامة.

فأوحی إلی: یا محمد؛ إنی قد قضیت فی عبادی قبل أن أخلقهم و قضائی ماض فیهم لأهلک به من أشاء و أهدی به من أشاء و قد آتیته علمک من بعدک و جعلته وزیرک و خلیفتک من بعدک علی أهلک و أمتک عزیمة منی لا یدخل الجنة من أبغضه و عاداه و أنکر ولایته من بعدک فمن أبغضه أبغضک و من أبغضک أبغضنی و من عاداه فقد عاداک و من عاداک فقد عادانی و من أحبه فقد أحبک و من أحبک فقد أحبنی و قد جعلت له هذه الفضیلة و أعطیتک أن أخرج من صلبه أحد عشر مهدیاً کلهم من ذریتک من البکر البتول.

آخر رجل منهم یصلی خلفه عیسی ابن مریم علیه السلام   یملأ الأرض عدلاً کما ملئت جوراً و ظلماً. أنجی به من الهلکة و أهدی به من الضلالة و أبرئ به الأعمی و أشفی به المریض.

قلت: إلهی؛ فمتی یکون ذلک؟ فأوحی إلی عز و جل: یکون ذلک: إذا رفع العلم و ظهر الجهل و کثر القرّاء و قلّ العمل و کثر الفتک و قل الفقهاء الهادون و کثر فقهاء الضلالة الخونة و کثر الشعراء و اتخذ أمتک قبورهم مساجد و حلیت المصاحف و زخرفت المساجد و کثر الجور و الفساد و ظهر المنکر و أمر أمتک به و نهوا عن المعروف و اکتفی الرجال بالرجال و النساء بالنساء و صارت الأمراء کفرة و أولیاؤهم فجرة و أعوانهم ظلمة و ذوو الرأی منهم فسقة و عند ذلک ثلاثة خسوف: خسف بالمشرق و خسف بالمغرب و خسف بجزیرة العرب و خراب البصرة علی یدی رجل من ذریتک یتبعه الزنوج و خروج ولد من ولد الحسین بن علی  علیه السلام   و ظهور الدَّجال یخرج بالمشرق من سجستان و ظهور السفیانی.

فقلت: إلهی؛ و ما یکون بعدی من الفتن؟ فأوحی إلی: و أخبرنی ببلاء بنی أمیة و فتنة ولد عمی و ما هو کائن إلی یوم القیامة فأوصیت بذلک ابن عمی حین هبطت إلی الأرض و أدیت الرسالة فلله الحمد علی ذلک کما حمده النبیون و کما حمده کل شی ء قبلی و ما و خالقه إلی یوم القیامة.

سند روایت:

شیخ صدوق در کتاب «کمال الدین» خود، طریق خویش را به این روایت چنین بیان می کند:

«ابن إدریس، عن أبیه، عن محمد بن آدم، عن أبیه، عن ابن أیاس، عن المبارک بن فضالة، عن وهب بن منبه، یرفعه إلی ابن عباس قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم».

همان گونه که در این اسناد مشاهده می شود، سند مرفوع و دچار ارسال و ضعف می باشد، لیکن با توجه به مضمون آن که توسط روایات فراوانی مورد تأیید واقع می شود، ضعف سند قابل جبران می باشد.

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام44

ولایت حضرت علی  علیه السلام   شرط قبولی اعمال؛ چهارده نور مقدس در حال نماز

ابی سلمی، چوپان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، می گوید: از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  شنیدم که می فرمود: شبی که به معراج برده شدم خداوند جل ثنائه به من فرمود:

آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَیهِ مِنْ رَبِّهِ؛ (ایمان آورد رسول به آنچه از طرف پروردگارش به سوی او نازل شد).

من هم گفتم: وَ الْمُؤْمِنُونَ؛ (ایمان آوردیم). خداوند فرمود: راست گفتی ای محمد؛ چه کسی را برای امتت جانشین خود قرار داده ای؟ گفتم: بهترین از امتم را. خداوند فرمود: علی بن بیطالب  علیه السلام   را. گفتم: بله.

خداوند فرمود: ای محمد! من اطلاعی دقیق از زمین و احوال آن دارم، پس تو را از روی آن اختیار کردم و اسمی از اسامی خودم را برای تو جدا کردم و به خاطر همین در هیچ جایی مرا یاد نمی کنند، مگر اینکه ذکر تو هم با من خواهد بود؛ من محمود هستم و تو هم محمد.و علی علیه السلام   را هم انتخاب کرده و برای او هم اسمی از اسامی خود جدا کردم؛ من أعلی هستم و او هم علی.

ای محمد! من تو را و علی و فاطمه و حسن و حسین(علیهما السلام) را از سنخ نور خود خلق کردم و ولایت شما را بر اهل آسمان و زمین عرضه کردم. پس هر کس ولایت شما را قبول کند نزد من از مؤمنین خواهد بود و هر کس منکر ولایت شما شود نزد من از کافرین خواهد بود.

یا محمد؛ لو أن عبداً من عبادی عبدنی حتی ینقطع أو یصیر کالشن البالی ثم أتانی جاحداً لولایتکم ما غفرت له أو یقر بولایتکم.

ای محمد! اگر بنده ای از بندگانم، مرا آن چنان عبادت کند که همچون مُشک پوسیده گردد پس نزد من آید در حالی که ولایت شما را نداشته باشد او را وارد بهشت نخواهم کرد.

بعد از این خداوند متعال فرمود: ای محمد! آیا دوست می داری که اهل بیت و جانشینان خود را ببینی؟ گفتم: بله پروردگارا.

پس فرمود: نگاه کن به جانب راست عرشم. من نگاه کرده و دیدم علی و فاطمه و حسن و حسین و علی بن حسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و المهدی(علیهما السلام) را که در اوج نور بودند در حالی که همگی آنها در حال نماز بودند و مهدی  علیه السلام   در وسط آنها مانند ستاره ای فروزان، کوْکبٌ دُرِّی(99)، درخشش داشت.

پس خداوند متعال فرمود:ای محمد! اینان حجتهای من می باشند و مهدی  علیه السلام   هم انقلابی ای از عترت توست که خون خواه عترت تو می باشد؛ قسم به عزت و جلالم، مهدی علیه السلام   امام واجب الاطاعت برای دوستان من می باشد و او کسی است که از دشمنان من انتقام می گیرد.(100)

متن روایت:

عن أبی سلمی، راعی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم  قال: سمعت النبی صلی الله علیه و آله و سلم  یقول:

لیلة أسری بی إلی السماء قال العزیز جل ثناؤه: آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَیهِ مِنْ رَبِّهِ قلت: وَ الْمُؤْمِنُونَ؛ قال: صدقت یا محمد؛ من خلفت لأمتک؟ قلت: خیرها. قال علی بن أبی طالب علیه السلام  . قلت: نعم. قال: یا محمد؛ إنی اطلعت علی الأرض اطلاعةً فاخترتک منها فشققت لک اسماً من أسمائی فلا أذکر فی موضع إلاّ و ذکرت معی؛ فأنا المحمود و أنت محمد. ثم اطلعت فاخترت منها علیاً علیه السلام   و شققت له اسما من أسمائی فأنا الأعلی و هو علی.

یا محمد؛ إنی خلقتک و خلقت علیاً و فاطمة و الحسن و الحسین(علیهما السلام) من سنخ نوری و عرضت ولایتکم علی أهل السماوات و الأرضین؛ فمن قَبِلها کان عندی من المؤمنین و من جحدها کان عندی من الکافرین. یا محمد؛ لو أن عبداً من عبادی عبدنی حتی ینقطع أو یصیر کالشن البالی ثم أتانی جاحداً لولایتکم ما غفرت له أو یقر بولایتکم.

یا محمد؛ تحب أن تراهم. قلت: نعم یا رب. فقال لی: التفت عن یمین العرش، فالتفت فإذا بعلی و فاطمة و الحسن و الحسین و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و المهدی(علیهما السلام) فی ضحضاح من نور قیاماً یصلون و هو فی وسطهم یعنی المهدی علیه السلام   کأنه کوْکبٌ دُرِّی (نور: 35). فقال: یا محمد؛ هؤلاء الحجج و هو الثائر من عترتک. و عزتی و جلالی؛ إنه الحجة الواجبة لأولیائی و المنتقم من أعدائی.

سند روایت:

در قبول این روایت همین بس که عالمان بزرگ حدیث، چه از شیعه و چه از اهل عامه این روایت را در کتب معتبر خود نقل کرده اند. در کتب معتبر شیعی عالمانی همچون شیخ طوسی رحمة الله، سید بن طاووس و از اهل سنت، خوارزمی و قندوزی این روایت را نقل کرده و دیگران نیز به طریق آنها، به نقل آن در کتب روایی خود اهتمام داشته اند.

شیخ حرّ عاملی رحمةالله در مورد این روایت گوید: «دلالت این حدیث شریف بر اثبات امامت اثناعشری، واضح تر و روشن تر از همة آن ادلة قبلی است (که برای اثبات امامت آوردم).(101)

بنابراین با صرف نظر از سند، این روایت مورد قبول می باشد.

 

 

 

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام46

انکار فضایل علی  علیه السلام   کفر به خداست

ابن عباس می گوید از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  شنیدم که می فرمود: خداوند تبارک و تعالی به من پنج چیز عطا فرمود و به علی  علیه السلام   هم پنج چیز:

به من جوامع الکلم (قرآن) و به علی  علیه السلام   همة علوم عطا کرد. مرا نبی قرار داد و او را وصی. به من کوثر و به او سلسبیل. وحی را بر من و الهام را بر او عطا کرد. مرا به معراج و آسمانها برد و برای او درهای آسمان را باز و حجابها را برایش پاره کرد و کنار زد، تا اینکه او به من نگاه می کرد و من هم به او نگاه می کردم.

ابن عباس می گوید: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  تا اینها را برای من گفتند شروع کردند به گریه کردن! گفتم: یا رسول الله، پدر و مادرم فدای شما؛ چرا گریه می کنید؟

گفت: ای ابن عباس! اول چیزی که (شب معراج) خداوند به من فرمود این بود که: ای محمد! به پایین نگاه کن و من هم نگاه کردم. در این حین دیدم حجابها پاره و کنار زده شد و درهای آسمان هم باز شد. و علی علیه السلام   را دیدم که سرش را به طرف آسمان بلند کرده و با من صحبت می کند و من هم با او صحبت می کردم و خدا هم با من تکلم می کرد.

ابن عباس می گوید، گفتم: ای رسول خدا! در مورد چه چیزی خداوند متعال با شما صحبت می کرد؟

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  فرمودند: خداوند به من فرمود: ای محمد! من علی علیه السلام   را وصی، وزیر و جانشین تو قرار دادم و او را از علم خود آگاهی داده ام. و من در حالی که در پیشگاه قرب الهی بودم، گفتم: خداوندا! قبول کردم و اطاعت می نمایم.

پس خداوند هم ملائکه را امر کرد که بر علی  علیه السلام   درود و سلام فرستند پس ایشان چنین کردند و بر ملائکه هم خطاب شد: و بر شما هم سلام.

و دیدم ملائکه را که به یکدیگر در مورد حضرت علی  علیه السلام   بشارت می دادند و من به هیچ ملکی از ملائکة آسمان عبور نکردم، مگر اینکه مرا در مورد علی علیه السلام   تهنیت می گفتند و می گفتند: ای محمد! قسم به خدایی که تو را به حق مبعوث کرده، ما ملائکه از اینکه خداوند عزوجل، علی علیه السلام   را جانشین تو قرار داده است، غرق شادی و سروریم.

و دیدم تمام حملة عرش الهی، سرشان را به طرف زمین پایین انداخته اند. پس گفتم: ای جبرئیل! چرا حملة عرش چنین کرده اند؟

جبرئیل گفت: ای محمد! هیچ ملکی از ملائکه نیست، مگر اینکه با چهره ای باز به حضرت علی  علیه السلام   نگاه می کند بجز حملة عرش، که خداوند متعال در این لحظه به آنها اجازه داد که به حضرت علی  علیه السلام   نگاه کنند و آنها هم الآن چنین می کنند.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  در ادامه فرمودند: چون به زمین برگشتم همة وقایع معراج را برای علی  علیه السلام   تعریف کردم و او هم مرا از همة آن اتفاقات آگاهی داد. پس دانستم که در هیچ جایگاهی نبودم، مگر اینکه حضرت علی  علیه السلام   از آن جایگاه اطلاع داشته و همه چیز را می دانسته است.

ابن عباس می گوید: کلام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  که به اینجا رسید عرض کردم: یا رسول الله، مرا توصیه ای بفرمایید؟

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  فرمودند: بر تو باد به مودت و دوستی علی بن ابی طالب علیه السلام  . «و الذی بعثنی بالحق نبیاً لا یقبل الله من عبد حسنة حتی یسأله عن حب علی بن أبی طالب علیه السلام 

قسم به خدایی که مرا به حق مبعوث کرد، هیچ بنده ای حسنه ای از آن قبول نمی شود تا اینکه دربارة دوستی علی علیه السلام   از او سؤال می کنند و خداوند تبارک و تعالی هم خود به همة امور آگاه است.

پس اگر دوستی حضرت علی  علیه السلام   را با خود در قیامت بیاورد عملش مقبول خواهد شد و اگر ولایت حضرت علی  علیه السلام   را همراه خود نداشته باشد، از هیچ چیز از او سؤال نخواهد شد و او را روانة آتش خواهند کرد.

ای ابن عباس! قسم به خدایی که مرا به حق مبعوث کرد، آتش بیشترین غضب و شدت خود را بر دشمن و غضب دارندة علی  علیه السلام   دارد و بر کسی که قائل باشد خداوند تبارک و تعالی دارای فرزند است.

ای ابن عباس! اگر تمام ملائکة مقرب الهی و پیامبران و رسولان بر بغض و دشمنی حضرت علی  علیه السلام   اجتماع کنند، هر آینه خداوند تبارک و تعالی ایشان را با آتش خشم خود عذاب می کرد.

سخن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  که به اینجا می رسد ابن عباس می گوید: به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  گفتم: آیا کسی هم هست که بغض حضرت علی  علیه السلام   را داشته باشد؟

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  فرمودند: ای ابن عباس! از امت من کسانی هستند که بغض حضرت علی  علیه السلام   را دارند که خداوند آنها را از اسلام هیچ بهره ای نداده است.

ای ابن عباس! از نشانه های کسانی که بغض حضرت علی  علیه السلام   را دارند، این است که خود را بالاتر از آن می دانند.

قسم به خدایی که مرا به حق مبعوث کرد، خداوند هیچ پیامبری را گرامی تر از من مبعوث نکرد و هیچ جانشینی گرامی تر از علی بن ابی طالب علیه السلام   نیست.

ابن عباس می گوید: همان طور که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  مرا به دوستی حضرت علی  علیه السلام   امر کردند، محبت حضرت را همیشه خواهم داشت.

بعد ابن عباس می گوید: زمانی از این ماجرا گذشت تا اینکه موقع وفات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  شد، دوباره نزد او رفته و گفتم: یا رسول الله! پدر و مادرم فدای شما، اجل شما نزدیک است، آیا مرا به چیزی نصیحت می فرمایید؟

پس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  فرمودند: ای ابن عباس! با من مخالفت کرده است هر کس علی علیه السلام   را مخالفت کند و در روز قیامت برای چنین شخصی هیچ پشت و پناه و یاوری نخواهد بود.

پس گفتم: یا رسول الله! چرا مردم را امر نمی کنید که مخالفت حضرت علی  علیه السلام   را نکنند؟

ابن عباس می گوید: تا این را گفتم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  شروع کردند به گریه کردن که من هم از گریة ایشان بسیار متأثر شدم.

سپس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  فرمودند: ای ابن عباس! قسم به خدایی که مرا به حق نبی مبعوث کرد، احدی از کسانی که مخالفت حضرت علی  علیه السلام   را در دنیا کرده اند و منکر حق او بوده اند، از دنیا خارج نمی شود تا اینکه خداوند تبارک و تعالی از نعمتهایی که دست او بوده همه را تغییر می دهد. (و برایش تبدیل به نقمت می کند.)

ای ابن عباس! اگر می خواهی خدا را ملاقات کنی در حالی که از تو راضی باشد، پس راه علی بن ابی طالب علیه السلام   را طی کن و با او به هر سمتی رفت، حرکت کن. و راضی باش از کسی که علی  علیه السلام   را پیشوای خود قرار داده و دشمن بدار هر کس که او را دشمن می دارد و دوست بدار هر کس که علی علیه السلام   را دوست می دارد.

«یا ابن عباس؛ احذر أن یدخلک شک فیه فإن الشک فی علی  علیه السلام   کفر بالله تعالی»؛ای ابن عباس! بترس از اینکه در مورد علی علیه السلام   شک کنی که همانا شک در مورد او کفر به خداوند تبارک و تعالی است.(105)

متن روایت:

عن عبدالله بن العباس، قال: سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم  یقول: أعطانی الله تعالی خمساً و أعطی علیاً  علیه السلام   خمساً: أعطانی جوامع الکلم و أعطی علیاً علیه السلام   جوامع العلم، و جعلنی نبیاً و جعله وصیاً؛ و أعطانی الکوثر و أعطاه السلسبیل؛ و أعطانی الوحی و أعطاه الإلهام؛ و أسری بی إلیه و فتح له أبواب السماء و الحجب حتی نظر إلی و نظرت إلیه.

قال ثم بکی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم، فقلت له: ما یبکیک فداک أبی و أمی؟ فقال: یا ابن عباس؛ إن أول ما کلمنی به أن قال: یا محمد؛ انظر تحتک فنظرت إلی الحجب قد انخرقت و إلی أبواب السماء قد فتحت و نظرت إلی علی  علیه السلام   و هو رافع رأسه إلی فکلمنی و کلمته و کلمنی ربی عز و جل.

فقلت: یا رسول الله؛ بم کلمک ربک؟ قال: قال لی: یا محمد؛ إنی جعلت علیاً  علیه السلام   وصیک و وزیرک و خلیفتک من بعدک فأعلمه فها هو یسمع کلامک فأعلمته و أنا بین یدی ربی عز و جل. فقال لی: قد قبلت و أطعت. فأمر الله الملائکة أن تسلم علیه ففعلت فرد(علیهما السلام)؛ و رأیت الملائکة یتباشرون به و ما مررت بملائکة من ملائکة السماء إلا هنئونی و قالوا لی: یا محمد؛ و الذی بعثک بالحق لقد دخل السرور علی جمیع الملائکة باستخلاف الله عز و جل لک ابن عمک.

و رأیت حملة العرش قد نکسوا رءوسهم إلی الأرض ! فقلت: یا جبرئیل؛ لم نکس حملة العرش رءوسهم؟ فقال: یا محمد؛ ما من ملک من الملائکة إلا و قد نظر إلی وجه علی بن أبی طالب علیه السلام   استبشاراً به، ما خلا حملة العرش فإنهم استأذنوا الله عز و جل فی هذه الساعة فأذن لهم أن ینظروا إلی علی بن أبی طالب علیه السلام   فنظروا إلیه فلما هبطت جعلت أخبره بذلک و هو یخبرنی به فعلمت أنی لم أطأ موطئا إلا و قد کشف لعلی عنه حتی نظر إلیه.

قال ابن عباس: قلت: یا رسول الله؛ أوصنی. فقال: علیک بمودة علی بن أبی طالب  علیه السلام  . و الذی بعثنی بالحق نبیاً لا یقبل الله من عبد حسنة حتی یسأله عن حب علی بن أبی طالب علیه السلام   و هو تعالی أعلم فإن جاءه بولایته قبل عمله علی ما کان منه و إن لم یأت بولایته لم یسأله عن شی ء ثم أمر به إلی النار.

یا ابن عباس؛ و الذی بعثنی بالحق نبیاً إن النار لأشد غضباً علی مبغض علی علیه السلام   منها علی من زعم أن لله ولدا. یا ابن عباس؛ لو أن الملائکة المقربین و الأنبیاء المرسلین اجتمعوا علی بغضه و لن یفعلوا لعذبهم الله بالنار.

قلت: یا رسول الله؛ و هل یبغضه أحد؟ قال: یا ابن عباس؛ نعم یبغضه قوم یذکرون أنهم من أمتی لم یجعل الله لهم فی الإسلام نصیباً.

یا ابن عباس؛ إنّ من علامة بغضهم له تفضیلهم من هو دونه علیه. و الذی بعثنی بالحق ما بعث الله نبیا؛ أکرم علیه منی و لا وصیاً أکرم علیه من وصیی علی  علیه السلام  .

قال ابن عباس: فلم أزل له کما أمرنی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم  و أوصانی بمودته و إنه لأکبر عملی عندی. قال ابن عباس: ثم مضی من الزمان ما مضی و حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم  الوفاة، حضرته فقلت: فداک أبی و أمی یا رسول الله؛ قد دنا أجلک فما تأمرنی؟ فقال: یا ابن عباس؛ خالف من خالف علیاً  علیه السلام   و لا تکونن له ظهیراً و لا ولیاً.

فقلت: یا رسول الله؛ فلم لا تأمر الناس بترک مخالفته؟ قال: فبکی علیه و آله السلام حتی أغمی علیه. ثم قال: یا ابن عباس؛ سبق فیهم علم ربی. و الذی بعثنی بالحق نبیاً لا یخرج أحد ممن خالفه من الدنیا و أنکر حقه حتی یغیر الله تعالی ما به من نعمة.

یا ابن عباس: إذا أردت أن تلقی الله و هو عنک راض، فاسلک طریقة علی بن أبی طالب علیه السلام   و مل معه حیث مال، و ارض به إماماً و عاد من عاداه و وال من والاه.

یا ابن عباس؛ احذر أن یدخلک شک فیه فإن الشک فی علی علیه السلام   کفر بالله تعالی.

سند روایت:

چندین طریق و اسناد برای این روایت در کتب روایی مهم نقل شده است. ابن حمزة طوسی رحمه الله (معروف به ابن الشیخ، متوفای 560 ق)، در کتاب الثاقب فی المناقب، به دو طریق این روایت را نقل کرده است. به طریقی با استناد از معلی بن هلال، از کلبی، از أبی صالح، از ابن عباس؛ و به طریقی دیگر از احمد بن ولید، از پدرش، از سعد، از عبدالله بن هارون، از محمد بن عبدالرحمان، از ابن عباس.

و حسن بن سلیمان رحمه الله در کتاب المحتضر و ابن شاذان در الفضایل و... نیز این روایت را با اسنادی دیگر در کتب خود نقل نموده اند.

عمادالدین محمّد بن طبری (متوفای 525 ق) به نقل از محمّد بن أبی القاسم گوید:

«این روایت دلالت دارد بر اینکه هرکس دیگری را بر علی علیه السلام   مقدّم بدارد و یا او را برتر از حضرت بداند، او دشمن علی علیه السلام   است، هرچند که ادّعا کند دوستدار علی علیه السلام   می باشد. و نیز بر این مطلب گواه است که شک در برتری و تقدیم امام علی علیه السلام   بر دیگران و اطاعت از آنان، محکوم به کفر است، اگرچه به ظاهر اسلام آورده باشد و بر مطالبی دیگر نیز اشاره دارد که ذکرش در این مجال مناسب نیست».(106)

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام47

علی علیه السلام   واسطة فیض الهی

امام جعفر صادق  علیه السلام   از اجداد طاهرینشان(علیهما السلام)، از قول امام حسین علیه السلام   نقل می کنند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  فرمودند: چون شب معراج مرا به آسمانها و از آنجا منتهی به حجاب نور شدم پروردگارم جل جلاله با من چنین صحبت کرد:

ای محمد! سلام مرا به علی بن ابی طالب  علیه السلام   برسان و او را آگاهی ده که بعد از تو، حجت من بر خلقم خواهد بود.

بواسطة علی علیه السلام   است که باران بر بندگانم نازل می کنم و بلاء را از خلقم دور می کنم و روز قیامت بندگانم را با آن می سنجم؛ پس او را اطاعت کنید و از امر و نهی اش پیروی کنید تا نزد من در جایگاه صدق(107) قرار گیرید، و بهشتم را مباح شماگردانم و جایگاه شما را با اشقیاء از دشمنانم قرار ندهم.(108)

متن روایت:

عن جعفر بن محمد، عن آبائه، عن الحسین بن علی(علیهما السلام)، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: لما أسری بی إلی السماء و انتهی بی إلی حجب النور کلمنی ربی جل جلاله و قال لی: یا محمد؛ بلِّغ علی بن أبی طالب علیه السلام   منی السلام و أعلمه أنه حجتی بعدک علی خلقی. به أسقی العباد الغیث و به أدفع عنهم السوء و به أحتج علیهم یوم یلقونی فإیاه فلیطیعوا و لأمره فلیأتمروا و عن نهیه فلینتهوا اجعلهم عندی فی مقعد صدق و أبیح لهم جنانی و إن لا یفعلوا أسکنتهم ناری مع الأشقیاء من أعدائی ثم لا أبالی.

سند روایت:

شیخ جلیل القدر، محمد بن احمد شاذان قمی رحمه الله (متوفای قرن چهارم ق) در کتاب «مائة منقبة»، طریق خود را به این روایت چنین بیان می کند:

«حدثنی أبی(رضی الله عنه)(109)

قال: حدثنی محمد بن الحسین، قال: حدثنی محمد بن الحسن الصفار قال: حدثنی أحمد بن محمد، قال: حدثنی أبی، قال: حدثنی عبدالله بن المغیرة ومحمد بن یحیی الخثعمی، قالا: حدثنا محمد بن بهلول العبدی، عن جعفر بن محمد، عن أبیه محمد بن علی، عن أبیه قال: حدثنی أبی الحسین بن علی بن أبی طالب قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم».

سند عالی این اسناد به همراه مضمون خوب آن دلالت بر اعتبار والای این روایت دارد، لذا روایت مورد قبول است.

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام48

علی علیه السلام   بهترین برادر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  فرمودند: شبی که به معراج رفتم به آسمان هفتم رسیدم و آنجا رفرف را آماده کردند که با آن از حجب نور گذشتم و به درگاه الهی راه یافتم که خداوند سفارش هایی به من فرمودند.

پس چون خواستم برگردم یک منادی از ورای حجابها ندا داد: «نعم الأب أبوک إبراهیم و نعم الأخ أخوک علی و استوص به»؛ خوب پدری است پدر تو، ابراهیم  علیه السلام   و خوب برادری است برادر تو علی  علیه السلام  ، پس آن را وصی خود قرار ده.(110)

متن روایت:

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: لمّا أسری بی الی السماء السابعة رفعت الی رفارف من نور ثمّ رفعت الی حجب من نور، فوعد النبی الجبار وقال له اشیاء، فلمّا رجع من عنده نادی مناد من وراء الحجب: نعم الأب أبوک إبراهیم و نعم الأخ أخوک علی و استوص به.

سند روایت:

چندین طریق و سند برای این روایت در کتب روایی مهم نقل شده است. که ما به طریق شیخ صدوق رحمه الله در کتاب علل الشرایع بسنده کرده و آن را نقل می نماییم. البته این نکته را نیز مورد توجه قرار دهم که اصل این روایت نیز به دو گونه نقل شده است. طریقی از آن که مربوط به جریان شورا و جریان بیعت با عثمان می باشد، که امیرالمؤمنین علی علیه السلام   در خطبه ای که ایراد فرمودند، قسمتی از این روایت را بیان فرمودند؛ و طریقی دیگر از آن که روایت ابن عباس می باشد، و صدر روایت نیز مربوط که معراج و حضرت زهرا سلام الله علیها  می باشد.

طریق شیخ صدوق بر این روایت چنین است:

«حدثنا احمد بن الحسن القطان قال: حدثنا الحسن بن علی السکری قال: أخبرنا محمد بن زکریا قال: حدثنا عمر بن عمران قال: حدثنا عبیدالله بن موسی العبسی قال: اخبرنی جبلة المکی، عن طاووس الیمانی عن ابن عباس ».

در طریق ذکر شده شیخ صدوق، برخی از راویان از جمله«عمر بن عمران» و «جبلة المکی» مجهول و ناشناخته بودند، لیکن هرچند که بگوییم سند ذکر شده ضعیف می باشد ولی مضمون و دلالت آن مورد اعتماد و قبول می باشد.

فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام49

حضرت علی  علیه السلام   علَم هدایت

امام صادق علیه السلام   از اجداد طاهرینشان(علیهما السلام) نقل می کنند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  فرمودند: شب معراج خداوند متعال با من چنین صحبت کرد:

ای محمد! حضرت علی  علیه السلام   حجت من بر خلقم، و امام و پیشوای اهل طاعت من می باشد. پس هر کسی او را اطاعت کند، مرا اطاعت کرده است و هر کس او را نافرمانی کند، مرا نافرمانی کرده است و من او را به عنوان علَمی منصوب کردم که امتت بوسیلة آن هدایت خواهند شد.(111)

متن روایت:

عن الصادق، جعفر بن محمد علیه السلام  ، عن أبیه عن آبائه(علیهما السلام) قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: لیلة أسری بی إلی السماء کلمنی ربی جل جلاله فقال: یا محمد؛ فقلت: لبیک ربی. فقال إن علیاً علیه السلام   حجتی بعدک علی خلقی، و إمام أهل طاعتی، من أطاعه أطاعنی و من عصاه عصانی؛ فانصبه عَلَماً لأمتک یهتدون به بعدک.

سند روایت:

شیخ صدوق رحمه الله در کتاب أمالی، طریق خویش را به این روایت چنین بیان می کند، که این اسناد، صحیح و مورد اعتماد می باشد.

«حدثنا محمد بن علی ماجیلویه،قال: حدثنا محمد بن یحیی العطار، قال: حدثنا جعفر بن محمد الکوفی، قال: حدثنا محمد بن الحسین بن زید، عن عبدالله بن الفضل، عن الصادق جعفر بن محمد، عن أبیه، عن آبائه(علیهما السلام)، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم».